کد خبر :10643
میکروپالیتیک قدرت و امکان تحریم کالاهای غیربومی
در کشورهایی مانند ژاپن و کره در مرحله اول به مردم آموخته شد تا وقتی به تولیدات داخلی خودی تکیه نشود و فرهنگ تولید بومی پذیرفته نشود، موفقیت حاصل نمی شود. بنابراین شیوه فعالیت میکروپالیتیک قدرت برای مردم ژاپن اقناع فرهنگی بود. این شیوه با حمایت از تولیدات بومی؛ حتی اگر آن تولیدات ابتدائا کیفیتی نامناسب داشتند، پیگیری شد.
گروه سیاسی اندیشکده برهان / رضا رحمتی؛ در سال 2006 بعد از آن که کاریکاتوریستی دانمارکی با ترسیم کاریکاتوری موهن واکنش سراسری مسلمانان را سبب شد، روزنامه ها، جراید، زعمای دستگاه های سیاست خارجی و دیپلماسی در کشورهای مؤثر در صحنه سیاسی دنیا سفرای خود در این کشور را فراخواندند و سفرای این کشور اخطارها گرفتند. یک اقدام اما در این بین بسیار قابل توجه و چشم گیر بود، برخی کشورهای مسلمان مثل ایران و مالزی کالاهای دانمارک را نخریدند. در سوپرمارکت ها (به عنوان یکی از فضاهای صورت بندی امر سیاسی مفروض در این مقاله) یک اقدام کاملاً «سیاسی» ولی در بستر زندگی روزمره و اجتماعی صورت گرفت، اقدامی سوای از چارچوب حکومت مرکزی. این اقدام به ظاهر ساده ولی بسیار پیچیده، تنبیه به مراتب سهمگین تری برای این کشور خاطی حقوق بشر به حساب آمد؛ که گستره تأثیر آن به مراتب بیشتر از اقدام دولتهای مرکزی در فراخواندن سفرا بود. سبد خرید خانوار در ترکیه، مالزی، و ایران و برخی دیگر از کشورهای اسلامی از لبنیات دانمارک خالی شد و این کشور بازار برخی کشورهای مسلمان مثل مالزی، ترکیه و ایران را برای برهه ای از دست داد. این مقاله حول این سوال صورت بندی شده است: آیا تحریم کالاهای «غیربومی» می تواند عرصه میکروپالیتیک قدرت باشد؟
 
میکرو پالیتیک قدرت
سیاست معنای کلاسیک خود را از دست داده، هم تحت تأثیر چارچوب فیزیکی و هم تحولات تئوریکش. قدرت؛ این کانونی ترین مفهوم سیاست نیز دستخوش دگرگونی شده است، زمانی قدرت در کنترل کنشگر و توان تحمیل اراده ای بر اراده دیگر علی رغم میلش تصویر میشد، که معنی آن فیزیکی و نظامی بود. و رفتار منبعث از قدرت از ساختار سیاسی حکومت نشأت می گرفت. زمانی نیز قدرت به مثابه کنترل منابع و یک صفت تعریف می شد، که باز هم دربردارندگی مسائل فیزیکی و سرزمینی در آن مطمح نظر بود. همه چیز حول انحصار کاربرد زور مشروع توسط دولت بود و سیاست نیز امری دولتی. اما متأثر از تغییر جهان زیست (life-worlds) انسان جهان اجتماعی او نیز تغییر کرد. در جهان زیست تغییر یافته، سیاست مفهومی یکپارچه نیست، مفهومی مشدد، متکثر و تکه تکه است.
 
پست مدرن ها امر سیاسی را صرفا مسئله ای کلان تأویل نمی کنند، هر چند آن را مسئله ای کلان «نیز» می دانند. ایشان سیاست و امر سیاسی را به سطح خرد و پائین ترین حوزه کردارهای (Deeds) وی تقلیل می دهند. در قاموس فکری این قرائت، برخلاف عرصه جامعه شناسی سیاسی کلاسیک که تاثیر جنبش های اجتماعی را بر زندگی سیاسی بررسی می کرد، مسئله اصلی عرصه سیاست خرد (میکروپالیتیک) و تأثیری است که بر زندگی سیاسی دارد. در این جا سطح کنش سیاسی، صرفا معطوف به نظام سیاسی نمی شود، بلکه تمام عرصه های زندگی، از جمله خیابان، سوپرمارکت، ورزشگاه، سینما، دانشگاه و ... «متن هایی سیاسی هستند که واژه ها و گزاره های آن به صورت علائم و نشانه های نمادشناختی، سبک شناختی، روان شناختی، رفتار شناختی، زیباشناختی و ... بروز و ظهور می کنند.» (تاجیک، 1386) این همان چیزی است که ما در این جا به عنوان میکروفیزیک یا میکروپالیتیک یاد می کنیم. این، نه تنها تأثیری به مراتب بیشتر از سیاست کلان داشته و دارد، بلکه به عنوان عرصه جدید کنش های اجتماعی، سیاسی و بین المللی مطرح می شود. بدین ترتیب مطابق با این نظر، سیاست به سمت قهوه خانه ها، سوپرمارکت ها، مغازه ها، اینترنت، موبایل، خیابان، میدان، ورزشگاه و... روانه شده است و دیگر صرفا در دست احزاب سیاسی برای تأثیر بر نظام سیاسی و نظام های سیاسی برای تأثیر بر روند اجتماعی نیست، بلکه باید به سراغ این سطوح خرد نیز رفت.
 
میکروپالیتیک قدرت و کنش بین المللی
زندگی سیاسی انسان معاصر از مرزهای سیاسی داخلی فراتر رفته و مرزهای فرهنگی اجتماعی بین الملل را نیز در بر می گیرد. مثال ابتدای بحث را به یاد بیاورید، در آن جا نخریدن کالاهای دانمارکی در سوپرمارکتها به عنوان امر تنبیهی که تأثیرات ماندگارتر و قابل توجه تری از قطع روابط دیپلماتیک داشت مورد توجه قرار گرفت، امری که تأثیر آن به مراتب بیشتر از فراخواندن سفرا به عنوان یک عرصه ماکرو پالیتیک محسوب می شد. نمونه های بسیاری از این حیث را می توان بر شمرد. از این طیف مثالها زیاد است و به طور خاص در مورد کشورهایی که ناقض حقوق بشر هستند، بیشتر استفاده می شود و مردم از خرید کالاهای کشورهایی که از طریق اردوگاه های کار اجباری دست به ساخت کالا می زنند، خودداری کنند. یا از خرید محصول «الف» که توسط شرکت «ب» که از طریق کار کودک تولید محصول می کند، سر باز زنند. یا کالاها و محصولات کشوری که به مقدسات کشوری توهین می کند را خریداری نمی کنند و به طور کلی تغییر سبد خرید کالا به نفع منافع بشردوستانه است. که این خود می تواند تأثیرگذاری به مراتب بیشتر از شلیک صدها جنگنده به کشورهای هدف داشته باشد.
 
برای نمونه فعالان گروه«کمیته BDS فرانسه؛ عمل برای فلسطین»روز 21 فوریه 2015 در اعتراض به عرضه کالاهای اسرائیلی در فروشگاه‌های زنجیره‌ای «لیدل» در مقابل یکی از شعب این فروشگاه در شهر مون‌پلیه فرانسه تجمع کردندو خواستار تحریم آن ها شدند. (خبرگزاری ام وی اف پرس، 1393)
 
مسلمانان صاحب مراکز تجاری در اسکاتلند در اعتراض به سیاست های رژیم صهیونیستی علیه فلسطینی ها، کالاهای این رژیم را تحریم کردند.  30 تجارتخانه در محله های مسلمان نشین در شهر «گلاسکو» از تحریم کالاهای صهیونیستی حمایت کرده اند. بر روی بسیاری از تجارتخانه های مسلمانان در شهر گلاسکو تابلوهایی نصب شده که روی آنها نوشته شده است: «کالاهای اسرائیلی نمی فروشیم.» (آرنِت پرس، 1393)
 
در اسلام‌آباد، هزاران نفر از مردم پاکستان با اعتراض به منتشر شدن کاریکاتور موهن پیامبر کالاهای فرانسوی را تحریم کرده و از مسلمانان خواستند با تحریم همه جانبه فرانسه خشم خود را نشان دهند. (خبرگزاری فارس، 1393)
 
در اینجا تمام کنش هایی که صورت گرفته، کنشهای زندگی روزمره است، از زندگی روزمره در سوپرمارکتها و خیابان ها آغاز می شود و به آن ختم می شود و هیچ نسبتی نیز با نظام های سیاست و مرکزیت قدرت ندارد. در تمام این مثالها مرزها در نوردیده شده و مخاطبان اقدام دولتهایی هستند که از اقتدار خاص نظامی نیز برخوردارند، ولی وارد زندگی روزمره افراد کشورهای دیگر شده اند.
 
تحریم «غیر بومی» و میکروپالیتیک قدرت
حال به سراغ سوال ابتدای بحثمان می رویم "آیا «تحریم غیربومی» می تواند عرصه میکروپالیتیک قدرت باشد؟" در تمام مثالهایی که در بخش فوق مورد بررسی قرار گرفت، یک اقدام و کنش ضدحقوق بشری صورت گرفته بود، که سبب شده بود زندگی روزمره مردم متأثر شده و واکنشی در همان ساحت زندگی روزمره به آن داده شود، امری که در تحریم ایران نیز (سوای از تمام ابعاد سیاست کلان آن وجود دارد که در این جا محل بحث نیست) مشهود است یعنی نقض یک مسئله حقوق بشری، نقض حقوق اولیه از جمله حق برخوردار بودن از سلامت به واسطه دارو، حق داشتن رفاه به واسطه تحدید معاش مردم و ... صورت گرفته است. بنابراین فضای سیاسی مترصد اقدام در عرصه سیاست خرد است. مویدترین و برجسته ترین این اقدام نیز تحریم کالاهای کشورهای تحریم کننده (در عرصه سیاست کلان) است. اما با این تفاوت که به واسطه درگیر شدن زندگی روزمره این بار سیاست خرد میتواند درگیر شود. اما چگونه می توان از تحریم «غیر بومی» به عنوان میکروپالیتیک قدرت بهره برد؟ در این جا برخی از ویژگی های این نوع از قدرت با توجه به موضوع تحریم غیر بومی را مورد بررسی قرار می دهیم.
 
ویژگی های میکروپالیتیک تحریم «غیر بومی»:
الف. ضد مرکزیت گرا بودن: دلوز تصریح می کند «دیگر همه ما گروهک هستیم، نمایندگی و نماینده شدن تمام شد؛ فقط جنبش وجود دارد. از تحلیل های فوکو در خصوص قدرت حاکم و یا شبکه قدرت جامعه بر می آید که این شبکه در واقع خود به شکل «گروهکی» عمل می کند یعنی هرگز با قدرت واحدی مواجه نیستیم، بلکه همواره این شبکه نامحدود و متکثر «گروهک ها»ی اجتماعی هستند که به ویژه در هئیت جامعه مدنی، پیکره اصلی قدرت را می سازند. (تاجیک، 1386)
 
تحریم «غیر بومی» به مثابه یک عرصه و نمود میکروپلیتیک قدرت، امری مرکزیت زدا، و متناسب با شرایطه زندگی روزمره و زندگی در عرصه های سیاسی جدید است، این رفتار امری حکومتی نیست. به عبارتی شبکه کلان قدرت و ساختار نظام سیاسی تهییج کننده این میکروپالیتیک نبوده و صحنه «نمایندگی» ساختار نظام سیاسی در این عرصه مشاهده نمی شود. بلکه «گروهکی» است که از هیچ قدرت واحدی برخوردار نیست. زمانی که «ضرورت» به همراه مقوله «پیشرفت» واژگان کلیدی یک گروه مدنی باشد، در اینجا پشتوانه حرکتی گروهی برای واکنش به یک امر اقتصادی می شود. امری که برپایی سیاست در زندگی روزمره نشات می گیرد و زندگی روزمره را متأثر از خویش میکند. در اینجا سخنی از ساختار مرکزیتگرای قدرت نیست، بلکه سخن از ساختار اقتدارگریز امر سیاسی در زندگی خیابانی و سوپرمارکتی است.
 
ب. غیرسرمایه دارانه بودن؛ امر سیاسی میکروپالیتیک، نشأت گرفته از زندگی روزمره و عادی است، در اینجا نقش اخلاقیات شفاهی بسیار برجسته است. در میکروپالیتیک تحریم، تبلیغات «غیر بومی» مغایر با زندگی روزمره تلقی شده، امری سرمایه دارانه تصویر می شود، حتی اگر این مهم، توسط ساختار سازمانی مرکزیت گرا صورت گیرد. حتی اگر عرصه خیابان، رسانه، سینما، کافه، قهوه خانه و ... تبدیل به نشانه ای از ماکروپالیتیک سرمایه داری شده باشد، زندگی روزمره مقاومت کرده و میکروپالیتیک تحریم را صورت بندی میکند. چرا که متأثر از اخلاقیاتی است که توسط تحدید ماکروپالیتیک منافع سرمایه دارانه تحت الشعاع قرار گرفته در صدد از بین بردن تمام ایماژینرهای آن خواهد بود.
 
ج. منازعه قدرت و مقاومت؛ همانطور که در مثالهای فوق در خصوص تحریم کالاهای کشورهای ناقض حقوق بشر گفته شد، میکروپالیتیک عرصه مقاومت در برابر قدرت است. لذاست که با استمساک به اصل پیشین، قدرت و ایماژینرهای آن، نمادها و ارزشهای آن در تمام عرصه های زندگی روزمره زیر سوال می رود. آلمان بعد از جنگ دوم جهانی به مملکتی کمر شکسته تبدیل شد و مردم در حالی نظاره گر پایان خفت بار جنگ جهانی بودند که از شهرها و اقتصادشان چیزی جز تل خاکستر باقی نمانده بود، و همین سرخوردگی مقاومت را تشدید کرده و میکروپالیتیک را به تولید داخلی پیوند زد. در این فضای مقاومت، حتی اگر تمام معیارها و شاخص های قدرت برخلاف زندگی روزمره و عوامل تحدید کننده آن وجود داشته باشند، در برابر فشار تبلیغات بر روی بیلبردهای خیابانها و میدان ها و تلویزیون و ... مقاومت صورت گرفته و میکروپالیتیک تحریم «غیر بومی» را انتخاب می شود.
 
د. شیوه فعالیت شفاهی: خصلت بعدی، شیوه فعالیت شفاهی و علنی و نه متمرکز و سازمانی این جنبش است. میکروپالیتیک تحریم به صورت سازمان یافته ایجاد نمی شود. در کشورهایی مانند ژاپن و کره در مرحله اول به مردم آموخته شد تا وقتی به تولیدات داخلی خودی تکیه نشود و فرهنگ تولید و مصرف بومی پذیرفته نشود، موفقیت حاصل نمی شود. بنابراین شیوه فعالیت میکروپالیتیک قدرت برای مردم ژاپن به صورت اقناع فرهنگی صورت گرفت. این شیوه میکروپالیتیک تحریم را با حمایت از تولیدات بومی پیگیری کرد حتی اگر آن تولیدات ابتدائا کیفیتی نامناسب داشته باشند.
 
فرجام سخن
شناخت بر پایه دو روکن شکل می گیرد، نخست، مشاهده عینی و دوم استدلال منطقی، مشاهده عینی که برخی متفکران آنرا شناخت واقعیت می دانند، بر سه قسم ابتنا یافته است. نخست واقعیت گذشته که از طریق تاریخ قابل دستیابی است، دوم واقعیت حال که از طریق مشاهده و تحلیل قابل بررسی است و سوم واقعیت اقتضایی. قسم سوم از واقعیت را واقعیت آینده یا اقتضایی گویند، این واقعیت هر چند اتفاق نیفتاده است ولی قابل وارسی است. میکروپلیتیک تحریم در این قاموس قابل بررسی است، واقعیت تحریم کالاهای غیر بومی هر چند در کشور ما اتفاق نیفتاده است، ولی به عنوان امری که محتمل است بسیار قابل توجه است. امری که میتواند صحنه کنش سیاسی را در پیوند با زندگی روزمره قرار داده و میکروپلیتیک تحریم را به عنوان ابزار کنش سیاسی مورد توجه قرار دهد.
 
منابع :
- تاجیک، محمدرضا (1386) « خیابان و سیاست؛ تجربه سیاستی از جنس بازیگوشی در ایران امروز»، پژوهشنامه علوم سیاسی، دوره دوم آذر شماره 4.
- خبرگزاری ام وی اف پرس (1393)، «تداوم اعتراضات فعالان فرانسوی برای تحریم کالاهای اسرائیلی» در :
 http://www.mwfpress.com/vglfv0dj.w6dxtw,iiygaw.p.html
 
- ارنت پرس، (1393)، «مسلمانان اسکاتلندی کالاهای رژیم صهیونیستی را تحریم کردند»، در:
http://www.arnet.ir/?a=content.id&id=14400&print=1
 
- خبرگزاری فارس (1393) « مردم پاکستان کالاهای فرانسوی را تحریم کردند» در:
http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13931029000835
 
 
رضا رحمتی؛ کارشناس مسائل بین الملل / انتهای متن|