کد خبر :11071
تشریک‌مساعی خطّ نفاق و جبهه استکبار در القای یأس و بدبینی در نظام اسلامی
رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار با اعضای محترم مجلس خبرگان ضمن مقایسه‌ای میان شرایط امروز کشور و صدر اسلام توجّه مردم و نخبگان را به درک شرایط و وضعیّت خاص هر دوره از نظام اسلام فراخوانده و در ضمن تشبیه وضعیت فعلی نظام جمهوری اسلامی به‌نظام اسلامی نوپای رسول خدا (ص) در مدینه، از لزوم اجتناب از القای یأس و ناامیدی و انتشار ویروس بدبینی در جامعه سخن گفتند. امری که می‌تواند دروغ دشمن را در چشم مردم راست و فعالیت مثبت نظام اسلامی را دروغ جلوه دهد.
گروه سیاسی اندیشکده برهان / مرتضی خان جانی
پس از شکست مسلمین درنبرد احد به‌واسطه‌ی عدم مقاومت و پایداری، دنیاطلبی برخی از آن‌ها و فرار عده‌ای دیگر از مسلمانان، جبهه‌ی کفر و استکبار در تحلیل خود به این نتیجه رسید که شکست در بدر باوجود نسبت یک‌سوم سپاه اسلام، صرفاً یک اتفاق بوده است و می‌توان با هجومی همه‌جانبه نظام اسلامی نوپای پیامبر اسلام (ص) را به‌زانو درآورد.
 
 بر همین اساس در طراحی عملیاتی که توسّط یهود و مشخصاً قبائلی چون بنی نضیر، بنی وائل، ساکنان خیبر و... صورت گرفت در جنگی اقتصادی – نظامی به‌صورت همکاری مشترک توسّط مشرکان مکه به رهبری ابوسفیان و یهودیان از قبائل مختلف در اطراف مدینه زمینه‌های نبرد احزاب در شوال سال پنجم هجری[1] آغاز می‌شود.[2] برخی دیگر از اعراب غیرمسلمان نیز مشرکین و یهودیان را در این جنگ به واسطه‌ی رشوه‌هایی که دریافت کرده بودند یاری می‌کردند.[3] بنابراین در زمستان سرد آن سال شرایطی ایجاد می‌شود تا رسول خدا (ص) و مدینه که اکنون جامعه‌ی اسلامی را در بر گرفته است تحت شدیدترین محاصره‌ی اقتصادی قرار بگیرد. زیرا بدیهی است که دشمنی که قصد تهاجم به شهر مدینه را دارد باید پیش از آن زمینه‌های پیروزی خود را فراهم آورد. از این رو بسیاری از قبائل یهودی مدینه همچون بنی قَینقاع و بنی نظیر که به دلیل پیمان شکنی از شهر مدینه اخراج شده بودند[4] و [5] از دو جنبه با اسلام دشمن بودند. اول؛ رشد روز افزون اسلام و نظام اسلامی و تضعیف یهود، و ثانیاً؛ سابقه‌ی پیمان شکنی و جنگ با رسول خدا (ص) و مسلمانان. همین انگیزه‌ها کمابیش برای سایر گروه‌هایی که به قصد جنگ عازم مدینه شده بودند نیز وجود داشت. در نهایت جمعیّتی رزمی به قوای حداقل 10 هزار نفر در پشت دروازه‌های مدینه اجتماع می‌کنند. این در حالی است که تمام افرادی که در درون شهر مدینه توانایی جنگیدن دارند به 3 هزار نفر می‌رسند.[6] همچنین دو سپاه از حیث تجهیزات نظامی متوازن نیستند.[7]
قرآن شرایط سخت تحمیلی بر مسلمین را در آن روز اینگونه روایت می‌کند:
 
«إِذْ جاؤُکُمْ مِنْ فَوْقِکُمْ وَ مِنْ أَسْفَلَ مِنْکُمْ وَ إِذْ زاغَتِ الْأَبْصارُ وَ بَلَغَتِ الْقُلُوبُ الْحَناجِرَ وَ تَظُنُّونَ بِاللَّهِ الظُّنُونَا(10)  هُنالِکَ ابْتُلِی الْمُؤْمِنُونَ وَ زُلْزِلُوا زِلْزالاً شَدیدا ً(11)»
«آن گاه که از طرف بالا و پایین (شهر) تان به شما روی آوردند ، و آن گاه که چشم‌ها (از غایت ترس مانند چشم غش زدگان) کج شد و دل‌ها به حنجره‌ها رسید و به خداوند گمان‌های ناروا می‌بردیددر آن هنگام مؤمنان آزمایش شدند و سخت متزلزل و مضطرب گشتند.»
رهبر معظم انقلاب اسلامی در توضیح وضعیّت مسلمین در آن برهه می‌فرمایند:
 
«امروز خب مشاهده می‌کنید دیگر؛ همه‌ی دنیاپرستان و قدرت‌طلبان و جنایت‌کاران و اهل زور و ظلم و طغیان در سرتاسر عالم، در رده‌های مختلف اقتدار، در مقابل جمهوری اسلامی صف کشیده‌اند و حمله هم کرده‌اند و دارند از همه‌ی جوانب حمله هم می‌کنند؛ عین همین قضیّه در جنگ احزاب اتّفاق افتاد. خب همه‌ی جمعیّت مدینه آن روز شاید به ده هزار نفر نمی‌رسید؛ زن و مرد و کوچک و بزرگ و بچّه و مانند اینها. احزاب -یعنی کفّار و مشرکین مکّه- از تمام اقوام موجود در آن منطقه، مردان زبده‌ی جنگی‌شان را انتخاب کردند، ده هزار نفر شدند! حمله کردند به مدینه؛ این قضیّه‌ی کوچکی نبود. گفتند می‌رویم مدینه، همه را قتل‌عام می‌کنیم؛ هم خود آن مدّعی نبوّت را -یعنی پیغمبر را- هم اصحابش را؛ قال قضیّه را می‌کنیم، تمام می‌کنیم قضیّه را. با اینکه دَأب پیغمبر این بود که وقتی جنگ می‌شد، این جنگ را بیاورد بیرون شهر و در شهر نمانَد، امّا این حادثه این‌قدر مُهیب و هولناک و سریع اتّفاق افتاد که پیغمبر مجال نکرد نیروهای خودش را ترتیب بدهد و بیاورد آماده کند برای مثلاً یک بسیجِ بیرون شهر مدینه، مجبور شد [دُور] شهر مدینه را خندق بزند که به جنگ خندق معروف است. حادثه‌ی بسیار مهمّی بود. خب مؤمنین در مقابل این حادثه قرار گرفتند.»[8]
 
فارغ از جبهه‌ای که در مقابل اسلام و رسول خدا صف آرایی کرده‌اند و اقتصاد و امنیّت مدینه را مختل نموده‌اند، گروهی نیز در داخل جامعه‌ی اسلامی وجود دارند که قرآن از ایشان به «منافقین» و «کسانی که در قلبهایشان مرض است» تعبیر می‌کند. این جریان در واقع کسانی هستند که هر چند شهروند جامعه‌ی اسلامی محسوب می‌شوند امّا بسیاری از اهداف و روش‌های خود را با جریان مستکبر دشمن رسول خدا (ص) منطبق می‌بینند. از این رو در زمانی که شرایط را برای فشار بر پیامبر و نظام اسلامی مهیّا می‌بینند خط تولید و القای یأس و تردید را برای پراکندن و متفرّق نمودن مردم از اطراف پیامبر (ص) را در پی می‌گیرند.
 
فارغ از جبهه‌ای که در مقابل اسلام و رسول خدا صف آرایی کرده‌اند و اقتصاد و امنیّت مدینه را مختل نموده‌اند، گروهی نیز در داخل جامعه‌ی اسلامی وجود دارند که قرآن از ایشان به «منافقین» و «کسانی که در قلب‌هایشان مرض است» تعبیر می‌کند. این جریان در واقع کسانی هستند که هر چند شهروند جامعه‌ی اسلامی محسوب می‌شوند امّا بسیاری از اهداف و روش‌های خود را با جریان مستکبر دشمن رسول خدا (ص) منطبق می‌بینند. از این رو در زمانی که شرایط را برای فشار بر پیامبر و نظام اسلامی مهیّا می‌بینند خط تولید و القای یأس و تردید را برای پراکندن و متفرّق نمودن مردم از اطراف پیامبر (ص) را در پی می‌گیرند.
در واقع وجود تحریم اقتصادی در کنار تهدید نظامی بهانه‌ای می‌شود تا جریانات معاند در درون شهر مدینه به دنبال اغتشاش و مسئله سازی برای تضعیف موقعیّت پیامبر (ص) و شکست ایشان در برابر استکبار باشند. بنابه نقل‌های تاریخی درزمانی که پیامبر و سایر مؤمنین با ایجاد استحکامات نظامی مناسب و آرایش درخور دفاعی توانستند دشمن مستکبر را در پشت دروازه‌های مدینه متوقّف نمایند، عده‌ای منافقان مسائل اقتصادی، رفاهی و حتّی امنیّت داخلی را به چالشی برای جامعه‌ی اسلامی و شخص رسول خدا (ص) مبدّل نمودند. در موردی شخصی که از افراد با سابقه در اسلام و از اهالی بدر شمرده می‌شد به طور علنی به مقابله با پیامبر برخاسته و به ترویج خطّ یأس در میان مردم می‌پردازد. بنابر نقل طبری و یعقوبی «مُعَتّب بن قُشیر»، از منافقان، گفت که محمد به ما وعده‌ی گشایش قصرهای کسری و قیصر را می‌داد، در حالی که اکنون کسی برای قضای حاجت هم جرأت بیرون رفتن ندارد![9] این عبارت بسیار مشابه سخن کسانی است که در چالش‌های امروز اقتصاد در نظام جمهوری اسلامی با درشت نمایی خط بدبینی و یأس می گویند نظامی که روزی در صدد صادر کردن انقلاب خود بود امروز در تأمین مایحتاج بهداشتی نوزادان خود نیز درمانده است.
 
قرآن کریم نیز با تمرکز بر همین خط دشمنان علی الظاهر موجّه داخلی به تبلیغات منفی ایشان علیه رسول خدا (ص) در برهه‌ی جنگ احزاب اشاره می‌کند:
«وَ إِذْ یقُولُ الْمُنافِقُونَ وَ الَّذینَ فی‏ قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ ما وَعَدَنَا اللَّهُ وَ رَسُولُهُ إِلاَّ غُرُوراً (12)»
«و (به یاد آر) زمانی که منافقان و کسانی که در دل‌هایشان بیماری ( ضعف ایمان ) است می‌گفتند: خدا و رسولش به ما جز وعده‌ای فریبنده نداده‌اند.»[10]
رهبر معظم انقلاب اسلامی در توصیف شرایط جامعه‌ی نبوی در آن روز می‌فرمایند:
«کسانی که دلهایشان مریض بود، این‌ها گفتند که پیغمبر به ما راست نگفت، گفت شما پیروز می‌شوید؛ بفرما! لشکر دشمن آمده و دارد می‌آید، پدر ما را در می‌آورند. یعنی یأس و ناامیدی و خودکم‌بینیِ در مقابل دشمن و یک گرایش قلبی پنهان به دشمن در آنها وجود داشت.»[11]
همین خطّ فکری است که با نفی «مقاومت» و تئوری ایستادگی در برابر قدرت مادی کفر بنا دارد مقاومت را در شهر مدینه شکسته و شهر را به یکباره تسلیم جریان کفر نماید. آنچه این ایده را در جامعه‌ی مدینه می‌تواند تقویّت کند، عهد شکنی قبیله بنی قریظه در پشت جبهه و درون شهر است. به دنبال نقض عهد یهودیان بنی قریظه و ایجاد اتحاد میان انان و مشکرین مهاجم به مدینه مطابق برخی اخبار این احتمال وجود داشت که حدود سه هزار نفر از مشرکین از راه قلعه‌ی بنی قریظه وارد در شهر مدینه شده و از پشت به مسلمین حمله نمایند. برای دفع این خطر، رسول خدا (ص) 500 نفر از مسلمین را برای حفاظت از راه‌های محتمل
 حمله‌ی یهودیان و مشرکین از جانب بنی قریظه به آنجا فرستادند و توانستند امنیّت را برقرار سازند.[12] امّا همین سایه‌ی جنگ موهوم داخلی برای بهانه تراشی و تردید در مقاومت توسّط منافقان کفایت می‌کرد. قرآن در این باره می‌فرماید:
«وَ إِذْ قالَتْ طائِفَةٌ مِنْهُمْ یا أَهْلَ یثْرِبَ لا مُقامَ لَکُمْ فَارْجِعُوا وَ یسْتَأْذِنُ فَریقٌ مِنْهُمُ النَّبِی یقُولُونَ إِنَّ بُیوتَنا عَوْرَةٌ وَ ما هِی بِعَوْرَةٍ إِنْ یریدُونَ إِلاَّ فِراراً (13) وَ لَوْ دُخِلَتْ عَلَیهِمْ مِنْ أَقْطارِها ثُمَّ سُئِلُوا الْفِتْنَةَ لَآتَوْها وَ ما تَلَبَّثُوا بِها إِلاَّ یسیراً (14)»[13]
«و (یاد کن) آن هنگام که گروهی از آنها گفتند: ای اهل مدینه (این میدان) عرصه مقاومت شما نیست (و گرنه همه کشته می‌شوید) پس بازگردید و گروهی هم از پیامبر اجازه بازگشت می‌خواستند ، می‌گفتند: خانه‌های ما بی حفاظ است ، در حالی که بی حفاظ نبود ، آن‌ها جز فرار (از جهاد) چیزی نمی‌خواستند.(13) و اگر احزاب از اطراف مدینه در خانه‌های آنها بر آنها وارد می‌شدند سپس از آنها خواسته می‌شد که دست از دینشان بردارند حتماً آن را می‌پذیرفتند و جز اندک زمانی در پذیرش درنگ نمی‌کردند.(14)»
 
تعبیر به «یستأذن» حکایت از تئوریزه کردن ترس و نا امیدی از سوی برخی دارد. جریانی با طلب اذن از پیامبر برای فرار و عدم مقاومت در برابر دشمن قصد دارند در روحیه سایر مؤمنین و شهروندان مدینه ایجاد خلل و سستی نمایند. این همه در حالتی اتفاق می افتد که امیرالمؤمنین (ع) و برخی از مؤمنین راستین در خطّ مقدم جبهه در حال کارزار با زبده‌ترین نیروهای دشمن هستند.[14] نبرد امام علی (ع) با عمرو بن عبدود یا فارس یلیل که در تاریخ آمده است از برترین سواران عرب در آن روز بوده است از حساس‌ترین صحنه‌های نبرد احزاب است.که رسول خدا هر ضربت شمشیر امام را برتر از تمام عبادت جن و انس دانستند.[15]

 

 

بنابه نقل‌های تاریخی در زمانی که پیامبر و سایر مؤمنین با ایجاد استحکامات نظامی مناسب و آرایش درخور دفاعی توانستند دشمن مستکبر را در پشت دروازه‌های مدینه متوقّف نمایند، عده‌ای منافقان مسائل اقتصادی، رفاهی و حتّی امنیّت داخلی را به چالشی برای جامعه‌ی اسلامی و شخص رسول خدا (ص) مبدّل نمودند. در موردی شخصی که از افراد با سابقه در اسلام و از اهالی بدر شمرده می‌شد به طور علنی به مقابله با پیامبر برخاسته و به ترویج خطّ یأس در میان مردم می‌پردازد. بنابر نقل طبری و یعقوبی «مُعَتّب بن قُشیر»، از منافقان، گفت که محمد به ما وعده‌ی گشایش قصرهای کسری و قیصر را می‌داد، در حالی که اکنون کسی برای قضای حاجت هم جرأت بیرون رفتن ندارد![16] این عبارت بسیار مشابه سخن کسانی است که در چالش‌های امروز اقتصاد در نظام جمهوری اسلامی با درشت نمایی خط بدبینی و یأس می گویند نظامی که روزی در صدد صادر کردن انقلاب خود بود امروز در تأمین مایحتاج بهداشتی نوزادان خود نیز درمانده است.

 

با این حال امّا در کنار جنگ نخست نظامی و اقتصادی در دروازه‌های شهر، جنگ دومی به موازات آن در درون شهر میان مؤمنین و منافقین در جریان است. طول بیش از بیست روزه‌ی محاصره و قحطی شدید «نبرد روحیه‌ها» در جریان است و ستون پنجم دشمن مستکبر بنا دارد با مبالغه در بیان مشکلات شهر از مقاومت و ایستادگی مسلمین بکاهد. رهبر معظم انقلاب در توصیف فرآیند القای یأس و بدبینی در جامعه چنین می‌فرمایند:
«گاهی اوقات در بیان آن انتقادی که نسبت به یک دستگاهی یا به یک شخصی داریم، مبالغه می‌کنیم. این مبالغه مضر است؛ این مبالغه در آلوده کردن و هرچه بیشتر مضطرب کردنِ افکار عمومی به کار خواهد رفت؛ این کاری است که باید به آن توجّه کرد. و ویروس بدبینی را نباید گسترش داد... نوع گفتن، نوع اقدام کردن،‌ نوع برخورد کردن باید جوری نباشد که موجب بشود که مردم اسیر و دچار بیماری بدبینی بشوند؛ این بدبینی را دیگر نمی‌شود درست کرد. جوری نباشد که مردم به وضعی دربیایند که هرچه تبلیغات مثبت در یک جهتی انجام بگیرد، قابل باور نباشد برای مردم، [امّا] یک کلمه‌ی دروغ از طرف دشمن تا گفته می‌شود، قابل باور باشد برای مردم؛ این چیز خیلی خطرناکی است...»[17]
در پایان اما به پاس مقاومت جانانه‌ی اهل ایمان زمینه‌های امداد و نصرت الهی فراهم شده و باد و طوفان بساط مشکرین و یهودیان را از اطراف شهر جمع می‌کند:
«یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا اذْکرُوا نِعْمَةَ اللَّهِ عَلَیکمْ إِذْ جاءَتْکمْ جُنُودٌ فَأَرْسَلْنا عَلَیهِمْ رِیحاً وَ جُنُوداً لَمْ تَرَوْها وَ کانَ اللَّهُ بِما تَعْمَلُونَ بَصِیراً»[18]
« ای کسانی که ایمان آورده‌اید ، به یاد آرید نعمت خدا را بر خود آن گاه که ( در جنگ احزاب ) لشکریانی ( انبوه از قبایل متعدد عرب ) به شما روی آوردند ، پس بر آنها بادی ( سرد و تند ) و سپاهیانی ( از فرشتگان) که شما آنها را ندیدید فرستادیم ، و همیشه خداوند به آنچه عمل می‌کنید بیناست.»
 
پس از این ایستادگی و مقاومت جانانه است که باب فتوحات و پیروزی‌هایی همچون خیبر، فتح مکّه، حنین و ... برای جامعه‌ی اسلامی در مقابل جامعه‌ی استکبار فراهم می‌شود. بنابراین همان سنّتی که درباره مقاومت یاران اندک طالوت در برابر جالوت مستکبر وجود دارد بار دیگر نشان داده می‌شود:
«فَهَزَمُوهُمْ بِإِذْنِ اللَّهِ وَقَتَلَ دَاوُودُ جَالُوتَ وَآتَاهُ اللَّهُ الْمُلْک وَالْحِکمَةَ وَعَلَّمَهُ مِمَّا یشَاءُ»[19]
«پس آنان را به توفیق خدا شکست دادند. و داود [جوان مؤمن نیرومندی که در سپاه طالوت بود] جالوت را کشت، و خدا او را فرمانروایی و حکمت داد، و از آنچه می‌خواست به او آموخت.»


[1] . مصادف با اواخر اسفند ماه
[2] . بلاذری، أنساب الأشراف، 1977تحقیق محمود فردوس، دمشق، 1977م، ج1، ص409
[3] . واقدی، محمد بن عمر، المغازی، تحقیق مارسدن جونس، لندن، 1966م، ج2، ص442ـ443
[4] . ابن اسحاق، سیرت رسول اللّه، ترجمة رفیع الدین اسحاق محمد بن همدانی، چاپ اصغر مهدوی، تهران، 1361ش.، ج2، ص561.
[5] . ابن سعد، الطبقات الکبری، تحقیق احسان عباس، بیروت، دار صادر، چاپ اول، 1968م، ج2، ص57
[6] . ابن سعد، الطبقات الکبری، بیروت، دار بیروت، 1405ق، ج2، ص66
[7] . واقدی، همان، ص443.
[8] .22/4/1395 بیانات در دیدار جمعی از دانشجویان
[9] . یعقوبی، تاریخ الیعقوبی، بیروت، دار الصاد، بی تا، ج2، ص51 ؛ ، ابن هشام، السیرة النبویة، تحقیق مصطفی سقا و ابراهیم ابیاری و عبدالحفیظ شبلی، قاهره، 1355ق/1936م، چاپ افست بیروت، بی‌تا.، ج3، ص233
[10] . سوره احزاب، آیه 12
[11] .12/4/1395 بیانات در دیدار جمعی از دانشجویان.
[12] . ابن هشام، همان، ج 3، ص 228
[13] . سوره احزاب آیات 13-14
[14] . شش نفر از سپاه اسلام در این نبرد به شهادت رسیدند.
[15] . بحارالانوار، علامه مجلسی، بیروت، دارالاحیاء التراث، ج 20، ص 205
[16] . یعقوبی، تاریخ الیعقوبی، بیروت، دار الصاد، بی تا، ج2، ص51 ؛ ، ابن هشام، السیرة النبویة، تحقیق مصطفی سقا و ابراهیم ابیاری و عبدالحفیظ شبلی، قاهره، 1355ق/1936م، چاپ افست بیروت، بی‌تا.، ج3، ص233
[17] .15/6/1397 بیانات در جمع اعضای مجلس خبرگان رهبری
[18] . سوره احزاب، آیه 9
[19] . سوره بقره آیه 251

 

 

گروه سیاسی اندیشکده برهان / مرتضی خانجانی|