معرفی نمونه ای الهام بخش از تبدیل علم به ثروت در دانشگاه؛
تجربه‌ی ایجاد سازوکار رسیدن به یک محصول دانش بنیان(1)
حتما شما هم اگر فارغ التحصیل دانشگاهی باشید، تصدیق میکنید که فاصله ی زیادی بین نیازهای واقعی جامعه با چیزی که در دانشگاه میگذرد وجود دارد. در این بین اساتیدی هستند که تمام سعی خود را میکنند تا از این فاصله کاسته و به سهم خودشان مسیر دانشگاه را به سمتی که فلسفه ی وجودی آن اقتضا میکند، هدایت کنند. دکتر فرشید رئیسی یکی از این افراد است که دستاورهای کاری او الگوی بارزی است از یک تجربه ی موفق برآمده از دل دانشگاه که اگر فراگیر شده و به صورت موج در آید، کشور ما با شتاب به سمت تحقق اقتصاد دانش بنیان حرکت خواهد کرد.
گروه اقتصادی اندیشکده برهان؛
لطفا معرفی کوتاهی از خودتان و سابقه علمی تان داشته باشید.
من فرشید رئیسی هستم، استاد دانشگاه صنعتی خواجه نصیرالدین طوسی  در رشته برق، گرایش الکترنیک. دوره کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکتری خود را در آمریکا در رشته الکترونیک حالت جامد گذراندم. الان ۲۱ سال است که به ایران برگشته ام و در زمینه تئوری و عملی مشغول به کار در این رشته بر روی ساخت قطعات الکترونیک هستم.
 
برای ما از فعالیت پژوهشی خود  و اینکه چرا این رشته را انتخاب کردید بگویید .
پیشرفت الکترونیک باعث ایجاد یک انقلاب در زندگی ما شده است به طوری که زندگی امروز ما بسیار متفاوت با افرادی است که ۴۰ سال پیش می­زیستند. تمامی کامپیوترها، گوشی های هوشمند و اینترنت، مدیون سریع وکوچکتر شدن قطعات الکترونیکی تا ابعاد نانومتریک هستند. الکترونیک سودآورترین تکنولوژی دنیا است و ایالت کالیفرنیا در آمریکا در مقیاس چند تریلیون دلار از این صنعت درآمد کسب می­کند.
 من از زمانی که به ایران برگشتم دغدغه این را داشتم که پایه های صنعت الکترونیک در ایران ریخته شود. شما هر کاری را بخواهید انجام بدهید نیاز به الکترونیک دارید. حتی مسائل دفاعی و امنیتی نیازمند این رشته هستند. بنابراین اگر کشوری صنعت الکترونیک نداشته باشد مسلما وابسته خواهد بود. متاسفانه ما در ایران حتی یک کارخانه نداریم که قطعات و تراشه­های الکترونیکی تولید کند. بهمین دلیل ما تصمیم گرفتیم خودمان تجهیزات لازم برای تولید قطعات الکترونیکی را بسازیم.
 
هر کدام از این دستگاه ها، قطعات و بخشهای مختلفی داشتند که هیچ کدام در کشور موجود نبود. مسائل مرتبط با ساخت هر کدام از این قطعات را متناسب با حجم و سطح فنی، در قالب پایان نامه در مقاطع کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکتری همین دانشگاه تعریف کردیم. تک تک پروژه ها و اینکه هر پروژه ای باید چه خروجی داشته باشد، مشخص شد.
 
تیم کاری خود را چگونه شکل دادید و سازماندهی کردید؟
 
ما برای تولید قطعات الکترونیکی به دستگاه های تولید این قطعات نیاز داشتیم، اما این دستگاه ها در کشور وجود نداشت. اگر این ماشین آلات را از خارج از کشور وارد می­کردیم، به دلیل محدودیت در خدمات پس از فروش آنها نمی توانستیم بیش از یک یا دو سال از آنها استفاده کنیم. لذا چاره­ی کار را در تولید این دستگاه ها دیدیم.
 هر کدام از این دستگاه ها، قطعات و بخشهای مختلفی داشتند که هیچ کدام در کشور موجود نبود. مسائل مرتبط با ساخت هر کدام از این قطعات را متناسب با حجم و سطح فنی، در قالب پایان نامه در مقاطع کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکتری همین دانشگاه تعریف کردیم. تک تک پروژه ها و اینکه هر پروژه ای باید چه خروجی داشته باشد، مشخص شد.
نتایج حاصل از هر کدام از این پایان نامه­ها قطعه ای از پازل کلی بود و راهگشای ما در بخشی از فرآیند تولید دستگاه بحساب می­آمد. ما موفق شدیم با کمک حدود 100 نفر از دانشجویان مقطع کارشناسی و مقاطع بالاتر، دستگاه های خلا و لانه های نشانی را که پایه اصلی ساخت قطعات الکترونیکی هستند بسازیم.
 
 
با توجه به اهمیت و جایگاه ویژه صنعت الکترونیک که جزء اولویت های ذکر شده کشور در حوزه علم و فن آوری در نقشه جامع علمی کشور میباشد، آیا توانستید حمایتی از نهادهای دولتی برای سرعت بخشیدن به فعایت های پژوهشی خود دریافت کنید؟
 
متاسفانه بسیاری از هدف گذاری هایی که انجام می گیرد کلی گویی بوده و راهکار اجرایی آن مشخص نیست. زمانی که ما میخواستیم ساخت این دستگاهها را شروع کنیم هیچ کس باور نمی کرد که این کار شدنی باشد. خیلی ها برای ما کسانی را مثال میزدند که سراغ این فعالیت رفته و ناکام مانده اند. ولی ما و دوستان به واسطه تجربه کاری که داشتیم، میدانستیم چه قدمهایی باید برداشته شود تا به صورت مدون به هدف نزدیک شویم.
 بنابراین بسیار مهم است کسانی که در مسند اجرائی و تصمیم گیری برای ارائه ی این حمایت ها قرار میگیرند، درک درستی از موضوع داشته باشند که متاسفانه شاهد این موضوع نیستیم.
متاسفانه به مجرد اینکه دولت اعلام میکند که میخواهد بودجه ای را به زمینه خاصی اختصاص بدهد، همه برای گرفتن آن ادعا میکنند که در آن زمینه صاحب نظر و دارای توان اجرایی هستند. متاسفانه باید بگویم که بودجه بین این افراد به صورت شاباش پخش و حیف و میل می شود .
امکان ندارد که ایده ی برتر در یک خرد جمعی به تصویب برسد. همه نمیتوانند صاحب ایده ی برتر را درک کنند، زیرا اگر دیگران هم همانقدر ابتکار داشتند حتما به ذهن خودشان رسیده بود.  ما باید این افراد را بشناسیم.
 
در آمریکا، زمینه کاری من در دوره دکترا در حوزه ابررسانایی بود. مسئول پخش کردن بودجه در حوزه ابررسانایی برای مسائل دفاعی در آمریکا فردی بود به نام ژنرال دکتر واینستاک. او منابع مالی را برخلاف کشور ما که بر اساس ادعای افراد توزیع میشود، به کسانی اختصاص میداد که قبلا سوابق کاری موفق و روشنی داشتند. هر تیمی که نمیتوانست کار را به نتیجه برساند، حتی اگر دارنده جایزه نوبل بود، از لیست او حذف میشد. من یکبار بعد ازحدود 5 سال ایشان را برای اولین بار از نزدیک ملاقات و خود را معرفی کردم. برای من بسیار جای تعجب داشت که دیدم همه چیز را در مورد من و جزئیات فعالیت های علمی­ام میداند. شخصی که میلیون ها دلار بودجه دست او بود و شاید به حدود هزار نفر این بودجه را اختصاص می­داد، بدون اینکه من را دیده باشد از جزئیات فعالیت های من دقیقا مطلع بود.
او در این زمینه، متخصص محض و مورد قبول همه­ی ما بود و بر اساس توانایی و تشخیصی که داشت، تصمیم میگرفت که بودجه را به چه کسی بدهد و مسئولیت آن را شخصا تقبل میکرد. او حدود 30 سال تنها نفری بود که در باره ابررسانایی آمریکا تصمیم میگرفت.[B1] 
برای مثال زمانی که ایلان ماسک اعلام کرد که قصد دارد اسپیس ایکس را تاسیس کند، همه فکر می­کردند که حرفهای او عملی نیست و نمی­تواند با بودجه ای به مراتب کمتر از ناسا در زمینه ساخت موشک توفیقی کسب کند ولی همه دیدند که در عرض ۴ سال از ناسا در ساخت موشک جلو زد.
 
 این روش را مقایسه کنید با کشور ما که در آن اگر کار به نتیجه نرسد، هیچکس مسئولیت را قبول نمیکند و نهایتا متصدیان امر خواهند گفت: ما در جلسه ی شورا موضوع را مطرح کرده و به رای گذاشتیم. شما نمیتوانید یقه هیچکس را بگیرید که در سالهای اخیر بودجه به چه کسی داده شده و خروجی آن چه بوده و چرا پولها هدر رفته است. چون همه یک صورتجلسه از یک گروه متخصص را به شما نشان خواهند داد.
درآمریکا، بدترین نوع مدیریت  در مسائل تخصصی را رای گیری بر اساس خرد جمعی میدانند. زیرا علاوه بر از بین رفتن مسئولیت، اینکار باعث می­شود ایده های برترکه بالاتر از سطح متوسط اندیشه­ی جمع است، رای نیاورد. برای کار تخصصی رای گیری معنا ندارد. شخصی که تصمیم گیر است، از دیگران مشورت میگیرد، ولی تصمیم گیر نهایی خود اوست. تمام شرکت ها اینطوری تصمیم میگیرند. اگر شخصی که در راس امور است، نتواند جانشین کاری خوبی برای خودش انتخاب کند، سیستم به هم می­خورد.
برای روشن تر شدن موضوع مثالی میزنم. اگر در یک گروه قرار باشد که به ایده های ایلان ماسک رای بدهند، فکر میکنید نتیجه رای گیری چه خواهد بود؟ قطعا هیچ کسی با او موافقت نمیکند! زمانی که ایلان ماسک اعلام کرد که قصد دارد اسپیس ایکس را تاسیس کند، همه فکر میکردند که حرفهای او عملی نیست و نمیتواند با بودجه ای به مراتب کمتر از ناسا در زمینه ساخت موشک توفیقی کسب کند. ولی همه دیدند که در عرض ۴ سال از ناسا در ساخت موشک جلو زد.
امکان ندارد که ایده ی برتر در یک خرد جمعی به تصویب برسد. همه نمیتوانند صاحب ایده ی برتر را درک کنند، زیرا اگر دیگران هم همانقدر ابتکار داشتند حتما به ذهن خودشان رسیده بود.  ما باید این افراد را بشناسیم.
 
 
دانشگاه های ما اگر الان به جایی نمیرسد چند تا دلیل دارد. یکی از آن ها این است که اساتید با مقاله دادن حقوق میگیرند و ارتقا میابند. تا زمانی که پول نفت هست ، بودجه ها به همین ترتیب توزیع میشود. اگر پول نفت نباشد، مجبور میشوند از تخصص افراد استفاده کنند تا از این طریق درآمد زایی ایجاد شود.
 
افراد تصمیم گیر باید خودشان کننده و دارای تجربه ی کاری باشند، در غیراینصورت با وضع فعلی روبرو خواهیم بود که در آن، پول بدون ارتباط با خروجی کارها تزریق میشود. در این شرایط چرا استاد دانشگاه به فکر مقاله دادن برای خودش و کارهای فرمالیته نباشد؟
دانشگاه های ما اگر الان به جایی نمیرسد چند تا دلیل دارد. یکی از آن ها این است که اساتید با مقاله دادن حقوق میگیرند و ارتقا میابند. تا زمانی که پول نفت هست ، بودجه ها به همین ترتیب توزیع می­شود. اگر پول نفت نباشد، مجبور می­شوند از تخصص افراد استفاده کنند تا از این طریق درآمدزایی ایجاد شود.
 
 
*گروه اقتصادی اندیشکده برهان/ انتهای متن|

کد مطلب: 10609  |  تاريخ: ۱۳۹۷/۲/۱۶  |  ساعت: ۱۳ : ۲۶

نظرات ارسال شده
سفير فيلم
تبيين
پايگاه رصد انديشه‏هاي استرات‍‍ژيك
پايگاه هسته‏اي ايران