تجدید مطلع در حوزه‌‌ی کتاب(5)؛
مبانی نظری سنجش سرانه‏‌ی مطالعه
بعضی از مردم، به گزارش‏‌هایی که برای تضعیف ملت ایران تنظیم شده‌‌‌اند؛ اقبال بیشتری نشان می‌‌دهند. این اخلاق سبب شده است که بسیاری از دستاوردهای ملی، ناباورانه دیده شود و گزارش‌‏های غیرعلمی و یا حتی کینه‌‌ورزانه، بیشتر مورد پسند عموم جامعه قرار گیرد. همین مشکل درخصوص برخورد با آمار‌های سرانه‌ی مطالعه کتاب نیز وجود دارد.
گروه فرهنگی-اجتماعی اندیشکده برهان/ محمد سرشار؛ ابراز نارضایتی رهبر معظم انقلاب از وضعیت کتاب در کشور در نخستین دیدار کتابداران مسؤولان نهاد کتابخانه‌های عمومی کشور در 29 تیرماه سال 1390، هشدار جدی‌ای بود که متأسفانه از سوی مسؤولان رسمی و متصدیان حوزه‏ی کتاب، مورد توجه قرار نگرفت.
 
مقام معظم رهبری، آن دیدار مهم را، بهانه‌ای برای «تجدید مطلع» در حوزه‏ی کتاب خواندند و با بیان برخی آسیب‏ها و تهدیدهای مهم در این حوزه، پیشنهادهایی را نیز ارایه فرمودند.
 
این سلسله مقالات می‌کوشد با آسیب‌شناسی حوزه‏ی کتاب در جمهوری اسلامی ایران، براساس بیانات مقام معظم رهبری و رهنمودهای ایشان، به ارایه‏ی الگویی بومی برای پیشرفت در این حوزه، کمک کند.
 
در بخش یکم و دوم، شاخص‏های رسمی ملی و جهانی توسعه در حوزه کتاب مورد بررسی قرار گرفت و با آسیب‌شناسی شاخص‏های پیش‌گفته و تحلیل دقیق‏تر داده‌های رسمی، ناکارآمدی شاخص‏های رسمی ملی و جهانی در این حوزه نشان داده شد و با پیشنهاد شاخص جدید «سرانه تولید کتاب»، گوشه‌ای از دلیل نگرانی مقام معظم رهبری از وضعیت کتاب در کشور، به نمایش درآمد.
 
در بخش سوم، میزان اعتبار شاخص جدید سرانه تولید کتاب، براساس شاخص میانگین شمارگان یک عنوان کتاب سنجیده شد و سپس، مشکلات کاهش شمارگان کتاب مورد بررسی قرار گرفت. در بخش چهارم مشکلات ناشی از افزایش تعداد عناوین کتاب، برشمرده شد و عدم رعایت الزامات این افزایش، مورد انتقاد واقع شد.
 
در این بخش، موضوع «مبانی نظری سنجش سرانه مطالعه» مورد بررسی قرار می‌گیرد. ورود به بحث سرانه مطالعه، نیازمند تبیین چند مقدمه است.
 
* مقدمه‏ی اول: عنصر اساسی آگاهی همگانی
 
نظام جمهوری اسلامی ایران و دیگر نظام‏های سیاسی‌ای که دارای مشروعیت الهی و مقبولیت مردمی هستند؛ بر عنصر اساسی «آگاهی همگانی» تکیه کرده‌اند. این آگاهی همگانی است که منجر به پیروزی انقلاب اسلامی شده و همین آگاهی همگانی است که در نقاط عطف و مواقع ناکارآمدی دستگاه‏های حکومتی، باعث شده بقای نظام جمهوری اسلامی تضمین شود.
 
19 دی ماه 1356، 21 بهمن 1357، هشت سال دوران دفاع مقدس، 18 تیر 1378 و 9 دی 1388، از روزهای تاریخی‌ای هستند که این آگاهی همگانی به نمایش درآمده است. بنابراین عنصر اساسی پیدایش، مانایی و موفقیت نظام جمهوری اسلامی ایران، آگاهی همگانی است.
 
آگاهی همگانی به شیوه‌ها و شکل‏های گوناگون ایجاد و تقویت می‌شود. روش‏هایی که در هر بافت فرهنگی، به تناسب ویژگی‏های آن بافت، متفاوت است. برخی ابزارها و نهادهای آگاهی‌بخش در فرهنگ ایران اسلامی وجود دارد که نمونه آن در فرهنگ غربی و شرقی کمتر دیده می‌شود.
 
نمازهای جماعت، نمازهای جمعه، نمازهای عیدهای دینی مانند فطر و قربان، آیین‏های مناسبتی شادمانی و سوگواری مذهبی، ولایت فقیه و ...، همه و همه، فرصت‏هایی برای آگاه‌سازی همگانی هستند. به همین دلیل، هرچند میزان استفاده‏ی مردم ایران از رسانه‌های مدرن به نسبت غربیان و شرقیان کمتر است اما آگاهی همگانی در ایران، بسیار بالاتر از این کشورهاست.
 
این در حالی است که بنای الگوی حکومتی لیبرال دموکراسی بر «فریب همگانی» استوار است و مهم‏ترین کارکرد رسانه‌های همگانی، همین فریب همگانی است. شاهد این مدعا، اهمیت و اقبال عمومی غربیان به مسأله‌ای به نام «افشاگری» است.
 
* مقدمه دوم: عدم تقدس ذات کتاب
 
آیا قالب کتاب به عنوان یک رسانه همگانی، یک قالب مقدس است؟
 
پاسخ بیشتر مردم به این سؤال مثبت است. چرا که قالب کتاب حاوی مظروف‏های مقدسی چون قرآن کریم، نهج الفصاحه، نهج البلاغه، صحیفه سجادیه و کتاب‏های بسیار خوب بیشماری بوده است. اما بدیهی است که این تقدس محتوا، منجر به تقدس قالب نمی‌شود. چرا که ممکن است همین کتاب، حاوی مطالب گمراه ‌کننده و فریبنده‌ای باشد.
 
بنابر این در فرهنگ اسلامی، ترویج کتاب، مقید به صفت «خوب» یا «مفید» است. صفتی که در این مجموعه مقالات، «آگاهی‌بخش» خوانده می‌شود و تنها کتاب‏هایی مقدس‌اند که «آگاهی‌بخش» باشند. و اگر کتابی فریبنده و گمراه‌کننده باشد؛ حتی ممکن است مشمول حکم فقهی «کتب ضاله» قرار گیرد و خرید و فروش و نگهداری و استفاده از آن «حرام شرعی» باشد.
 
* مقدمه سوم: ضعف خودباوری ملی
 
متأسفانه بسیار مشاهده می‌شود که عموم مردم، به اخبار و گزارش‏هایی که برای تضعیف و تذلیل ملت ایران تنظیم شده‌اند؛ اقبال بیشتری نشان می‌دهند. گویی مردمان این کشور، به دانستن نقاط ضعف خود بیش از دانستن نقاط قوت خویش، علاقمند هستند.
 
این اخلاق ناپسند باعث شده است که بسیاری از دستاوردهای ملی، ناباورانه دیده شود و گزارش‏های غیرعلمی و یا حتی کینه‌ورزانه، بیشتر مورد پسند عموم جامعه قرار گیرد. همین مشکل درخصوص برخورد با آمارهای سرانه مطالعه کتاب نیز وجود دارد که در ادامه بیشتر رخ می‌نمایاند.
 
موضوع «کتاب‌خوانی»، مقوله‌ای بسیار مهم برای حوزه کتاب است. به تعبیر مقام معظم رهبری: « اهتمام به کتاب در واقع قوامش به اهتمام به کتابخوانى است.»[1] به بیان دیگر، برآیند و ثمره‏ی کلیه‏ی تلاش‏ها در حوزه‏ی کتاب در موضوع «کتاب‌خوانی» بروز پیدا می‌کند. اما مردم چقدر کتاب می‌خوانند؟ پاسخ به این پرسش ساده، نیازمند تعیین چارچوب‏هایی نظری است تا بتوان پاسخی دقیق و علمی به آن ارایه کرد.
 
* مطالعه در چه فرصت‏هایی؟
 
سنجش میزان مطالعه، بدون دانستن میزان وقت قابل اختصاص به مطالعه، می‌تواند موجب تحلیل‏های نادرست شود. در صورتی که ساعات کاری، ساعات شرکت در کلاس‏های آموزشی، ساعت تلف‌شده در رفت و آمد و ساعات مورد نیاز برای مطالعه موظفی محاسبه نشود؛ نمی‌توان فهمید که هر فرد، چه میزان از وقت آزاد خود را به مطالعه اختصاص می‌دهد.
 
به بیان دیگر، بدون دانستن زمان آزاد یا به تعبیر مشهورتر «اوقات فراغت» افراد، نمی‌توان فهمید مطالعه چه اهمیتی در زندگی روزمره آن‏ها دارد. این مسأله در کشور جمهوری اسلامی ایران، عنصر تأثیرگذاری در تحلیل نتایج سنجش میزان مطالعه افراد است. حجم بالای ساعات کاری به نسبت کشورهای غربی، حجم زیاد متون درسی و سنگینی برنامه آموزشی دست به دست هم داده است تا ایرانیان، اوقات فراغت کمتری نسبت به غربیان داشته باشند. به همین نسبت طبیعی است که زمان اختصاصی به مطالعه در کشور ایران، کمتر از کشورهای غربی باشد.
 
البته نباید از یاد برد که همین حجم زیاد متون درسی و سنگینی برنامه آموزشی سبب شده است که دانش‌آموزان و دانش‌جویان ایرانی در رقابت با همسالان غربی و شرقی خود، سطح علمی بالاتری داشته باشند و در سطح المپیادها و دیگر رقابت‏های علمی، افتخار بیافرینند.
 
سنجش میزان مطالعه، بدون دانستن میزان وقت قابل اختصاص به مطالعه، می‌تواند موجب تحلیل‏های نادرست شود. در صورتی که ساعات کاری، ساعات شرکت در کلاس‏های آموزشی، ساعت تلف‌شده در رفت و آمد و ساعات مورد نیاز برای مطالعه موظفی محاسبه نشود؛ نمی‌توان فهمید که هر فرد، چه میزان از وقت آزاد خود را به مطالعه اختصاص می‌دهد.
 
* مطالعه‏ی چه قالب‏هایی؟
 
یکی از نخستین قیدهای سنجش میزان «مطالعه»، قالب‏های مورد مطالعه است. معمولاً در جهان، بین مطالعه‏ی «روزنامه»، «مجله» و «کتاب» تفاوت گذاشته می‌شود. همچنین «نسخه سخت» و «نسخه الکترونیکی» این قالب‏ها نیز از یکدیگر تفکیک می‌شود.
 
از سوی دیگر، مطالعه‏ی کتاب نیز به «مطالعه موظفی» و «مطالعه آزاد» تقسیم می‌گردد. مطالعه‏ی موظفی به مطالعه‏ی کتاب‏های درسی یا کتاب‏های کاری اطلاق می‌شود و مطالعه‏ی آزاد، همان مطالعه‏ی غیردرسی در کشور ماست. چرا که به دلیل کمبود کتاب‏های کاربردی کاری، این حوزه از تولیدات کتاب در کشور ما، برخلاف کشورهای هم‌رده ما، ضعیف و نامطلوب است.
 
* مطالعه‏ی متون دینی
 
یکی از سؤالات مهم در سنجش میزان مطالعه، درنظر گرفتن یا نگرفتن مطالعه متون دینی است. خود این فقیر هنگام ارایه آمارها در حوزه‏ی سرانه مطالعه، بسیار با این سؤال مواجه شده‌ام که «آیا مطالعه‏ی قرآن هم جزو این آمار محسوب شده است یا نه؟»
 
این سؤال، از یک نگاه ریشه‌یابانه، سؤالی منفعلانه و از موضع ضعف است. بنابرین بهترین پاسخ به این سؤال، یک سؤال علت‌کاوانه است: «چرا نباید مطالعه قرآن جزو سرانه مطالعه محسوب شود؟»
 
این سؤال، فرصتی را برای پاسخ‏گویی تفصیلی به این شبهه مطرح می‌کند:
 
- اولاً قرآن مجید به عنوان یک متن دینی، در قالب کتاب، در دسترس انسان‏ها قرار دارد و مطالعه‏ی این کتاب (نه قرائت از حفظ)، مطالعه‌ای آگاهی‌بخش و سعادت‌آفرین به حساب می‌آید. بنابرین، خروج قرآن مجید از دایره کتاب، مبنای علمی ندارد.
 
- ثانیاً اگر بنا به خروج قرآن مجید از دایره کتاب باشد؛ کتاب‏های نهج‌البلاغه، صحیفه سجادیه، مفاتیح الجنان، اللهوف و ... نیز باید از این دایره خارج شوند. مشخص است که این ملاک، حد یقفی ندارد و مطالعه‏ی بسیاری از کتاب‏های مذهبی را، مطالعه کتاب نمی‌داند!
 
- ثالثاً در آمارهای جهانی، مطالعه متون دینی جزو مطالعه‎‏ی کتاب محسوب می‌شود. بنابرین غربیان، مطالعه‏ی انجیل و تورات را نیز، مطالعه کتاب به شمار می‌آورند.
 
- رابعاً چرا باید نسبت به این افتخار دیرین فرهنگی و سنت نیکوی کتاب‌خوانی جمعی در اسلام، این چنین بی‌مهر و منفعل باشیم؟ آیا جز این است که به تعبیر رهبر معظم انقلاب، «اسلام پرچم‏دار کتاب‌خوانی است.»[2]؟!
 
* مطالعه برحسب دقیقه یا کتاب
 
سؤال مهم دیگر در سنجش میزان مطالعه‏ی افراد، شیوه پرسش از آنان است. در برخی آمارها، تعداد کتاب خوانده‌شده در یک بازه زمانی، ملاک پرسش بوده است و در برخی دیگر، تعداد دقایق صرف‌شده برای مطالعه در آن بازه زمانی. به همین ترتیب، در آمارهای جهانی، برخی به تعداد کتاب‏های خوانده‌شده افراد اشاره کرده‌اند و برخی به تعداد دقایق اختصاص داده‌شده. آمارهای موجود در کشور ما، بیشتر بر مبنای تعداد دقایق صرف‌شده بوده است. در بخش ششم، آمارهای جهانی و ملی درخصوص سرانه مطالعه، مورد بررسی قرار خواهد گرفت.(*)
 
ادامه دارد...
 

پی‏نوشت‏ها:
 
[1] بیانات مقام معظم رهبری در دیدار کتابداران نهاد کتابخانه‌های عمومی کشور، 29/4/1390. قابل بازیابی در:
 
 http://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=16739
 
2]  بیانات مقام معظم رهبری در دیدار با دست‌اندرکاران برگزاری هفته کتاب ـ 30/7/1375

* محمد سرشار؛ دانشجوی دکترای مدیریت و برنامه‌ریزی فرهنگی، مسؤول دفتر مطالعات و برنامه‌ریزی مجمع ناشران انقلاب اسلامی و مسؤول پیشین کارگروه کتاب و نشر مشاوران جوان وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی/انتهای متن|

کد مطلب: 10621  |  تاريخ: ۱۳۹۷/۲/۲۴  |  ساعت: ۱۰ : ۷

نظرات ارسال شده
سفير فيلم
تبيين
پايگاه رصد انديشه‏هاي استرات‍‍ژيك
پايگاه هسته‏اي ايران