به بهانه‌ی گرامیداشت دهه‌ی کرامت
نگاهی نو به نقش امام‌زادگان در هویت‌بخشی به ایرانیانِ مسلمان
هم‌بستگیِ تدریجی بسیاری از ایرانیان با امام‌زادگان و ساداتِ از خاندان پیامبر (ص)، زمینه‌ی تشیع آنان و ارادت‌شان به اهل‌بیت رسول خدا (ص) را بیش‌ازپیش فراهم نمود. این هم‌بستگی به گونه‌ای بود که محدود به پذیرش مذهب تشیع از سوی ایرانیان نشد، بلکه حتی برخی مؤلفه‌های هویتی ایرانیان نیز متأثر از حضور گسترده‌ی امام‌زادگان در خاک ایران، تغییر نمود که به عنوان نمونه، می‌توان به مسئله‌ی «نوروز»، به مثابه یکی از این مؤلفه‌ها اشاره کرد....
گروه تاریخ اندیشکده برهان/ محمدمهدی سلامی؛
علی‌رغم موانعی که در قرون اولیه‌ی هجری، سد راه آشنایی ایرانیان با اهل‌بیت پیامبر خدا (ص) می‌شد (موانعی همچون: دوری ایرانیان از مراکز اقامتی معصومان، حساسیت دستگاه خلافت نسبت به امامان و پیروان ایشان، وجود کارگزاران مخالف اهل‌بیت(ع) در ایران و...) اما در عین حال، در طول تاریخ اسلام، زمینه‌ها و راه‌های بسیاری جهت آشناییِ هرچه بیشتر ایرانیان با اهل‌بیت پیامبر (ص) وجود داشت؛ از آن جمله:
  •  حضور محدود برخی اهل‌بیت (ع) در میان ایرانیان؛
  •  نقش شعراء و شعرـ به عنوان یک ابزار رسانه‌ای قوی ـ در شناساندن اهل‌بیت (ع) به دیگران؛
  •  مهاجرت سادات علوی به ایران؛
  •  حضور صحابه‌ی متمایل به اهل‏بیت (ع) در میان ایرانیان؛
  •  مبلغان اعزامی از سوی امامان (ع) به این سرزمین؛
  •  جذب معنویِ بردگان، موالی و اسرا از سوی اهل بیت (ع)؛
  •  محبوبیت اهل‏بیت در میان امت؛
  •  مظلومیت علویان؛
  •  سکونت قبایل عربِ هواخواه اهل‏بیت (ع) در ایران؛
  •  وقوع قیام‌های شیعی (همچون قیام امام حسین (ع)، قیام مختار و...)؛
  •  ازدواج اهل‌بیت (ع) با زنانِ ایرانی‏تبار.[1]
در طول سالیان دراز، خاندان‌های علویِ بسیاری، ساکن مناطق مختلف ایران شدند. سادات علوی که در کنار انتساب به خاندان پیامبر (ص)، به پارسایی و تقوا و عدالت‌خواهی شهره بودند، مردم را به خود جذب می‌کردند و این سبب می‏شد تا مردم به آنان احترام ویژه گزارده، در امور اجتماعی بدان‏ها روی آورند. هم‌خوانی برخی اهداف و آرمان‌های آنان با ایرانیان، ستم حاکمان اموی و عباسی بر هر دو و نیز پرهیزگاری غالب سادات، ایرانیان را مجذوب عقاید آنان می‌کرد.
 
در این میان، یکی از مهم‌ترین زمینه‌ها، «مهاجرت سادات علوی به ایران» بود. از قرن دوم به بعد، خصوصاً با ورود امام رضا (ع) به ایران در ابتدای قرن سوم هجری، مهاجرت این افراد به ایران ـ که منتسب به خاندان پیامبر بودند ـ زمینه‌ی ورود تشیع به ایران را بیش‌ازپیش فراهم نمود و بدین ترتیب، از حیث کمّی و کیفی، بر شمار شیعیان و نفوذشان در این سرزمین افزوده شد.
 
اگرچه ساداتی که ابتدائاً به ایران کوچ می‌کردند، غالباً زیدی‌مذهب بودند، اما شاید ورود تاریخی امام رضا (ع) به مرو، سبب شد تا این چینشِ زیدی، دست‌خوش تغییر شده، مهاجرت علویانِ امامی‌مذهب را به سمت ایران تقویت کند.
بدین ترتیب و در طول سالیان دراز، خاندان‌های علویِ بسیاری، ساکن مناطق مختلف ایران شدند. سادات علوی که در کنار انتساب به خاندان پیامبر (ص)، به پارسایی و تقوا و عدالت‌خواهی شهره بودند، مردم را به خود جذب می‌کردند و این سبب می‏شد تا مردم به آنان احترام ویژه گزارده، در امور اجتماعی بدان‏ها روی آورند. هم‌خوانی برخی اهداف و آرمان‌های آنان با ایرانیان، ستم حاکمان اموی و عباسی بر هر دو و نیز پرهیزگاری غالب سادات، ایرانیان را مجذوب عقاید آنان می‌کرد.[2]
 
مقام معظم رهبری در این باره فرمایشات ارزنده‌ای دارند: «ما [ایرانی‌ها] کسانی بودیم که اهل‌بیت را زودتر از خیلی‌های دیگر شناختیم؛ ما کسانی بودیم که در راه گسترش اسلام این همه تلاش کردیم؛ ما کسانی بودیم که مظلومان اهل‌بیت را که در خانه‌های خود ـ یعنی مدینه و مکه و کوفه ـ امان نداشتند، در آغوش خود پذیرفتیم. شما ببینید چقدر امام‌زاده در ایران هستند! این امام‌زاده‌ها کی هستند؟ این‌ها که ایرانی نبودند. این‌ها کسانی‌اند که به ایران آمدند و ایرانی‌ها با آغوشِ باز این‌ها را پذیرفتند؛ حتی گاهی برای این‌ها جنگیدند و در راه این‌ها تلاش کردند....»[3]
همچنین ویژگی جغرافیایی بسیاری از مناطق ایران (به سبب دوری از مرکز خلافت و نیز دسترسی سختِ این سرزمین به غربِ خلافت اسلامی) پناه‌جویانِ علوی را ـ که از ظلم و ستم دستگاه خلافت، امنیت جانی و مالی نداشتند ـ به سوی خود می‌کشاند؛ به علاوه آن‌که وجود تشیع در برخی شهرهای ایران، موجب می‌شد تا این مناطق، پذیرای بسیاری از سادات باشد و آنان، آن مناطق را محل امن و مرکز فعالیت خویش قرار دهند؛ مناطقی و شهرهایی چون جبال، قم، آبه (آوه)، کاشان و....
 
هرکجا بتوان سراغی از سادات گرفت، یحتمل باید آن‌جا را نشان حضور تشیع دانست. هجرت سادات، تأثیر فرهنگی ـ تمدنی و در یک کلام، تأثیر هویتیِ مهمی در مناطق مختلف ایران بر جای نهاد و قلوب مردم را به سوی اهل‌بیت پیامبر (ع) سوق داد.[4]
بدین ترتیب، هم‌بستگیِ تدریجی بسیاری از ایرانیان با امام‌زادگان و ساداتِ از خاندان پیامبر (ص)، زمینه‌ی تشیع آنان و ارادت آنان به اهل‌بیت رسول خدا را بیش‌ازپیش فراهم نمود. این هم‌بستگی البته به گونه‌ای بود که اثرپذیری ایرانیان از خاندان‌های سادات، محدود به پذیرش مذهب تشیع نشد، بلکه حتی برخی مؤلفه‌های هویتی ایرانیان نیز متأثر از حضور گسترده‌ی امام‌زادگان در خاک ایران، تغییر نمود. در خصوص این مؤلفه‌های هویتی، به موارد مختلفی می‌توان اشاره نمود که به عنوان نمونه، مسئله‌ی «نوروز»، یکی از این مؤلفه‌ها است.
 
یکی از وجوه بارزِ نوروز در عهد خلفای اموی و عباسی در تاریخ اسلام، اهتمام ویژه‌ی آنان به گرفتن هدایای ویژه و یا خراج سالیانه از مردم بوده است، امری که ناخودآگاه، شأن نوروز را در حدِ اهتمام مادی و نیز چاپلوسی‌های مالی در حق خلفا و سلاطین، تنزل می‌داده است.
 
بالطبع مقوله‌ی نوروز و آغاز سال جدید برای ایرانیان، در طول تاریخ، از جنبه‌های مختلفی می‌تواند مورد بررسی و موشکافی قرار گیرد؛ اما از جنبه‌ی تلاقی این مقوله با بحث حضور امام‌زادگان و خاندان‌های علوی در ایران، می‌توان با نگاهی نو به این مسئله نگریست که در ادامه سعی خواهد شد این نگاه جدید، تبیین شود.
به اعتقاد پژوهشگران تاریخ اسلام، عید نوروز، پس از اسلام، مورد توجه حکّام اموی و عباسی بوده و به ویژه در حوزه‌ی شرق خلافت اسلامی، هدایای نوروز به طور مرتب از طرف حکام ـ با واسطه‌ی کدخدایان مناطق ـ دریافت می‌شده است. افزون بر آن، کارِ گرفتن خراج نیز بر اساس نوروز بوده و یکی دوبار در عهد متوکل و معتضد عباسی، نوروز تا تیرماه به تأخیر افتاده (!) تا مردم در پرداخت آن گرفتار مشکل نشوند، زیرا در این وقت محصولْ به دست می‌آمده است. یا مثلاً به گزارش یعقوبی، معاویه پس از رسیدن به خلافت، به عبدالرحمن‌بن‌ابی‌بکره نوشته است تا هدایای نوروز و مهرگان برای وی ارسال شود.[5]
همان‌طور که از نقل‌های بالا پیداست، یکی از وجوه بارزِ نوروز در عهد خلفای اموی و عباسی، اهتمام ویژه‌ی آنان به گرفتن هدایای ویژه و یا خراج سالیانه از مردم بوده است، امری که ناخودآگاه، شأن نوروز را در حدِ اهتمام مادی و نیز چاپلوسی‌های مالی در حق خلفا و سلاطین، تنزل می‌داده است.
اما در مقابل، یکی از برکات تمدّنی و هویتیِ حضور امام‌زادگان و نیز مدافن آنان در این سرزمین ـ و در رأس آنان وجود نازنین امام رضا (ع) ـ تغییر ماهویِ نوروز، متناسب با این حضور بوده است. مردمی که روزگاری، نوروزشان با اعطای هدایا یا پرداخت خراج به خلفا، سلاطین و اُمراء، هویت پیدا می‌کرد (آنهم شاید به اجبار)، مسیرشان به تدریج به سمتی رفت که اکنون، وقتی گذرانِ نوروزِ آن‌ها را نظاره می‌کنیم، می‌بینیم که نوروزشان، با حضور در کنار مدفن ائمه و امام‌زادگانِ از نسل آنان، هویت و قداست پیدا می‌کند. به عنوان نمونه، در سال‌های اخیر، طبق آمار رسمیِ مرکز آمار ایران، شهر مقدس مشهد، پس از تهران (آن هم به سبب الزاماتِ پایتخت بودنش)، همواره بیش‌ترین سهم از سفرهای نوروزی را به خود اختصاص داده است.[6] از این حیث، در اینجا با یک چرخش هویتی در مقوله‌ی نوروز در ایران مواجه هستیم که محوریت، از خلفای جور به ائمه‌ی حق و نسل پاک آنان چرخش پیدا کرده است.
 
در همین خصوص، مقام معظم رهبری می‌فرمایند:
«ایرانیِ زیرکِ مسلمان، نوروز باستانی را با عقیده‌ی خود و به شکل دلخواه خود، تغییر داد؛ قالب نوروز و صورت نوروز را نگه داشت، محتوای آن را عوض کرد. نوروز باستانی، نوروز پادشاهان بود؛ فرصتی برای سلاطین و حکّام مستبد بود؛ برای اینکه شکوه خود و عظمت ظاهری خود را به رخ ملّت‌ها بکشانند و بنشینند از آن‌ها هدیه بپذیرند. حتّی در زمان بنی‌امیّه و بنی‌عبّاس که نوروز به دربارهای خلافت اموی و عبّاسی وارد شد، همان رفتار و سیره‌ی پادشاهان و کسرایان فارسی باستان در دربار آن‌ها عمل می‌شد. امّا ایرانیِ مسلمان، این نظم را، این قالب را به‌نفع خود تغییر داد؛ اگرچه این تغییر به‌صورت دفعی انجام نگرفته است امّا شما امروز بعد از گذشتن قرن‌ها، مشاهده می‌کنید که نوروز بهانه‌ای و وسیله‌ای است برای ارتباط قلبی میان مردم و میان مبدأ عظمت و عزّت، یعنی ذات مقدّس باری‌تعالی.... رسم و سنّت باستانی و پادشاهی، امروز بعد از گذشت سال‌ها و قرن‌ها، در نوروز وجود ندارد. در ایّام نوروز و تحویل سال نو، شلوغ‌ترین و پرازدحام‌ترین مراکز در کشور پهناور ما عبارت است از بارگاه‌های مقدّس ائمّه و امام‌زادگان (سلام‌الله علیهم).... بنابراین این نوروزی که امروز ما داریم، نوروز باستانی نیست، نوروز ایرانی است؛ نوروز ملّت مسلمانی است که از قالب این مراسم کهن، توانسته است برای خود سرمایه‌ای فراهم کند و به سمت هدف‌های خود پیش برود.»[7]
 
پی‌نوشت ها
[1]ر. ک. به: سیدمحمود سامانی، مناسبات اهل بیت (ع) با ایرانیان، قم: انتشارات پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی، 1393، چاپ دوم، ص89 الی 177.
[2]پیشین، ص118.
[3]فرمایشات معظم‌له در تاریخ 5 اسفند 1383.
[4]سیدمحمود سامانی، پیشین، ص125.
[5]رسول جعفریان، «نوروز در فرهنگ شیعه»، فصلنامه‌ی نامه مفید، شماره 9.
[6]ر. ک. به: گزارش مرکز آمار ایران در حوزه‌ی گردشگری با عنوان «نتایج آمارگیری از گردشگران ملی»؛ بهار 1395 و نیز بهار 1396، ص42.
[7]بیانات نوروزی مقام معظم رهبری در حرم مطهر رضوی، اول فروردین 1394.

 

 

*محمدمهدی سلامی/ گروه تاریخ اندیشکده برهان/ انتهای متن|

 

کد مطلب: 10890  |  تاريخ: ۱۳۹۷/۵/۱  |  ساعت: ۱۱ : ۴

نظرات ارسال شده
سفير فيلم
تبيين
پايگاه رصد انديشه‏هاي استرات‍‍ژيك
پايگاه هسته‏اي ايران