تحلیلی پیرامون بیانات رهبر انقلاب پیرامون نقدینگی در جمع رئیس‌جمهور و اعضای هیئت دولت
نقدینگی از نعمت تا بلای اقتصادی
علیرضا حسینی، کارشناس اقتصادی اندیشکده برهان؛
نقدینگی یکی از مهمترین شاخصه‌های نظام پولی هر کشوری است که اگر درست کنترل نشود، میتواند آشفتگی‌هایی در نظام پولی ایجاد کند که مهمترین آنها تورم است. کاهش ارزش پول یک کشور نیز که ارتباط مستقیمی با تورم دارد و سبب خسارت به کشور در مبادلات بین المللی، خسارت به اتباع و تجار کشور و از همه مهمتر بی اعتباری وجه رایج کشور در خارج از مرزهای ملی میشود نیز از دیگر اثرات این نابسمانی است. اما آنچه در شرایط فعلی کشورمان مشکل ساز شده است و فشار بیشتری را به مردم تحمیل نموده، اثرات داخلی تورم می‌باشد که برای اقشاری از مردم تبدیل به معضلی مهم شده است. معضلاتی همچون:
 
- کاهش قدرت خرید دهک‌ها و صدک‌های پایین جامعه که میزان درآمدی ایشان به دلیل قوانین شورای کار، در ابتدای سال رشد می‌نماید.
- افزایش قیمت برخی اقلام مصرفی وارداتی و بعضا ضروریِ مردم که معادل داخلی نیز ندارند و ارز دولتی نیز دریافت نمی‌کنند و یا مثل مقوله اخیر و به دلیل بی کفایتی دولت، در آشفتگی اعطای ارز 4200 تومانی گرفتار می‌شوند. (مثل تجهیزات الکترونیکی، مواد مصرفی پزشکی و ....)
- آشفتگی و افزایش در قیمت مواد اولیه و یا حتی تولیدی صنایع و در نتیجه ضرر ده بودن قیمت محصول نهایی که منجر به تعطیلی بسیاری از صنایع به دلیل عدم بازدهی شده و باعث رشد فزاینده‌ی بیکاری در این شرایط می‌شود.
- . . . .
 
در این شرایط مشاهده می‌شود که نقدینگی، عملا سبب پر تر شدن جیب دلالان فرصت طلب و بخش‌های غیر مولد شده و از طرف دیگر قدرت خرید مردم دهک‌های پایینی را بطور ملموسی کاهش داده و بیماری کنونی اقتصاد کشورمان را تشدید می‌نماید. صاحبان مشاغل واسطه‌ای همچون عرضه کنندگان، کارهای خدماتی و فروشندگان نیز حالتی میانی داشته و عمدتا نه سود چندانی می‌برند و نه متضرر می‌شوند. اما قشری که آسیب می‌بیند از لحاظ کمی شامل تعداد بالایی از افراد جامعه است. گفتنی است که طبق آمار رسمی، ضریب جینی به بالای 4 رسیده است و نیز طبق اذعان برخی کارشناسان، خط فقر در تهران و کلانشهرها به عدد 4 الی 5 میلیون تومان رسیده است. با این اوصاف به زعم بسیاری از کارشناسان، چند ده میلیون از مردم کشورمان زیر خط فقر قرار دارند[1] که بخش عمده‌ای از آنها در حاشیه‌ی شهرها و یا مناطق محروم ساکن هستند. در چنین شرایطی، نمی‌توان حتی اثر چند درصد آشفتگی ماهانه در افزایش قیمتها را تصور کرد.
 
سئوال اینست که با وجود این شرایط نابسامان، چگونه است که رهبر انقلاب در دیدار با هیات دولت از اثرات مثبت نقدینگی در صورت مدیریت صحیح دولت نیز سخن به میان می‌آورند: « به مشکل نظام بانکی به‌طور جدّی باید رسیدگی بشود؛ این حرفی است که همه میزنند. ... در نظام بانکی و مشکل نقدینگی‌ای که الان در کشور وجود دارد، اگر چنانچه ما می‌توانستیم با هنرِ هدایت این نقدینگی به کارهای سازنده و مفید، کشور را پیش می‌بردیم، این نقدینگی نعمت بزرگی بود؛ الان یک بلای بزرگی است»[2]. حقیقت مسئله اینست که یکی از مهمترین وظایف دولت حفظ ثبات ارزش پول کشور با اتخاذ سیاست‌های پولی و بانکی به روشهای تنظیم سود تسهیلات و سپرده‌ها، اوراق قرضه، عرضه اسکناس و نیز تبدیل حتی الامکان بیشتر پول به شبه پول است. اما دولت در عین حال بعنوان تنها مجری مستقیم سیاستهای پولی در میان قوا و ارکان کشور، وظایف دیگری چون ایجاد اشتغال، رونق تولید و بهبود تولید و رشد شاخص‌های اقتصادی همچون GNP  را نیز بر دوش دارد. این شاخص‌ها صرفا یکسری شعارهای پوچ و کلی که در برنامه‌ها و چشم اندازهای کشوری درج شده نیستند بلکه با هدایت دولت و مصوبات مجلس در جهت تسهیل کار دولت، باید برای نیل به این اهداف برنامه‌ای حرکت کرد و اقتصاد را رونق داده و برونزا نمود.
 
در شرایط بحرانی همچون شرایط کشور ما که جنگ اقتصادی دشمن از بیرون در کنار ضعف دیپلماتیک دولت، باعث فشار بیرونی به اقتصاد شده است؛ بی تدبیری در داخل نیز سبب دو بلای مهم اقتصادی گردیده است. بلای رکود و بلای نقدینگی. در این شرایط بسیاری از کشورها با هدایت صحیح نقدینگی به سمت تولید و رونق اقتصادی، از هزینه‌های نقدینگی کاسته و حتی آنرا تبدیل به یک فرصت برای ترمیم رکود می‌نمایند. از اینرو است که رهبر معظم انقلاب نیز که در شرایط حاضر، دولت منتخب مردم را برای حل مشکلات راهنمایی و هدایت می‌کنند.
در بسیاری از اقتصادهای دنیا، وقتی دولت ولو به اشتباه و بعلت عدم کنترل صحیح نظام پولی و بانکی، مجبور به افزایش نقدینگی برای ایجاد پول مورد نیاز جهت اداره امور جاری کشور می‌شود، با ایجاد اولویت بندی این پول را برای مخارج بخش‌های مولد صرف می‌کند که حداقل یک خسارت بزرگ(نقدینگی سرگردان) تبدیل به منفعت رونق تولید و خروج از رکود گردد. اما آنچه در سالهای اخیر و در کشورمان مشاهده شد، حجم نقدینگی سرگردانی است که به فرموده رهبر انقلاب و نیز اذعان کارشناسان اقتصادی، هر روز وارد بخشی غیر مولد شده و بصورت کاذب منجر به ایجاد تلاطم‌های مخرب می‌گردد. مسئله ای که در سالهای اخیر مردم عزیز کشورمان با تمام وجود در تلاطم‌های بازار سکه، ارز، خودرو، مسکن و زمین مشاهده کردند.
در این زمینه راهکارهایی را مختصرا می‌توان پیشنهاد داد:
 
1- کاهش اعتبارات وام‌های غیر تولیدی و سوق دادن بیشتر اعتبارات وام‌های کم بهره به سمت حوزه‌های دانش بنیان، اشتغال زا و تولیدی از طریق ابلاغیه‌های بانک مرکزی
2- توزیع اوراق قرضه برای پروژه‌های عمرانی، تولیدی و .... در سطح کشور
3- اختصاص ارز دولتی و نرخ پایین فقط به حوزه‌های تولیدی و ایجاد سازوکار بررسی هزینه کرد این ارز
4- . . .


پی‌نوشت

[1] -33 درصد از مردم کشورمان در فقر مطلق هستند، حسین راغفر در گفتگو با ایسنا، 18/1/1397
[2] - گزیده‌ای از بیانات در دیدار رئیس‌جمهور و اعضای هیئت دولت، 24/4/1397

 

 

*گروه اقتصادی اندیشکده برهان/ انتهای متن|

کد مطلب: 10984  |  تاريخ: ۱۳۹۷/۵/۲۴  |  ساعت: ۱۳ : ۱۹

نظرات ارسال شده
سفير فيلم
تبيين
پايگاه رصد انديشه‏هاي استرات‍‍ژيك
پايگاه هسته‏اي ايران