محمدحسین اقتدار/ خروج از مسیر
تحولات اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و علمی هر جامعه‌ای متأثر از قشر دانش‌جو، به عنوان پیشرو اقشار اجتماعی است و دانشگاه موتور محرکه‌ی علمی – مدیریتی و اجرایی هر جامعه را تشکیل می‌دهند، بنابراین انحراف یا اصلاح هرجامعه‌ای پیوند مستقیم با این دو دارد...
گروه سیاسی برهان/ محمدحسین اقتدار؛
 
روایتی مستند ازعملکرد نشریات دانشجویی در دههی 80 شمسی
 
بررسی پدیدهی جنبشهای اجتماعی در عصر حاضر یکی از موضوعات مورد علاقهی جامعهشناسی سیاسی را تشکیل میدهد. با توجه به اهمیّت موضوع و اینکه فعالیت جنبشهای اجتماعی در جامعهی ایرانی طی دههی 80 فزونی یافته است؛ بررسیهای موضوعی و جزیی در این حوزه بسیار کاربردی و مهم ارزیابی میگردد. دانشگاه و دانشجو، که موتور محرکهی علمی – مدیریتی و اجرایی هر جامعه را تشکیل میدهند، همواره در تحولات اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و علمی هر جامعهای نقش اساسی ایفا نموده تا آنجا که امام راحل(ره) اصلاح دانشگاه را اصلاح کشور و جامعه دانستهاند.
 
از این رو بررسی جنبش دانشجویی، شناخت و آسیب شناسی آن، به عنوان یکی از مهمترین جنبشهای اجتماعی جامعهی ما، در چگونگی تحولات اجتماعی و سیاسی آینده جامعهی ایران کاملاً حیاتی بوده و متأسفانه این مهم آنگونه که شایسته بوده مورد توجه قرار نگرفته است. در این راستا بررسی نقش نشریات دانشجویی، به عنوان یکی از رسانههای دانشجویی و القا کنندهی خطوط فکری دانشجویان، طی دههی اخیر کمتر مورد توجه مسؤولین قرار گرفته و این امر، عدم استفادهی مناسب از کارآیی بالای نشریات در حوزهی دانشگاه را در پی داشته است. نگارش حاضر به بررسی رویکردهای حاکم بر نشریات دانشجویی سه دانشگاه بزرگ کشور (امیرکبیر، تهران و علامه طباطبایی) طی سالهای 81-86 (هـ.ش) میپردازد.
 
با توجه به این مهم که سه دانشگاه هدف، همواره بر تحولات و تحرکات جنبش دانشجویی تأثیرگذار بوده و میباشند؛ بررسی نشریات دانشجویی این سه دانشگاه مهم و بزرگ کشور (که فعالین جنبش دانشجویی از آنها به عنوان قلبهای تپندهی جنبش یاد میکنند) به صورت موضوعی و تحلیل محتوای آنها در آن بازهی زمانی به صورت دقیق، مسایل متعددی را در واکاوی و آسیب شناسی این جنبش تأثیرگذار اجتماعی در ایران برای پژوهشگران حوزهی جامعه شناسی و جامعه شناسی سیاسی، آشکار مینماید.
 
سالهای 81-86 - که همان سالهای آغازین دههی 80 شمسی هستند – از این نظر پر اهمیّت ارزیابی میگردند که در این سالها جامعهی ایرانی وارد دههی سوم پس از انقلاب اسلامی شده و دست خوش تحولات پیچیدهی اجتماعی و سیاسی از قبیل تشکیل و رشد فعالیت جنبشهای جدید اجتماعی و... بوده است. لذا نقش نشریات دانشجویی، به عنوان یکی از عوامل ساماندهی ذهنی دانشجویان – به خصوص دانشجویان ورودی جدید به دانشگاهها– در تحلیل جنبش دانشجویی– به عنوان جنبش آوانگارد یا پیشرو جنبش های اجتماعی ایران – حایز اهمیت میباشد.
با رجوع کلی به عملکرد جنبشهای اجتماعی فعال در دههی 80 شمسی (جنبشهای دانشجویی، کارگری، زنان، قومیتی/ مذهبی، معلمان و ...) نقش این جنبشها را در شکلگیری فتنهی 88 دریافته و با نگاه به برخی مطالب مندرج در نشریات دانشجویی مطرح شده – که در انتهای مقالهی حاضر میآیند- واقعیت این موضوع به وضوح نمایان میگردد.
 
تعریف و پیشینهی نشریات دانشجویی :
 
در تعریفی ساده میتوان گفت نشریات دانشجویی «دانشگاهی» به تمامی نشریاتی گفته میشود که به صورت دورهای یا گاهنامه با نام ثابت و تاریخ نشر در زمینههای فرهنگی، اجتماعی، سیاسی، هنری، علمی، ادبی، ورزشی و... توسط گروهی از دانشگاهیان (دانشجویان یا اعضای هیأتعلمی) در دانشگاهها و مراکز آموزش عالی منتشر شده و در محدودهی دانشگاهها توزیع میشود. در مقطعی نشریات دانشجویی رشد بسیار سریع و جهشواری داشته است. طبق آمارهای موجود تعداد این نشریات از نیمهی دوم دههی 70 تا سالهای آغازین دههی 80 از 50 نشریه به حدود 4 هزار نشریه رسیده است. نشریات دانشجویی تقریباً عمری همپای حیات جامعهی دانشگاهی ایران دارند. قدیمیترین نسخهی موجود از نشریات دانشجویی، نشریهای است با نام «دانشجو» متعلق به دانشگاه تهران که در 12 اردیبهشتماه سال 1330 به قیمت دو ریال عرضه شده است.  نشریات دانشجویی به لحاظ ارتقای سطح کیفی و استقبال دانشجویان در محیطهای آموزشی در چند سال گذشته به محوریترین مرجع اطلاعرسانی داخلی در دانشگاهها و مراکز علمی و آموزشی بدل شدهاند.
 
رویکردهای حاکم بر نشریات دانشجویی:( نشریات دانشجویی دانشگاههای تهران، علامه طباطبایی(ره) و امیرکبیر طی سالهای81-86 هـ .ش)
 
رویکردهای حاکم بر نشریات دانشجویی که به نوعی منشعب و الهام گرفته از گرایشهای موجود در جنبشهای دانشجویی میباشند به شرح زیر دسته بندی میگردند:
 
1- رویکرد مارکسیستی
 
محورهای اصلی رویکرد مارکسیستی:
 
- حمایت، تبلیغ و تبیین افکار و نظریّات الحادی – التقاطی چهرهها و احزاب مارکسیست و سوسیالیست؛
 
استفاده از عکسهای مارکس، انگلس، برتولت برشت، لنین، چگوآرا و دیگر بزرگان مارکسیت به عنوان طرح روی جلد نشریات و یا چهرههای داخلی چون خسرو گلسرخی، صمد بهرنگی، غلامحسین ساعدی، احمد شاملو و... که از چهرههای مارکسیست در عرصهی فرهنگ میباشند.
 
-  پیگیری ایجاد اتحاد میان گروههای دانشجویی و کارگری - کشاورزی برای ایجاد آشوب، اعتراض و نافرمانی مدنی در کشور؛
 
پوشش اخبار اعتراضهای کارگری در ایران و جهان و سعی در مصادره به مطلوب این اعتراضها؛
 
القای عدم رعایت حقوق تودهها، سرمایهداری و دیکتاتوری خواندن نظام اسلامی.
 
لازم به توضیح است که بیشتر فعالین چپ دانشجویی هم اکنون در خارج از کشور فعالیت خود را ادامه داده و با رسانههای اپوزیسیون همکاریهای بسیار نزدیکی دارند. همچنین بررسیهای آماری در سه دانشگاه مورد بحث و طی بازهی زمانی یاد شده نشان از بالا بودن تعداد کمّی و نیز سطح کیفی نشریات دانشجویی با مضامین مارکسیستی در مقایسه با دیگر رویکردهاست.
 
2- رویکرد لیبرالیستی
 
محورهای اصلی رویکرد لیبرال
 
جریان نو اندیشی دینی با توسل به نظریهی تعدد قرائتها از دین، در صدد است تا در مبانی و مبادی تفکر دینی تردید نماید و فهمی عصری از دین به دست دهد. تشعشعات این جریان التقاطی به جریانهای دانشجویی نیز سرایت کرده و در بسیاری از موارد، تحلیلها و دریافتهای دانشجویان از موضوعات دینی، بر اساس این نظریات شکل گرفته است:
 
 
جریان نو اندیشی دینی با توسل به نظریهی تعدد قرائتها از دین، در صدد است تا در مبانی و مبادی تفکر دینی تردید نماید و فهمی عصری از دین به دست دهد. تشعشعات این جریان التقاطی به جریانهای دانشجویی نیز سرایت کرده است.
 -  تاریخ مند بودن اسلام و متعلق بودن احکام و معارف آن به انسان سنتی؛
 
-  مُنافی بودن برخی از احکام اسلامی با حقوق قطعی بشر، همچون بردهداری، تفاوتهای حقوقی میان مسلمان و غیر مسلمان، تفاوتهای حقوقی و اجتماعی میان مرد و زن، عدم آزادی در زمینهی تغییر دین؛
 
تقدم آزادی بر دین و در نتیجه، بیشتر بودن ارزش آزادی از ارزش دین؛
 
نفی یا تضعیف حجاب اسلامی و متغیر دانستن اصل یا حدود آن؛
 
اولویّت دموکراسی بر دین و محدود بودن دین از جانب قواعد دموکراسی؛
 
لزوم آزادی عقیده، بیان و قلم به طور مطلق و منهای احکام دینی؛
 
بیاهمیّت بودن شریعت و احکام ظاهری دین در مقابل ایمان و معنویت که گوهر دین است؛
 
حاکمیّت هرمنوتیک و تعدد قرائتها بر فهم از دین؛
 
لزوم ارایهی فهم عصری و منطبق بر مدرنیته از اسلام؛
 
ترویج پلورالیسم دینی و حقانیّت همهی ادیان، چه الهی و چه بشری؛
 
بیارتباط بودن دین به فرهنگ، سیاست و اجتماع و محدود دانستن آن به قلمرو شخصی، خصوصی و عبادی افراد؛
 
لزوم ایجاد پروتستانتیسم در اسلام؛
 
تضعیف جمهوری اسلامی؛
 
تفکیک دین از سیاست و نفی حکومت دینی؛
 
- استفادهی ابزاری از دین در نظام جمهوری اسلامی؛
 
تضییع حقوق بشر در نظام جمهوری اسلامی؛
 
نفی ولایت فقیه و اندیشهی حکومت اسلامی.
 
3- رویکرد فمینیستی
 
موارد زیر محورهای مشترک مورد علاقهی نشریات دانشجویی فمینیستی میباشد:
 
- وجود تبعیضهای حقوقی میان زن و مرد در ایران، همچون نصف بودن دیهی زن نسبت به مرد؛
 
- عدم امکان فعالیتهای ورزشی، فرهنگی و اجتماعی برای زنان در ایران؛
 
- لزوم پیوستن به کنوانسیون بین المللی رفع هرگونه تبعیض علیه زنان؛
 
- خشونت علیه زنان؛
 
- نفی مسألهی اساسی خانواده.
 
لازم به توضیح است که در این نشریات اخبار جنبش زنان در ایران و جهان پوشش خبری داده شده و همچنین وضعیت حقوق بشر و تضییع حقوق زنان در ایران مورد توجه خاص قرار میگیرد همچنین درج مقالات، سخنرانیها و بیانیّههای فعالین زنان در کل جهان نیز از حجم نسبتاً بالایی در این نشریات برخوردار است. در یک دیدگاه کلی، نشریات دانشجویی فمینیست نیز یک طیف بوده و خود شامل نِحلههای مختلفی میباشند؛ برخی از این نشریات دارای افکار بسیار رادیکال و برخی معتدلتر به نظر میرسند.
 
4- رویکرد قومیّتگرایانه
 
- موارد مورد علاقهی نشریات دانشجویی قومگرا به شرح زیر میباشند:
 
- پوشش خبری فعالیت گروههای پان کرد و پان ترک در دیگر دانشگاهها؛
 
- پوشش خبری فعالیت گروههای پان کرد و پان ترک در مناطق کرد و یا ترک نشین؛
 
 - مسألهی حقوق بشر و ادعای تضییع حقوق دیگر اقوام توسط قومیّت فارس (شوونیسم) در طول تاریخ به خصوص در نظام اسلامی؛
 
تشکیل جبههی واحد کُردی یا ترکی؛
 
تشکیل کشور مستقل با برقراری اتحاد میان اقوام دیگر کشورها؛
 
تأکید بر تحصیل به زبان مادری با توسل به برخی اصول قانون اساسی؛ در این اصول حق آموختن به زبان مادری در کنار زبان فارسی در مناطق مختلف تصریح شده اما فعالین قومگرا به نحوی خاص در پی جایگزینی زبان مادری به جای زبان فارسی هستند !!!
 
نمونههایی از محتوای نشریات دانشجویی(با چهار رویکرد یاد شده):
 
نشریهی عصیان دانشگاه امیرکبیر ، شمارهی 4 1/9/83 :
 
«بزن باران، بزن بالا و پایین را، خدا را، حاکمان، عما…داران و کشیشان را، همه آنان که انواع دروغ و تهمت و پستی و شهوت را، ـ به نام دین ـ به خورد خلق میریزند و تیماری به افیون میکنند و کارشان تخدیر ارواح است.»
 
«بزن باران، بِغُر، فریاد کن این اصل و بنیان را، خدا را که فقط ذهنیّت محض است و انسان را که گر خواهد، خدایی عادل است و زنده و بیدار»
 
نشریهی «پلاک» ویژه نامه ، اسفند 82:
 
«مقام رهبری تحریم انتخابات را حرام شرعی میداند اما خیلی از مردم مسلمان به ولایت فقیه اعتقادی ندارند و این دلیلی مبنی بر عدم اسلام آنها نیست کما اینکه هستند از مراجع بزرگ که به ولایت فقیه معتقد نیستند چه برسد به لایههای پایینتر جامعه»
 
نشریهی «با مداد»، دانشگاه تهران ، شمارهی 22 ، سال 83 :
 
«مردم هند به رهبری گاندی توانستند با این شیوه (نافرمانی مدنی) بر استعمار غلبه کنند. آنان قانون گرفتن اجازه از انگلیسیها برای کسب را نقض کرده و در کوچه و بازار بدون اجازه کسب و آشکارا اقدام به خرید و فروش میکردند تا دستگیر شوند و زندانها را پر کنند. دانشجویان و اساتید به دانشگاهها نرفتند، حقوقدانان در دادگاهها حاضر نشدند، سربازان هندی از قشون مستعمراتی خارج شدند، لباسهای هندی رواج یافت و لباسهای خارجی سوزانده شد و در نهایت اعتصاب مالیاتی اتفاق افتاد اما در همهی این موارد شرط گاندی این بود که هرگز به هیچ اقدام خشونت آمیزی متوسل نشوند حتی تعرض به هموطنانی که همراه نهضت مبارزه نیستند نیز صورت نگیرد به نظر میرسد جامعهی ایرانی نیز چارهای جز این راه ندارد و این نمیطلبد جز شرکت فعالانه و مسالمت آمیز همهی شهروندان برای یک اصلاحات همه گیر»
 
مسألهی حقوق بشر و ادعای تضییع حقوق دیگر اقوام توسط قومیّت فارس (شوونیسم) در طول تاریخ به خصوص در نظام اسلامی، ازموارد مورد علاقهی نشریات دانشجویی قومگرا میباشد.
 
«البته جامعهی ایران راههای دیگری هم دارد، یکی خشونت و انقلاب و دیگری انفعالی که منجر به ادامهی روند کنونی یا دخالت بیگانه در تعیین سرنوشتمان خواهد شد.»
 
نشریهی «رایحهی کویر»، دانشگاه تهران، دانشکدهی الهیات، شمارهی اول، اسفند 82 :
 
«روحانی را ساختند که همدست قزلباش بود و نعلینش لنگهی دیگر چکمه، هر دو یک جفت کفش در پای شاه حسین و پیداست در چنین نظامی که جهل و جور همداستان میشوند، عالم عدالتخواه و امامت شناس ـ یعنی عالم شیعه ـ چگونه کم کم از صحنه کنار میرود و روحانـی بر صحنه مـسلط مـیشود؛ روحانی برای دفاع از خودش در پشت سر عالـم مخفی مـیشود ...»
 
نشریهی «طفیلی خیزران» مرکز آموزش عالی قم (وابسته به دانشگاه تهران)، سال82 شمارهی 14 :
 
«اگر یک فقیه جامع الشرایط به جای شورا در رأس حکومت قرار گیرد باز آن حکومت غیرشرعی خواهد بود.»
 
نشریهی «سکوت»، دانشگاه تهران، شمارهی 15، ( 13/2/83 ) :
 
«و حاکم شرع نه نمایندهی مردم بلکه برگزیدهی خداوند بوده و بنابراین اختیارات خداوندی به وی تفویض شده است. آشکار است که شخصی که چنین اختیاراتی دارد نه یک انسان ساده، بلکه امام، وکیل، ولی، وصی و صاحب اختیار تمام امتش است. به علاوه تقدیس دین موجب تقدیس چهرهی حاکم شده و وی را از گزند هرگونه انتقاداتی مصون میدارد.»
 
«در این حالت دین شمشیری خواهد شد در دست جلادان که در آنها قدرت و اجازهی بریدن سر آزادی خواهان و مخالفان ریختن خون مردم بیگناه را میدهد.»
 
نشریهی «نقاب»، دانشگاه تهران، سال 82 :
 
«همگرایی روحانیّون با ساواک در مخالفت با شریعتی و کمین نشینی برای ضربه زدن به وی نکتهی قابل توجهی میباشد البته امروزه نیز به گفتهی دکتر سروش از غرائب است که روحانیّون و طایفهی سنتیهای دینی با طایفهی روشنفکران لاییک در ضدیّت با روشنفکری دینی همداستان شدهاند.»
 
«تفاوت بزرگ دوران شریعتی با امروز آن است که اکنون روحانیّت بر مسند قدرت نشسته و ابزارهای قدرت فراوانی برای سرکوب مخالفین خود در اختیار دارد.»
 
نشریات «کیمیا و سحر»، دانشگاه امیرکبیر، مهر ماه 82 ، بیانیّهی انجمن اسلامی دانشگاه امیر کبیر :
 
«در شرایط کنونی یگانه تاکتیک صحیح افزودن بر فشارهای سیاسی با بهرهگیری از تمامی امکانات ملی و بین المللی در جهت استیفای حقوق ملت است.»
 
نشریهی «سحر» دانشگاه امیرکبیر، شمارهی 1 ، سال 82 :
 
«فشار خارجی به ویژه از سوی اتحادیهی اروپا مهمترین برگ برندهی تحصن کنندگان [نمایندگان مجلس ششم] میباشد که مشابه روند پذیرش پروتکل الحاقی به داد آنها برسد.»
 
نشریهی «سحر» دانشگاه امیرکبیر ، شمارهی 3 ، سال (27 بهمن 82) :
 
«ما نیز به دلیل استحالهی جمهوری به سلطنت در انتخابات فرمایشی مجلس هفتم شرکت نمیکنیم.»
 
«ولی فقیه هرگز نمیتواند در تقابل با نظر مردم حکومت کند یا حکمی را اعمال کند. حکم حکومتی به هیچ عنوان وقتی در تقابل با ارادهی مردم باشد، مشروع نیست. این انتخابات وقت نه گفتن به استبداد و مستبدین است.»
 
«میخواهند جمهوری اسلامی را به سلطنت فقیه تبدیل کنند. رهبر حق دخالت در اختلافات مجلس و شورای نگهبان به صورت حکم حکومتی را ندارد. عمر کسانی که میخواهند ننگ تنها حکومت کردن را با خود داشته باشند، بسیار کوتاه خواهد بود.»
 
«25 سال است که مرسوم است سالگرد انقلاب را تبریک میگویند اما نظامی که جمهوریّتش ذبح شده، باید برای آن تسلیت گفت نه تبریک. شش فقیه شورای نگهبان در حدی نیستند که جرأت حذف جمهوریّت را بدون هماهنگی رهبری داشته باشند. دیگر زمان پرده پوشی نیست. ستاد ضد اصلاحات در دفتر رهبری خیمه زده و از آنجا در تمام امور کشور دخالت میکند. رسانهی مکتوب عصر (کیهان) که زیر نظر مستقیم رهبری کار میکند، به طور رسمی خشونت را تئوریزه میکند. تصمیمهای رهبری، چند روز قبل از اعلام رسمی از زبان فرماندهان سپاه و در روزنامهی کیهان بیان میشود. من از مقام رهبری سؤال میکنم، آیا جمهوری اسلامی که مردم به آن رأی دادند این بود؟ آیا مد نظر مردم این بود؟!»
 
نشریهی «پژواک»، دانشگاه امیرکبیر، سال 83:
 
«ظهر عاشورا بود، عاشورای سال 1421، علمها و چلچراغها با نگاههای مردم میرقصند. تندتر و تندتر دایره وار در یک دور باطل به محوریّت جهل، به محوریّت بت وجود خویشتن … آدمهایی که ردای بلند بر تن و عمامهای بر سر دارند هنوز ضجه میزنند و ناله میکنند، دروغ پشت دروغ، ریا پشت ریا، فریب پشت فریب، تقیهی امام چهارم ظهر عاشورا ! حرامزادگی عمر و یزید ! سگ شدن شمر با فوت امام پنجم و … مردم هم بدون هیچ تعقلی زار میزنند.»
 
نشریهی «کار و اندیشه»، دانشگاه علامه طباطبایی، ویژه نامهی 8 مارس ،ا سفند83 :
 
«از طرفی جامعه تلاش دارد با ترفند تقدس خانواده، تعهد در برابر نیمی از جمعیّت را نادیده بگیرد. چرا که با تبلیغ این عقیده که زن بدون خانواده هویّت ندارد، زن دارای زندگی مستقل را از اذهان خارج میکنند.»
 
نشریهی «موج»، دانشگاه علامه طباطبایی ، شمارهی 1، سال 83:
 
«واقعیت آن است که ماهیّت فعالیتهای هستهای کشورمان به گونهای نیست که امکان داوری عمومی را دربارهی نوع این فعالیتها فراهم سازد.»
 
نشریهی «موج»، دانشگاه علامه طباطبایی ، شمارهی 2، سال 83:
 
«در دسترس نبودن و فراهم نشدن زمینههای آشنایی با جنس مخالف سبب میگردد تا شخص متمایل به همجنس گردد از عشق، علاقه، درد دل گرفته تا میل جنسی خویش را به وی اعلام کند.»
 
نشریهی «سحر» دانشگاه امیرکبیر ، شمارهی 3 ، سال (27 بهمن 82) : «ما نیز به دلیل استحالهی جمهوری به سلطنت در انتخابات فرمایشی مجلس هفتم شرکت نمیکنیم.»
 
نشریهی «نسل سوم»، دانشگاه علامه طباطبایی، شمارهی 15، فروردین 84 :
 
«او [بیژن جزنی- مسؤول چریکهای فدایی خلق] بر خلاف تفکر مسلط چپ در جامعهی ما که بیشتر تحت تأیید اندیشههای مائو و جهان سومیها بود بیشتر یک اندیشهی مدرن چپ را ارایه میداد.»
 
نشریهی «بامداد»، دانشگاه علامه طباطبایی ، شمارههای 6 و7 ، بهمن و اسفند 84 :
 
«… حکومت جمهوری اسلامی به شرع عمل میکند و در صورت ایجاد تعارض بین قانون حقوق بشر (که مقتضای حکومت انسانی است) و شرع (که مقتضای حکومت شرعی است)، شرع را انتخاب میکند.»
 
« … ما در پی حرکت تحول طلبی در ایران خواستار دموکراسی، حقوق بشر، جدایی دین از حکومت، آزادیهای انسانی، ایجاد رفاه اقتصادی و بالا بردن فرهنگ عمومی هستیم … »
 
نشریهی «کیان» ، دانشگاه امیرکبیر ، ویژه نامهی ورودیهای 84 :
 
(این مطلب به نوعی از زبان مقام معظم رهبری و برای تمسخر ایشان نگاشته شده است )
 
 
«... شخصیتی به این افراد [یعنی امامان شیعه] داده شده تقریباً برابر با شخصیت پیامبر، که میتوانیم بگوییم مفهوم خاتمیّت پیامبر را دچار تزلزل کرده است ... . مفهوم خاتمیّت در تشیع، مفهوم رقیق شده و سستی است؛ زیرا امامان شیعه حق تشریع دارند، حال آنکه این حق انحصاراً حق پیامبر است.»
 
«روحانیّت ما عوام زده نیست؛ عوام است. عوام زده یک لغت محترمی است؛ یعنی کسی که خودش عوام نیست ولی گرفتار عوام است، در حالی که عوام گرفتار اینها هستند.»
 
 
نشریهی «دامون»، دانشگاه امیرکبیر، شمارهی 2 ، آذر 84 :
 
«کسی در حال حاضر به این نمیپردازد که بحث صلح آمیز بودن با نفس این انرژی هستهای در همه جای دنیا تناقض دارد. در همه جای دنیا، نیروهای مترقی و سبز، بحث انرژیهای جایگزین را مطرح میکنند. چرا در ایران برای انرژیهای جایگزین سرمایهگذاری و تلاش نمیشود؟ ما سرزمین آفتاب خیز هستیم و کویرهای بسیاری داریم، استفاده از انرژی نوری به عنوان منبع انرژی میتواند یکی از دهها جایگزین و کمتر مخرب محیط زیست انسانها باشد.»
 
 
نشریهی «واژه»، دانشگاه امیرکبیر ، شمارهی ٣١ ، 17 آبان ٨٤ :
 
«دیکتاتور برای این که ذهنها را از مشکل اصلی که همین تمامیّت خواهی است برگرداند، عوارض حکومتش را که فقر، فساد و تبعیض است مشکل معرفی میکند، در حالی که مشکل خود دیکتاتوری است و گنجی همین را فریاد میزند.»
 
 
نشریهی «طعم آزادی»، دانشگاه امیرکبیر ، شمارهی 12، دی ٨٤ :
 

 

«صرف به میان آمدن بحث خودی و غیر خودی در روزنامهها و نشریات سیاسی کشور، یکی از نشانههای وجود دیکتاتوری در کشور است.»
 
«ما شاهد حضور یک نوع دیکتاتوری خاص در ایران هستیم و این جملهی عامیانهی نه در مقایسهی حکومت پهلوی و نظام فعلی غلط نیست که: در آن زمان یک شاه داشتیم و حالا چند شاه»
 
نشریهی «شاید فردا»، دانشگاه امیرکبیر، شمارهی 2، دی ٨٤ :
 
در این مطلب «اکبر گنجی» به گالیله، به مقام معظم رهبری، به کشیش اعظم، به آیتالله مرحوم منتظری به کشیش قدیمی و حضرت مهدی(عجلاللهتعالی) به حضرت مسیح(علیهالسلام) تشبیه شدهاند:
 
«یه آدمی که فکر میکنم اسمش گالیله یا چیزی تو همین مایههاست اومده و یه چرت و پرتایی میگه. من که نمیفهمم ولی اگه زمین گِرد و دور خورشید میچرخه و ... از این جور حرفا ولی مگه همچین چیزی ممکنه، آخه رهبر (کشیش معظم) گفته زمین نمیچرخه، خب اون هم داشته باشه خود مسیح اصلاحش میکنه. گالیله این مردک بیدین هم تو دادگاه با تمام وقاحت دست روی انجیل گذاشت و با چشمانی اشک آلود گفت: به طهارت مریم که راست میگم. آخرش هم رفت زندان که حقشه. اون هم به خاطر اثبات حرفا شکنجههایی که تو زندان میشه اَلَکی گفته که ٦٠ روز اعتصاب غذا کرده ولی مسؤولان محترم زندان میگن که دروغ میگه اون داره نون و بوقلمون میخوره و فیلمش هم دارن ولی به هیچ کس نمیدن. ایشالا که گالیله بمیره (لال از دنیا نری بلند بگو آمین)».
 
«واقعاً نمیدونم کشیش زمان بابا بزرگینا با این کشیش جدیده چه فرقی میکنه، مگه پیامبر هر دوتاشون مسیح نیست، پس چرا قدیمی رو تو واتیکان توی خونهی خودش زندانیکردن!»
 
نشریهی «طعم آزادی»، دانشگاه امیرکبیر ، شمارهی 12، دی ٨٤ : «ما شاهد حضور یک نوع دیکتاتوری خاص در ایران هستیم و این جملهی عامیانهی نه در مقایسهی حکومت پهلوی و نظام فعلی غلط نیست که: در آن زمان یک شاه داشتیم و حالا چند شاه»
 
نشریهی «سحر»، دانشگاه امیرکبیر، سال ششم، شمارهی ٤٠ ، ٦ آذر٨٤ :
 
«حجاب به عنوان خط قرمز حاکمیّت مذهبی و تابوی عرف سنتی، مانعی بزرگ بر سر راه گزینهی مذکور [یعنی حاکمیّت فرهنگ مردسالاری] خواهد بود.»
 
نشریهی «کاروان»، دانشگاه تهران، شمارهی ٦، آذر ٨٤ :
 
(بخشهایی از متن به علت غیراخلاقی بودن حذف شده است)
 
«این چیزی بود که من از وسط حرفاش کشیدم بیرون. یا توی خواب در بسترمون گفته بود، نصف شب، یا در اوج ... گریسته بود و در گوشم نجوا کرده بود.»
«چشمهایمان را باز کردیم دیدم که در بستر ...»
 
«یک زن زیبا داشتم زیباتر از شقایقهای وحشی که در ارتفاعهای بلند میرویند. زنی که ...»
 
نشریهی «تلنگر»، دانشگاه تهران، شمارهی 15 ، 16 اسفند84 :
 
این مقاله، انتقادی است به مقالهی نشریهی «خاک» با عنوان «حملهی خارجی، آری یا خیر» که در شمارهی ١٧ آن به چاپ رسیده است:
 
«به راستی در عراق چه شکنجهای رخ داده است؟... آن افشاگریهای به اصطلاح تکان دهنده، تنها عکسهایی است که در آن، چشم چند نفر بسته شده و با آن عکس گرفته شده یا به آنها قلاده بستهاند، ضمن این که دولت آمریکا هرگز از این عمل حمایت نکرده است، بلکه عاملان آن را محاکمه کرده است و از آن اعمال، اعلام پشیمانی کرده است. اتفاقاً مشکل آمریکا در عراق این است که زیادی به حقوق مشتی تروریست آدمکش احترام میگذارد. تروریست بنیادگرایی که به خود بمب میبندد و صدها نفر را میکشد را یا باید اعدام کرد یا باید با او چنان کرد که عبرت دیگران شود.»
 
نشریهی «رستا»، دورهی دوم ، شمارهی ٢، ویژه نامهی چپ و دموکراسی ، آبان ٨٤ :
 
«27 مهر ماه (19 اکتبر)، سی و هشتمین سالگرد شهادت چریک خستگی ناپذیر آرژانتینی، ارنستو چه گوارا به دست مزدوران امپریالیسم در بولیوی بود. یادش را گرامی میداریم.»
 
نشریهی «خیزش»، دانشگاه تهران، سال دوم، دور جدید، شمارهی اول (ویژه نامهی ١٦ آذر) سال ٨٤ :
 
«در صورتی که واقعاً محمد(صلیاللهعلیهوآله) این کار را نکرد و نیامد برای خودش عملاً جانشینی انتخاب کند، در قرآن هم، همچنین.»
 
نشریهی «سحر»، ارگان انجمن اسلامی دانشگاه تهران و علومپزشکی، پیش شمارهی اول (ویژهی بزرگداشت روز دانشجو سال 84 ) :
 
«این هر دو (نومحافظه کاران آمریکا و ولی فقیه) یکی جنگ طلب و یکی جنگ افروز است و هیچ ابایی از نظامیگری و بحران سازیهای کور در جهت استیلای هرچه بیشتر خود ندارد. یکی بردامن سنت دیرپای استبداد مطلقه چنگ زده و دیگری تابوت کهن استعمار را به دوش میکشد.»
 
نشریهی «کیان»،  دانشگاه امیرکبیر، اسفند ٨٤:
 
«جنبش دانشجویی باید در راستای ایجاد یک جبههی داخلی که در برابر حماقتها و کجرویهای حاکمان ایستادگی کند، تلاش نماید و به هر قیمتی نباید بگذارد که حاکمان مسؤولیت ناشناس فعلی، ایران را به پرتگاه نابودی بیندازند.»
 
نشریهی «جمهوریّت»، دانشگاه تهران ، شمارهی دوم ، بهمن 84 :
 
مسابقه: در صورت پاسخ صحیح جوایز نفیسی چون چفیهی حریر، پوتین، سربند ابریشم اهدا میگردد.
 
(جایزه ویژه کمربند انفجاری جهت عملیات انتحاری!)
 
سؤال: انرژی هستهای حق مسلم ...
 
الف) دوغ       ب) خیار       ج) سالاد        د) ماست
 
نشریهی «جمهوریّت»، دانشگاه تهران ، شمارهی 3 ، فروردین ماه 85 :
 
«حرف ما این است یا حکومت جمهوری یا حکومت اسلامی(حکومت فعلی) و راه سومی نیست.»
  
نشریهی «رستا»، دانشگاه علوم پزشکی تهران (از نشریات کمونیستی و ضد سرمایهداری) :
 
«آیا آن روز نزدیک است که پسرکان چکمه پوش و تفنگ به دست مو طلایی و چشم آبی را در آغوش کشیم و به شکرانهی سوغات گرانبهای «آزادی» که از آن سوی اقیانوس ارمغانمان آوردهاند بوسهای بر دستشان زنیم؟ گرچه هنوز روشن نیست اما هست جریانی که از حالا دست به آسمان برداشته، برای چتربازان ارتش آزادی بخش آمریکا آغوش گشوده و میلهای را که قرار است پرچم فاتحان بر فرازش به اهتراز درآید، برافراشته است. جریانی که تنها به واسطهی آمریکا دوستی هویّت یافته است؛ اکبر عطری و علی افشاری»
 
« نشریهی «خبرنامهی انجمن»، دانشگاه امیرکبیر، ویژه نامهی ایران و آمریکا در پشت میز مذاکره، نیمهی اول 85 :
 
«حکومت جمهوری اسلامی از آغاز شکلگیری، از بیحرمتی به اماکن ادیان دیگر و حتی اماکن مقدس اسلامی دریغ نداشته است.»
 
«در ١٩٨٧ وابستگان به رژیم جمهوری اسلامی، در ماجرایی که به مکهی خونین موسوم شد، در حالی که در شهر مکه هیچ تصویری از انسانی، حتی پادشاه سعودی نیز در آن تصویر راه ندارد و کسی حق بالا کردن این تصویر راه ندارد و کسی حتی بالا کردن این تصاویر را ندارد، تصاویر 20، 30 متری آیتالله خمینی را بر در و دیوار آویختند و حتی بر روی کعبه آرمهایی از جمهوری اسلامی گذاشتند که نشان دهندهی این بود که قدسیّت اماکن معنایی ندارد.»
 
نشریهی «تردید»، دانشگاه امیرکبیر ، شمارهی 3، خرداد ٨٥ :
 
«و همانا گاو را آفریدیم تا انسان هیچ وقت گمان نکند خیلی نفهم است و الاغ را آفریدیم تا خوشحال باشد که از انسان خرتر هم هست. موش را تا فکر نکند خیلی ترسوست و میمون را تا هیچ وقت احساس نکند که فقط اوست که بیهوده میخندد و همانا انسان را آفریدیم و به او عقل دادیم و دستور دادیم برود آدم شود و دو هزار سال فکر کرد و آدم نشد و فرشتگان گزارش دادند از گاو نفهمتر و از الاغ خرتر و از موش ترسوتر است.»
 
 نشریه‌ی «خبرنامهی انجمن»، دانشگاه امیرکبیر، ویژه نامهی ایران و آمریکا در پشت میز مذاکره، نیمهی اول 85 : «حکومت جمهوری اسلامی از آغاز شکلگیری، از بیحرمتی به اماکن ادیان دیگر و حتی اماکن مقدس اسلامی دریغ نداشته است.»
 
«و بعد از آن همه میمونها مطمئن شدند که بیهوده نمیخندند و خداوند داناست و زندگی زیباست و شما نمیدانید...»
 
«و خداوند تواناست و شما را آفریدیم چون زورمان میرسید.»
 
«ای کسانی که ایمان آوردهاید این قدر زور نزنید، زورتان نمیرسد و این همین است که هست بیخود نق نزنید، کار خودتان را بکنید شاید که رستگار شوید.»
 
نشریهی «ناگفتهها»، ویژه نامهی جنگ ایران و عراق، دانشگاه امیرکبیر، شمارهی 5، مهر ١٣٨٥:
 
نگارنده، عنوان «تهاجمی به نام دفاع» را در نشریهاش برای این مقاله برگزیده است، که منظور وی دوران دفاع مقدس میباشد.
 
«پس از فتح خرمشهر، علمایی بودند که ادامهی جنگ را حرام دانستند و فتوا به تحریم جنگ پس از آن دادند، هر چند سیاستمداران بر مسیر خلاف این فتاوی رفتند و گاه با آن مراجع، رفتاری بس غیرانسانی شد که در جای خود جای بحث و بررسی جداگانه دارد.»
 
«لازم است بپرسیم آقایان با چه هدفی، جوانان کشور را تحت استراتژی موج انسانی به جنگ میفرستادند؟ یا چرا سپاه بدون تدارک لازم بهحمله علیه مواضع عراق میپرداخت و چرا بدون لجستیک مناسب و تنها بر مبنای این استراتژی به انجام عملیات پرداخت؟»
 
نشریهی «خط صفر»، دانشگاه امیرکبیر، شمارهی ١7، سال دوم ، پاییز ٨٥ :
 
«چند نمونه نقد به ولایت فقیه برای ما ارایه کنید که ناقد: الف) زندان نرفته باشد؛ ب) خلع لباس نشده باشد؛ ج) مورد هجوم افراد تندرو قرار نگرفته باشد؛ تا ما با نقد صحیح آشنا شویم.»
«قرار بود «جمهوری اسلامی نه یک کلمه کم، نه یک کلمه زیاد» باشد اما ولایت فقیه به آن اضافه شد.»
 
نشریهی «تدبیر»، دانشگاه تهران ، ١٧ اردیبهشت ٨٥ :
 
«حجاب باعث نابودی زیبایی شده و منجر به افزایش طلاق در خانواده، گردیده است.»
 
 
نشریهی «هاوار»، دانشگاه تهران، پیش شماره ـ سال اول ـ ٢١/٩/٨٥ :
 
«تحصن، اعتصاب و نافرمانی مدنی شیوههای بدیل هستند که کردها همانند بسیاری از اقلیّتها در دورهی متأخر به عنوان ابزاری در مقابله با سلطه و ناکارآمدی نظام از آن سود میجویند.»
 
نشریهی «عقل سرخ»، دانشگاه امیرکبیر، سال اول، شمارهی اول، آذرماه ٨٥ :
 
«مارکوزه را بدون شک میتوان یکی از انقلابیترین متفکران جهان دانست... امروز جامعهی ما استبداد زده است... شاید امروز جنبش دانشجویی و فعالین سیاسی بیش از هر زمان دیگر احتیاج به تأمل در آرا و اندیشههای متفکرانی چون مارکوزه، داشته باشند.»
 
نشریهی «اویرنجی باخیشی»، دانشگاه امیرکبیر، شمارهی ٥٢ ـ نیمهیدوم آذرماه ٨٥ :
 
«آنها بدانند که تبریز مال تبریزیهاست و آذربایجان مال آذربایجانیها و سرنوشت آن را فقط و فقط خود تبریزیها و آذربایجانیها، تعیین خواهند کرد.»
 
«سرنوشت آذربایجان را کوروش، داریوش، شاه صفی، نادرشاه، فتحعلیشاه، محمدرضا شاه و الی الا به تعیین نکردهاند، بلکه این ملتاند که تصمیم خواهند گرفت.»
 
نشریهی «قاصدک»، علوم پزشکی تهران ، شمارهی 11 ، فروردین و اردیبهشت 82 :
 
به نقل از کتاب «سوگ سیاوش» نوشتهی شاهرخ مسکوب ، صص 56 تا 58 :
 
«و این آدم دیگر حسین بن علی، شهید کربلا است. سیاوش الهی جای خود را به او واگذاشت و تعزیه جای سوگ سیاوش را گرفت.»
 
«باری آن سنت شهادت و سوگواری برای سیاوش، ظرفی به از این نمییافت.»
 
«… ایرانیان پس از مسلمانی هم سالها با سرودها و به آیین خاص برای سیاوش دین و اساطیر پیشین سوگواری میکردند … سنت سوگواری در عزاداری شهید تازه به کار گرفته شد. مردی اساطیری جای خود را به مردی تاریخی داد تا پس از چندی این مرد نیز در مرز مبهم اسطوره و تاریخ جای گیرد. آیین سوگواری گسترش و تکامل یافت و «سرود خوانی و گریستن مغان» به نوحه خوانی و دسته بدل شد که تعزیه ثمرهی بعدی اینهاست.»
 
نشریهی «اندیشهی نو»، دانشگاه امیر کبیر، شمارهی 4 ، خرداد 82 ،صص20تا 32:
 
«در آن روزی در عهدت که زبانم گفته است «آری» نگفتی زور و شمشیر است و میبُرّد و میتازد، از این مرگ و خون ریزی ثوابش حوری و جام است.»
 
«تو گفتی من توام اما … … من هرگز … … این رسالت را در نمیبستم ـ به امید نجات و ناجیای، یک روز، به خلقم، خفت و ذلت نمیدادم.»
 
«بشر را من به جرم خوردن یک سیب ز درگاهم نمیراندم، اگر شیطان به بخشایشگاه من آید، من او را باز میبخشیدم ! که بخشش از بزرگان است.»
 
«خدای من ! نبودی این چنین هرگز ! خدای من نمیگوید که کشتن راه ترویج است، خدای من به قربانگاه کامش، سر نمیبرند.»
 
«خدا یا میشنوی!؟ خوابی!؟ بیدار شو اما نه انگار خوابت خیلی سنگین شده، بیدار شو ! ملتی را ببین که هنوز در انتظار فرستادن ناجی خود از سوی تواند. ملتی را ببین که تو را میپرستند اما آیا آن خدا تویی؟ خدای رحمان رحیم، خدایی که بندگانش را دوست دارد.»
 
«… من خدا را خود «دیدم» که شکل تو نبود خدای من هرگز بندگانش را گمراه نمیکرد تا دوباره هدایت کند. هرگز رسالت را بر آنان ختم نمیکرد.»
 
«هرگز هویتّشان را از آنان نمیدزدید، هرگز ظالمان را بر آنان حکمفرما نمیکرد، هرگز هرگز !»
 
«خدا هنوز هستی؟ شرمنده نباش «ما» غافلیم، صغیریم، نمیفهمیم.»
«آسوده باش! سردمدارانت، راهت را به درستی ادامه میدهند. کافران را میکشند، دشمنان را نابود میکنند، هشیاران را خواب میکنند.»
 
نشریهی «کیمیا»، دانشگاه امیر کبیر، شمارهی 6 ، پاییز 82 :
 
«هر چند اتفاقات ناخوشایند در این جامعه چندان زیاد است که نمیتوان به همهی آنها پرداخت ولی از این مسأله هم نمیتوان گذشت، خواندن خطبه به زبان عربی در نماز جمعه توسط امام جمعهی تهران (جناب آقای خامنهای) به اعتقاد ما در کشور که زبان رسمی آن فارسی است حتی به هم میهنان ترک زبان و کرد زبان اجازهی تدریس زبان مادریشان داده نمیشود، این عمل توهینی بزرگ به ملت ایران است و چگونه آقایان به خود اجازه میدهند که زبان عربی را در ایران تدریس و ترویج کنند.»
 
نشریهی «هومان» دانشگاه تهران، پاییز1382، مقالهی « از امیر آباد تا ولی عصر »:
 
«در این شرایط چه میتوان کرد؟ مگر بقیه چه کردند؟ انقلاب فرانسه به عنوان سرآغاز مدرنیته، خشونت نداشت؟ قتل و کشتار نداشت؟ چرا راه دور برویم، انقلاب 57 خشونت نداشت؟ مگر شعار همهی انقلابها، آزادی و عدالت نبوده است؟ بعضی وقتها آنقدر ساختار بسته میشود که گوهر آزادی را بدون جنگیدن نمیتوان به دست آورد. من برای زنده ماندن، خفه نشدن در تلاشم، نوشتن و انتقاد مکتوب، دیگر فایده ندارد، یاسین در گوش خر خواندن است و الی آخر...»(*)
 

*محمدحسین اقتدار، پژوهشگر سیاسی/ انتهای متن/

کد مطلب: 1398  |  تاريخ: ۱۳۹۰/۴/۱۸  |  ساعت: ۱۲ : ۱۸

نظرات ارسال شده
سفير فيلم
تبيين
پايگاه رصد انديشه‏هاي استرات‍‍ژيك
پايگاه هسته‏اي ايران