حقوق شهروندی شعاری پوپولیستی یا متنی اجرایی
منشوری که فقط مخاطب داخلی ندارد
مخاطب اصلی منشور حقوق شهروندی، افکار عمومی و مردم ایران نیستند. روحانی خوب می‌داند که در ماه‌های آتی و با مستقر شدن دولت ترامپ، فشارها بر ایران افزایش پیدا خواهد کرد و او که در این سه سال از قدرت درون‌زا و فرصت‌های داخلی غافل بوده است، در این زمان کوتاه باقی‌مانده برای رفع مشکلات اقتصادی و ایجاد جو مثبت در بین مردم نسبت‌به عملکرد دولت خود، باز باید امید به گشایش و کمک‌‌های اقتصادی خارجی ببندد.
گروه سیاسی برهان/ مسعود امیری کلیائی؛ در بیست‌ونهم آذرماه در همایش قانون اساسی و حقوق ملت با حضور حسن روحانی منشور حقوق شهروندی رونمایی شد و از جانب ایشان امضا گردید.
و اما «حقوق شهروندی» واژه‌ای است دهان‌پرکن که این‌بار دستمایه‌ی دولت برای عوام‌فریبی قرار گرفته است؛ دولتی که زمانی دیگران و دولت دهم را متهم به کارهای پوپولیستی و عوام‌فریبانه می‌کرد، خود در این کوزه افتاد.
 
این مسئله در وضعیتی مطرح می‌شود که مشکلات عدیده‌ی اقتصادی گریبان مردم و کشور را گرفته و بیکاری و فقر به معضل اصلی خانواده‌های ایرانی تبدیل شده است؛ به‌گونه‌ای که حتی طیب‌نیا وزیر اقتصاد روحانی نیز به این مسئله اشاره می‌کند: «فضای کسب‌وکار ایران در شأن ملت نیست.»[1] حال زمانی که باید اقتصاد و معضلات حاصل از مشکلات اقتصادی نظیر رکود، بیکاری، گرانی، فقر، فاصله‌ی طبقاتی، مسکن، ازدواج جوانان و... در اولویت دولت برای رسیدگی و رفع‌ورجوع قرار گیرد، دولت از منشور حقوق شهروندی رونمایی می‌کند که به‌گفته‌ی اکثر کارشناسان حقوقی، یک متن کلی و مبهم است و موارد بسیاری که در آن ذکر شده، در قانون اساسی موجود است و نیازی به ارائه‌ی آن‌ها در متنی جداگانه با نامی دیگر نبود. فارغ از این نکته‌ها، وضعیت حقوقی و قانونی این منشور هم هنوز مشخص نیست که آیا طرح است، لایحه است، باید برای تصویب به مجلس برود یا خیر؟ ضمانت اجرایی این منشور چیست؟ تا وقتی این نکات در مورد منشور منتشرشده روشن نگردد نیز قاعدتاً سازوکار اجرایی کردن آن مشخص نخواهد بود.
 
حال این سؤال پیش می‌آید که هدف از ارائه‌ی چنین متنی که به اذعان بسیاری از تحلیلگران و همچنین کارشناسان جریان‌های همسو با دولت، ضمانتی برای اجرا ندارد و از سوی دولت هم قابلیت اجرا ندارد، چیست؟ دولت هم از زمان اعلام کار بر روی این متن و قصد انتشار آن تا روز انتشار و بعد از آن، قدمی در جهت اجرایی کردن این متن برنداشته است.
 
عده‌ای از تحلیلگران به عوام‌فریبانه و انتخاباتی بودن ارائه‌ی این منشور اشاره می‌کنند، اما در کنار این مسئله باید چرایی اصلی ارائه‌ی این منشور را در اتفاقات چند ماه گذشته جست‌وجو کرد.
 
دولت روحانی راهبرد خود برای رفع مشکلات اقتصادی را مذاکره با آمریکا و قدرت‌های غربی معین کرد و به امید گشایش‌های احتمالی بعد از مذاکره و رفع تحریم‌ها و به‌دنبال آن ورود کشورهای غربی برای سرمایه‌گذاری به ایران، به توافق رسید و برجام را امضا نمود، اما برجام آن‌گونه که انتظارش را می‌کشید، ثمر نداد.
تمامی تحریم‌ها برداشته نشد، سازمان تحریم‌های آمریکا با کمترین تغییرات حفظ شد و در آخرین نمونه، قانون ایسا که تمدیدش نقض صریح برجام بود، تمدید و توسط اوباما که قرار بود در مقابل این نوع تصویب و تمدید تحریم‌ها توسط کنگره و سنا مقاومت و از امضای آن‌ها خودداری کند، امضا شد.
 
روحانی در پای مذاکره با آمریکا و برای به ثمر رساندن و حصول توافق، تمام داشته‌های کشور که قابل مذاکره بود را واگذار کرد، از جمله غنی‌سازی بیست‌درصدی، فوردو، قبول داوطلبانه‌ی پروتکل الحاقی، محدود شدن به استفاده از ماشین‌های نسل اول، محدود شدن ذخیره‌ی اورانیوم غنی‌شده در خاک کشور، حفظ تحریم‌های موشکی و تسلیحاتی، تعلیق ده‌ساله‌ی برنامه‌ی‌ هسته‌ای، قبول بازرسی‌های فراتر از بازرسی‌های معمول و...
 
روحانی همه‌چیز را به‌پای هیچ داد. حال برجام نقض شده، گشایش اقتصادی که قرار بود با رفع تحریم‌ها رخ دهد صورت نگرفته، ساختار تحریم‌های آمریکا حفظ شده و شخصی در آمریکا بر سر کار آمده که به این توافق نقد دارد و دم از اصلاح و بازنگری آن می‌زند و با نگاهی به گزینه‌ی مطرح‌شده برای پست وزارت خارجه‌ی آمریکا و اظهارنظراتشان در هفته‌های گذشته، روشن می‌شود که تیم بعدی در کنار حفظ تحریم‌ها و اصلاح برجام، به‌دنبال افزایش فشار بر ایران است.
 
روحانی خوب می‌داند که در فرصت باقی‌مانده از دولتش توانایی اصلاح داخلی وضعیت اقتصادی را ندارد و به‌دلیل مشکلات اقتصادی در چند ماه آینده با انتقادهای شدیدی رو‌به‌رو خواهد شد، همان‌طور که اکنون پس از افزایش نرخ ارز و رد شدن قیمت دلار از چهار هزار تومان، زمزمه‌های نارضایتی از وضعیت اقتصادی موجود در بین مردم و همین‌طور نخبگان بیش از پیش افزایش یافته است. حال او برای مقابله با افزایش نارضایتی‌های داخلی و مشغول کردن افکار عمومی به سوژه‌ای غیر از مشکلات اقتصادی، موضوع انحرافی منشور حقوق شهروندی را مطرح می‌کند تا در کنار منحرف کردن افکار عمومی از موضوع اقتصاد، به بخشی از سبد رأی قرضی خود از اصلاح‌طلبان این پیام را بدهد که او هنوز به‌دنبال محقق کردن خواسته‌های آنان است تا بتواند این سبد رأی را در انتخابات 96 نیز به‌همراه داشته باشد.
 
اما مخاطب اصلی منشور حقوق شهروندی، افکار عمومی و مردم ایران نیستند. روحانی خوب می‌داند که در ماه‌های آتی و با مستقر شدن دولت ترامپ، فشارها بر ایران افزایش پیدا خواهد کرد و او که در این سه سال از قدرت درون‌زا و فرصت‌های داخلی غافل بوده است، در این زمان کوتاه باقی‌مانده برای رفع مشکلات اقتصادی و ایجاد جو مثبت در بین مردم نسبت‌به عملکرد دولت خود، باز باید امید به گشایش و کمک‌‌های اقتصادی خارجی ببندد.
 
او و دولتش برای برجام همه‌ی داشته‌های ارزشمند ایران، که قابلیت مذاکره را داشت، همان‌طور که در بالا گفته شد، واگذار کرده‌اند و حال در وضعیتی که دستشان در برابر طرف غربی خالی مانده، برای ادامه‌ی مذاکره برای جلوگیری از افزایش تحریم‌ها و فشارها و زنده نگاه ‌داشتن امید گشایش‌های اقتصادی خارجی، بر موضوعی دست گذاشته‌اند که از سوی آمریکا و قدرت‌های غربی به‌عنوان یکی از دلایل حفظ تحریم‌های ایران عنوان شده بود؛ یعنی نقض حقوق بشر در ایران.
 
روحانی با مطرح کردن منشور حقوق شهروندی و همچنین ارائه و امضای آن، به‌طرف غربی این پالس را می‌فرستد که او و دولتش به‌دنبال احقاق حقوق بشر مورد نظر آن‌ها هستند و خود در این موضوع با ارائه‌ی منشور حقوق شهروندی، پیش‌قدم شده‌اند تا شاید از این طریق و نمایش چهره‌ی اعتمادساز و علاقه‌مند به حقوق بشر از خود بتوانند در فرصت باقی‌مانده، کمک‌های بیشتری از غرب در راستای ایجاد گشایش اقتصادی دریافت کنند.
 
 بعد از نقض برجام نیز ما شاهد واکنشی برابر در قبال این نقض نبودیم و دستوری که از سوی روحانی صادر شد نیز یک امر نمایشی بود که حتی مقامات آمریکا نیز اذعان داشتند این اقدام متقابل ایران نقض برجام نیست. بی‌عملی دولت روحانی و عقب‌نشینی‌های این‌چنینی و عدم واکنش متقابل و برابر با عهدشکنی‌های طرف غربی، بدون شک آن‌ها را در آینده جری‌تر خواهد کرد.
 
اما تجربه‌ی تاریخی ثابت کرده که هرگاه در برابر زیاده‌خواهی مقاومت شده، دشمن عقب‌نشینی کرده و ظفر حاصل شده است و هرگاه یک قدم به عقب رفته‌ایم، زیاده‌خواهی دشمن افزون شده است. همان‌گونه که مقام معظم رهبری به‌‌کرات در سخنرانی‌های خود به این موضوع اشاره کرده‌اند: «راه نجات در مقابل زیاده‌خواهی دشمنان، تسلیم شدن و عقب‌نشینی کردن نیست. باید در مقابل دشمنی که زورگویی و زورگیری می‌کند، ایستاد و پیشرفت کرد. علاج ملت ایران در کسب اقتدار است.[2] چون اخم می‌کنند، تحریم می‌کنند، دندان نشان می‌دهند، دست‌هایمان را بالا ببریم؟ حالا یک‌قدری کوتاه بیاییم؟ تحلیلتان این است؟ در داخل کشور ما مجموعه‌های سیاسی‌ای هستند که تحلیلشان این است. می‌گویند وقتی‌که طرف خیلی چهره‌ی سگی از خودش نشان می‌دهد، شما عقب بنشینید. خوب، شما این را قبول دارید؟ عقب بنشینیم؟ یا نه، معتقدید که هرگونه عقب‌نشینی، طرف را تشجیع می‌کند. به‌مجردی که دیدند شما با اخم می‌ترسید، می‌گویند آقا اخم کنید. علاج این آدم اخم است. به‌مجردی که دیدند تهدید به کتک یا خود کتک، شما را به عقب‌نشینی وادار می‌کنند، می‌گویند دو تا بیشتر بزن تا خوب از همه‌ی حرف‌هایش دست بردارد. طرف این‌جوری است. محاسبات دنیا این است.»[3]
 
 پی‌نوشت‌ها:

[1]. http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13951007000787
[2]. http://farsi.khamenei.ir/ 87/1/1
[3]. http://farsi.khamenei.ir/89/5/31

 

 
*مسعود امیری کارشناس مسائل سیاسی/انتهای متن/

 



 


 

کد مطلب: 9637  |  تاريخ: ۱۳۹۵/۱۰/۸  |  ساعت: ۱۵ : ۲

نظرات ارسال شده
سفير فيلم
تبيين
پايگاه رصد انديشه‏هاي استرات‍‍ژيك
پايگاه هسته‏اي ايران