نکاتی که باید از تحولات اخیر آموخت
سرنوشت ترامپ از همین آغاز مشخص است
برای مواجهه با اقدامات ترامپ و آمریکا، ابتدا مسئولان باید چشمان خود را باز کنند و از خواب و رویای برجام بیرون آمده و واقعیت‌های اقتصادی کشور را درک کنند، در مرحله بعد بایستی به این مهم توجه داشته باشند که سیاست شتاب‌زده‌ای را پی‌جویی نکنند. سرنوشت ترامپ از همین آغاز کار مشخص است.
گروه بین‌الملل برهان / در قسمت پیش به نکاتی که بایستی بعد از صورت‌بندی اتفاقات اخیر توسط برخی از نخبگان کشور موردتوجه قرار گیرد، اشاره شد و بیان شد که برای برخی از نخبگان، این موضوع بایستی از اهمیت فراوان برخوردار باشد که منافع ملی به‌عنوان یک اصل اساسی است. در این یادداشت تلاش خواهیم داشت تا به برخی نکات دیگر که توسط ایشان بایستی موردتوجه قرار گیرد تا شرایط کشور در دوران ترامپ از هرگونه آسیب در امان بماند، اشاره شود.
 
1. اقتصاد عامل اصلی و مهم‌ترین فاکتور اقتدار کشور
 
اقتصاد مهم‌ترین فاکتور تعیین‌کننده برای تعیین میزان، ابعاد و عمق قدرت یک کشور محسوب می‌شود. در رتبه‌بندی سطح قدرت یک کشور، مسئله اقتصاد و شاخص‌های اقتصادی یک کشور در درجه اول اهمیت قرار دارد، فاکتورهای نظامی، فرهنگی و ... در درجات بعدی اهمیت قرار دارند. کشوری که فقیر است، حتی اگر ازنظر تاریخی در جایگاه با هویتی باشد، چندان حرفی برای زدن در سطح بین‌المللی ندارد. آنچه نقش کشورها را مشخص می‌کند، میزان توانمندی اقتصادی آن‌ها است. درست است که سیاست خارجی تسهیل‌کننده امور یک کشور در عرصه بین‌المللی است، اما عامل اقتدار و قدرت افزایی یک کشور محسوب نمی‌شود، آنچه عامل افزایش قدرت یک کشور محسوب می‌شود، اقتصاد و مدل حکمرانی اقتصادی قدرت افزا است. کشوری که مردمش فقیر و به لحاظ اقتصادی، ناتوان هستند توان تأثیرگذاری بر حوزه‌های بین‌المللی و منطقه‌ای موردعلاقه‌اش را نخواهد داشت؛ بنابراین اولویت نیز در مسئله حکمرانی، با مسائل اقتصادی است، نه با مسائل سیاست خارجی یا سیاست بین‌المللی یک کشور.
 
2. تنش‌زدایی چیست و چرا برخی از نخبگان دست از سر آن بر‌نمی‌دارند؟
 
ضروری است که مسئله تنش‌زدایی یک‌بار برای همیشه در جمهوری اسلامی مشخص شود تا هرازگاهی توسط برخی از نخبگان به‌عنوان مسئله اول سیاست خارجی ایران به‌نظام بین‌الملل معرفی نشود، چراکه مطرح‌شدن این موضوع نه‌تنها نتیجه مثبتی برای منافع ملی کشور ندارد، بلکه کشور را به‌عنوان یک تنش در محیط بین‌المللی به رسمیت می‌شناسد. این به رسمیت شناخته شدن نیز نه از طریق ابزار ایران هراسی کشورهای دیگر بلکه با اظهارات خود مسئولین صورت می‌گیرد. به‌بیان‌دیگر وقتی موضوعی به نام تنش‌زدایی مطرح می‌شود، یعنی چیزی به نام تنش وجود دارد که یک‌طرف خلق‌کننده آن ایران است. وقتی این موضوع از جانب یکی از نخبگان جمهوری اسلامی مطرح می‌شود یعنی ایران نقش مهمی در به وجود آوردن این مشکل داشته است و حال بنا دارد آن را بزداید. به عبارتی دو طرف در این موضوع وجود دارد که در ابتدا طرفی که این تنش را زائیده است، موردتوجه قرار می‌گیرد. مطرح کردن بیش‌ازحد این مسئله به‌طرف مقابل این پیام را می‌فرستد که عامل ایجاد تنش کشور فرستنده پیام هست، لذا تلاش کشور فرستنده پیام بر این خواهد بود تا مسئله تنش اعلامی را به حداقل ممکن برساند. هم ازاین‌رو طرف مقابل نیز به این انگاره اشتباه خواهد رسید که هر چه فشار وارد کند، طرفی که خواهان تنش‌زدایی است به آن تن خواهد داد، چراکه این موضوع برای او اهمیت دارد و حاضر به پرداخت هزینه برای برطرف کردن آن به هر طریق ممکن نیز خواهد بود.
 
3. تاریخ و جمع کثیری از افراد توتالیتر
 
تاریخ از یک‌سو پر از افرادی است که تلاش داشته‌اند بر ملت‌های دیگر تفوق یابند و به‌واسطه این تفوق دنیا را به نام خود قباله کنند و از طرف دیگر پر از درس‌های متعدد برای مواجهه باشخصیت‌های تمامیت‌خواه است. به همان اندازه که افراد تمامیت‌خواه در جامعه بین‌المللی سرکار آمده و حکم رانی کرده‌اند، به همان اندازه نیز درس‌هایی برای مواجهه با آن‌ها وجود داشته و دارد. هیتلر یک نمونه از این موارد است. ضروری است نخبگان سیاسی، خوب تاریخ بخوانند تا واکنش شتاب‌زده نسبت به اقدامات اخیر ترامپ نداشته باشند. واکنش شتاب‌زده به اقدامات ترامپ نتایج منفی هم برای کشور و هم برای منطقه خواهد داشت. ترامپ در جایگاهی نیست که بتواند مواضع فعلی را تداوم بخشد. تا همین‌جا نیز او در فشار افکار عمومی قرارگرفته و پاسخی جز توجیهات احمقانه برای آن‌ها نداشته است. او ناچار است تکلیف خود را با جمع زیادی از نخبگان آمریکایی و بین‌المللی که اعمالش را کودکانه تصور می‌کنند، مشخص کند؛ بنابراین او در یک گیر و داری از نزاع‌ها قرار دارد. از طرف دیگر توان آمریکا به او اجازه نمی‌دهد تا هر آنچه به‌عنوان آرزو، می‌پندارد را جامعه عمل بپوشاند و محقق کند. لذا واکنش شتابان به اعمال ترامپ چندان معقول نیست. تصمیم صحیح و سنجیده تصمیمی است که همه ابعاد آن در نظر گرفته شود.
 
4. آمریکا و تناقضات شدید
 
آمریکایی‌ها به دلیل خلأ ایدئولوژیِ قابل‌اعتماد، دچار تناقضات شدیدی در حوزه اجتماعی و سیاسی شده‌اند. تیم جدید صاحب قدرت در آمریکا مخالفان سرسخت جهانی‌شدنی هستند. جهانی‌شدنی که سبب بروز و ظهور طبقه‌ای در آمریکا شد که موسوم به 1 درصدی‌ها هستند و اتفاقاً قدرت را نیز در دست گرفته و به مخالفان سرسخت جهانی‌شدن و موافقان سرسخت ملی‌گرایی تبدیل‌شده‌اند. این تناقض یکی از انواع تناقضاتی است که آمریکایی‌ها در همین ماه‌های اخیر آن را بروز داده‌اند. از دیگر سو برای پوچ و بی‌هدف بودن سیاست‌های مورد پی گیری ترامپ همین بس که او به‌عنوان یک تاجر و در قامت رئیس‌جمهور جدید آمریکا مدعی است که بایستی اطراف آمریکا حصار کشید و فقط محصول آمریکایی خرید. ترامپ ترجمان نقض غرض سرمایه‌داری است.
 
5. آمریکا و بحران غرور
 
آمریکایی‌ها به خاطر تاریخچه سیاسی کشورشان از مشکل غرور رنج می‌برند. این سیاست‌های جدید ترامپ برای جدا کردن آمریکایی‌ها از دیگران و برای متهم کردن مسلمانان به «تروریست»، در تاریخچه سیاسی آمریکایی‌ها مسبوق به سابقه است. اساساً جامعه آمریکا به دلیل سلطه رسانه‌ها و بازنمایی تصویر غیرواقع گرایانه از آمریکا (به‌گونه‌ای که آن را به‌عنوان ابرقدرت جهان بازنمایی می‌کنند)، سبب شده است تا همه آمریکایی‌ها تصور کنند که کشورشان شدیداً با کشورهای دیگر متمایز است و تحصیل موقعیت آمریکا برای سایر کشورها ناممکن است. برای پی بردن به همین مضمون فکری ترامپ و گروهش، بایستی اشاره‌ای به اظهارات وندی شرمن در مذاکرات منتهی به سند برجام داشت، آنجا که او اشاره کرد که ژن ایرانی فریبکار است.
 
6. وحدت، فاکتور مهم برای مواجهه با شرایط بحرانی
 
نخبگان کشور بایستی بیاموزند که وحدت مهم‌ترین فاکتور برای مواجهه (و حتی اغراق‌آمیزتر) برای عبور از شرایط بحرانی، تلقی می‌شود. کشوری که از نعمت وحدت برخوردار است، چندان اسیر تحولات و سیاست‌ها و تغییر سیاست‌های کشورهای دیگر نخواهد شد. کشتیِ سیاسی و اجتماعی کشورها، بایستی با تمام اختلافاتش به سمت یک هدف پیش برود. به سمت یک هدف رفتن، همان مسئله وحدت است. یکی از پیام‌هایی که اتفاقات اخیر در ایران داشته است، این است که مسئله وحدت مسئله‌ای غیرممکن و غیرقابل‌تصور نیز نیست. رحلت آقای هاشمی رفسنجانی و جمع شدن تمام نخبگان ذیل پرچم نظام از یک‌سو و حادثه ناگوار پلاسکو و مرگ آتش‌نشان‌ها و تشییع آن‌ها توسط مردم از سویی دیگر نشان داد که جامعه ایرانی، اگر بخواهد، در مواقع بحرانی می‌تواند از این نعمت به‌خوبی بهره‌برداری کند و همه را زیر یک چتر اجتماعی قرار داده و به سمت یک هدف مشترک حرکت دهد. نعمت یک جامعه برای عبور از بحران‌ها، مسئله وحدت است. در فضای فعلی کشور که با حجم وسیعی از تهدیدهای بین‌المللی از ناحیه آمریکا، رژیم صهیونیستی و اعراب حاشیه خلیج‌فارس سرشار شده است، وحدت عامل گذر از موانع و بحران‌ها تلقی می‌شود.
 
7. کشوری که قدرت دارد قابل‌حذف نیست
 
نکته دیگری که بایستی به آن اشاره کرد این است که کشوری که از سطح اقتصادی برتری برخوردار باشد و متعاقب آن ابعاد مادی قدرت را دارا باشد و در مرحله بعد از طریق مردمش به‌عنوان قدرت برتر مورد شناسایی قرارگرفته باشد به‌راحتی قابل‌حذف نیست. یادمان نرود که مقامات آمریکا تمام تلاش خود را برای از بین بردن صنعت هسته‌ای ایران کردند، اما موفق به انجام آن نشدند، حتی همین گروه قبلی ساکن کاخ سفید یعنی اوباما و کری نیز برای رسیدن به این موضوع تمام تلاش خود را به کار بستند ولی قادر به انجام آن نشدند. اظهارات اوباما در خصوص صنعت هسته‌ای ایران یک نمودی از عجز مقامات آمریکایی در مواجهه با ایران بوده است که بیان داشت اگر می‌توانست تمام پیچ و مهره‌های صنعت هسته‌ای ایران را برمی‌چید. وی برای رسیدن به این موضوع تمام تلاش خود را نیز به کار بست، اما به دلیل توان فزاینده ایران در مسئله هسته‌ای قادر به انجام این کار نشد. این ماهیت قدرت است. اگر کشوری به حد بالایی از توانمندی رسید، به‌سختی می‌توان آن را حذف کرده و یا تغییر داد. آمریکای دوران اوباما به‌هیچ‌وجه از هیچ تلاشی برای تغییر رفتار و حتی تغییر ماهیت حکومت در ایران فروگذار نبوده است؛ اما آنچه سبب شد که او نتواند به اهداف خود برسد، سوای از ناتوانی قدرت آمریکا، مسئله عمق قدرت ایران در حوزه داخلی بود.
 
8. سرنوشت ترامپ
 
به اظهارات دونالد ترامپ در خصوص نیویورک‌تایمز توجه کنید. همین اظهارات نشان می‌دهد که او هیچ فهمی از عوامل حفظ‌کننده خود در آمریکا به‌عنوان یک رئیس‌جمهور مشروع ندارد. اگر برخوردار بود تلاش نمی‌کرد رسانه‌های آمریکا را دشمن خود تلقی کند و از تخته کردن درهای نیویورک‌تایمز سخن بگوید. ترامپ به‌زودی به شخصی منفور در سطح داخلی و بعدازآن در سطح بین‌الملل تبدیل خواهد شد، بنابراین شاید بتوان ادعا کرد که اتخاذ تصمیمات لحظه‌ای در برابر اقدامات او فوریت ندارد، تصمیم هرچقدر پخته‌تر و عاقلانه‌تر باشد، از حمایت عمومی بیشتری نیز برخوردار است. ترامپ نیاز به پیچیدگی هم ندارد. او بسیار انسان ساده و قابل‌تحلیلی است. برخلاف اوباما که شخصیت پیچیده‌ای داشت که فهم ابعاد شخصیت او و متعاقباً ابعاد خواسته‌های او بسیار دشوار بود، شخصیت ترامپ قابل‌تحلیل است و به‌راحتی می‌توان پی برد که او چیست، چه می‌گوید و چگونه قابل پیش‌بینی است. از طرف دیگر آینده آمریکای ترامپ نیز قابل پیش‌بینی است. هنوز که دو هفته از انتخاب او به‌عنوان رئیس‌جمهور نگذشته است با بیشترین و بزرگ‌ترین انتقادات نسبت به سیاست‌هایش مواجه است. بخشی از تلاش او برای خنثی کردن این انتقادات صرف خواهد شد و این موضوع نه‌تنها موضوع ناخوشایندی نیست، بلکه برای آمریکایی که در شرایط فعلی گمان می‌کند رهبری بلامنازع سیستم بین‌الملل را بر عهده دارد، موضوعی خنثی‌کننده نیز محسوب می‌شود.
 
فرجام سخن
 
در این یادداشت تلاش شد تا به برخی دیگر از نکاتی که به‌واسطه تحولات اخیر در سطح بین‌الملل، خصوصاً بعد از روی کار آمدن ترامپ، به وجود آمده است، اشاره شود. برخی از این نکات پیرامون عناصر قدرت داخلی ایران بود که می‌توان از آن به استحکام ساخت درونی قدرت نظام تلقی کرد که مهم‌ترین آن‌ها مسئله اقتصاد است. اشاره شد که اقتصاد مهم‌ترین فاکتور قدرت ساز یک کشور محسوب می‌شود، کشوری که به‌خوبی از این توانایی برخوردار است و از آن بهره می‌برد در سطح بین‌المللی نیز از توان بسیار بالایی از بازیگری برخوردار است و به‌راحتی قابل‌حذف نیست. برخی دیگر از این نکات نیز به‌واسطه عدم شتاب‌زدگی در مواجهه با ترامپ موردتوجه قرار گرفت. در این خصوص نیز اشاره شد که ترامپ از همین ابتدای کار در میان آمریکایی‌ها نیز شخصیت نامحبوبی شده است و برای اینکه سیاست‌ها و اقدامات خصمانه وی خنثی شود نیاز به قدم‌های خیلی سختی نیز نیست. تنها کافی است سیستم سیاسی کشور از تدبیر برخوردار بوده و توان ارزیابی شرایط را داشته باشد. از همه مهم‌تر اینکه به عنصر و مقوله وحدت به‌عنوان زیربنای تمام موجودیت‌های سیاسی و اجتماعی بیش‌ازپیش بهره‌مند باشد.


*گروه بین الملل برهان/انتهای متن/

 


کد مطلب: 9671  |  تاريخ: ۱۳۹۵/۱۱/۱۶  |  ساعت: ۱۳ : ۳۶

نظرات ارسال شده
سفير فيلم
تبيين
پايگاه رصد انديشه‏هاي استرات‍‍ژيك
پايگاه هسته‏اي ايران