چرا آزموده را دوباره آزمون می‌کنید؟
بررسی ابعاد مذاکره برای حل تحریم‌های غیرهسته‌ای
اینکه ایران بایستی برای تحریم‌های غیرهسته‌ای خود با آمریکا و به‌طور کلی با کشورهای تحریم‌کننده‌ مذاکره کند، فی‌نفسه امری غیرمعقول نیست، اما این پیام به‌گونه‌ای از دولتمردان ایران به‌طرف دیگر مخابره می‌شود که نتیجه‌ی آن برداشت ضعف و ناتوانی از ناحیه‌ی طرف ایرانی است.
گروه بین‌الملل برهان؛ در مناظره‌ی آخر، سخنانی توسط رئیس‌جمهور بیان شد که توجه به آن در این مقطع ضروری است. دکتر حسن روحانی بیان داشت که بنا دارد در چهار سال آینده تحریم‌های غیرهسته‌ای را نیز برطرف کرده و به مردم قول داد که در صورت انتخاب مجدد او به‌سمت برطرف کردن تحریم‌های غیرهسته‌ای نیز برود. توجه به این جمله نیازمند بررسی چند نکته است که در زیر به آن‌ها اشاره خواهد شد:
 
1. این جمله به‌صورت ماهوی فاقد اشکال است: هر رئیس‌جمهوری بایستی تلاش کند تمام تحریم‌های یک‌جانبه و چندجانبه علیه ایران را برطرف کند. نه‌تنها آقای روحانی، که تمام نامزدها بایستی به مردم تعهد بدهند که می‌توانند و باید تحریم‌ها علیه کشور را برطرف کرده و زمینه را برای سرمایه‌گذاری خارجی در کشور فراهم کنند. بنابراین نفس چنین جمله‌ای که تمام تحریم‌ها علیه مردم ایران بایستی از بین بروند، امری صحیح است. قرائت جمهوری اسلامی از تحریم‌های موجود علیه ایران این است که این تحریم‌ها اولاً ظالمانه هستند و ثانیاً غیرقانونی. ظالمانه هستند چراکه سبب ظلم و ستم به مردم ایران شده و موجبات پیشرفت معمول و متداول را مسلوب می‌کنند و غیرقانونی است؛ چراکه در حالی ایران تحریم می‌شود که هیچ خطایی در حوزه‌ی بین‌المللی مرتکب نشده است. پرونده‌ی ایران به‌صورت غیرقانونی و خلاف حقوق بین‌الملل به شورای حکام آژانس و شورای امنیت ملل متحد احاله شد و متعاقباً به‌صورت غیرقانونی تحریم‌هایی علیه جمهوری اسلامی وضع شد. بنابراین این تحریم‌ها نه‌تنها غیرقانونی و ظالمانه است، بلکه هر رئیس‌جمهوری بایستی درصدد زدودن شرایط تحریم ظالمانه علیه ایران باشد.
 
2. تأکید بر اینکه هر رئیس‌جمهوری فارغ از اینکه چه جهت‌گیری سیاسی داشته و دارد، بایستی تحریم‌ها علیه ایران را به‌کلی از بین برده و مردم شاهد حذف و لغو تحریم‌ها باشند، اما الزاماً برای لغو تحریم‌ها نبایستی یک سند جدید بین‌المللی ایجاد شود. به‌عبارتی لغو تحریم‌ها نیاز به برجامی دیگر ندارد و حتی نیاز به بازنگری در همین برجام موجود نیز برای از بین بردن تحریم‌ها وجود ندارد. تجربه‌ی برجام نشان داده است که وقتی طرف مقابل پای میز مذاکره برای انعقاد یک سند بین‌المللی می‌نشیند، دست به فریبکاری در حین مذاکره برای انحراف افکار تیم مذاکره‌کننده‌ی طرف مقابل می‌زند تا بدین‌وسیله زمینه‌ای را فراهم کند تا خواسته‌های خویش را به کشور دیگر تحمیل کند. سیاست‌های باراک اوباما و تیم امنیتی و مذاکره‌کننده‌ی او مؤید این موضوع است که او از مذاکرات به‌عنوان ابزاری برای فشار بر ایران استفاده کرد و حین مذاکرات با شروع یک جنگ روانی مهندسی‌شده علیه ایران تلاش کرد تا ایران را وادار به امتیاز دادن در مسائل متعدد کند. بنابراین از بین بردن تحریم‌ها لزوماً به‌معنی انعقاد یک سند بین‌المللی جدید نبوده و نخواهد بود. در این خصوص، وزارت امور خارجه بایستی از مجموعه‌ی توانمندی‌های خود استفاده کند. در اینجا به‌طور خاص فشار به طرف مقابل و استفاده از تمام گزینه‌های کشور برای اعاده‌ی حقوق مردم، بسیار ضروری می‌نماید.
 
3. همان‌طور که اشاره شد، رئیس‌جمهور برای از بین بردن تحریم‌ها علیه ایران بایستی از تمام ابزارهای خود بهره ببرد. هر کشوری در عملی کردن دیپلماسی و سیاست خارجی خود و همچنین در کارزار مذاکره با قدرت‌های دیگر، ابزارهایی برای فشار بر دولت یا دول دیگر دارد که می‌تواند از این ابزارها برای فشار به طرف دیگر استفاده کند. ایران نیز در این فضا خالی از ابزارها برای حل مشکلات در مذاکرات نیست؛ از ابزارهای ملی گرفته تا ابزارهای در دسترس دیپلماسی. برای مثال، در حین مذاکرات با ایران، آمریکایی‌ها دائم بیان می‌داشتند که احتمال استفاده از تمام گزینه‌هایشان علیه ایران وجود دارد و درصورتی‌که این توافق حاصل نشود، آمریکایی‌ها تمام گزینه‌هایشان را روی میز خواهند گذاشت. توجه به گزینه‌های جمهوری اسلامی از یک سو و توجه به این مسئله که این گزینه‌ها انعطاف‌پذیر هستند، از دیگر سو، نشان‌دهنده‌ی این است که این دولت توجه ویژه یا اساساً توجهی به گزینه‌های ایران در حوزه‌ی سیاست خارجی، مقدورات و توانایی‌های جمهوری اسلامی نداشته است.
 
4. اظهار ضعف در هر مذاکره‌ای نتیجه‌ی عکس را تحصیل خواهد کرد. یکی از مهم‌ترین ابعاد مذاکره در سیاست خارجی این است که تیم مذاکره‌کننده و رهبری مذاکرات در دست کسانی باشد که با پشتوانه‌ی مقدورات و محذورات ملی دست به گفت‌وگو می‌زنند. اظهار هرگونه ضعف در مذاکرات، الزاماً به‌معنی دادن امتیازات بعدی به اطراف دیگر مذاکره‌کننده است. بیان این مسائل که شرایط کشور بحرانی است یا توزیع سبد کالا در هنگامه‌ی مذاکره این پیام را برای طرف مقابل مخابره می‌کند که کشور مذاکره‌کننده شدیداً محتاج مذاکرات است و همین موضوع سبب باج‌خواهی طرف غیر خواهد شد؛ موضوعی که در مذاکرات اخیر بین ایران و 5+1 اتفاق افتاد، همین مسئله بود که تیم مذاکره‌کننده‌ی ایرانی به این مسئله توجهی نداشت و همین موضوع سبب شد تا وندی شرمن، جان کری، باراک اوباما و سایر طرف‌های مذاکره‌کننده‌ی آمریکایی نسبت‌به ایران به‌عنوان یک کشور طالب مذاکرات بنگرند و تلاش کنند بیشترین امتیازات را از ایران اخذ کنند که درصورتی‌که اظهار ضعف نمی‌شد، این امتیازات اقتباس نشده بود. بنابراین اظهار ضعف، بیان ناتوانی در حین مذاکرات، دادن امتیازات بیهوده و... به معنی برد-برد تمام شدن مذاکرات نبوده و بدون تردید سبب امتیازگیری طرف مقابل از مذاکره‌کنندگان خواهد شد.
 
یکی از دلایلی که کره‌ی شمالی همیشه در مذاکرات خود شکست می‌خورد، این است که در هنگامه‌ی مذاکرات با آمریکایی‌ها، بحران گرسنگی این کشور به رسانه‌های بین‌المللی مخابره می‌شود و آمریکایی‌ها از این موضوع نهایت بهره‌وری را می‌کنند. رسیدن به این مهم و نتیجه که کشور مذاکره‌کننده نقطه‌ضعفی دارد برای کشور دیگر، بزرگ‌ترین برگ برنده برای طولانی کردن مذاکرات است. طولانی شدن مذاکرات شبیه به یک شمشیر دولبه است؛ از یک سو باید با تأمل مذاکره کرد و نبایستی این پیام را به طرف مقابل مخابره کرد که تعجیل برای رسیدن به نتیجه وجود دارد تا طرف مقابل از پرتو این پیام فشارهای بیشتری وارد کند و از دیگر سو، طولانی شدن مذاکرات سبب خواهد شد تا انتظارات عمومی نسبت‌به مذاکرات افزایش یابد و طرف مذاکره‌کننده نتواند معیارها را در نظر گیرد. موضوعی که در مذاکرات اخیر اتفاق افتاد این بود که طرف ایرانی مذاکره‌کننده تعجیل در رسیدن به نتیجه داشت و همین تعجیل سبب شد تا طرف آمریکایی تصور کند که ایران شدیداً محتاج مذاکره است و هم ازاین‌رو پیام ضعف نیز مخابره شد.
 
نتیجه‌ی مستقیم اظهار ضعف در برابر طرف دیگر، تحت فشار قرار دادن مسائلی است که مذاکره براساس آن‌ها انجام می‌شود. آمریکایی‌ها به این دلیل جنگ خود با ایران را وارد مسیر و فاز اقتصادی کرده‌اند که به‌خوبی می‌دانند که آسیب‌پذیری این کشور از مسائل اقتصادی تا چه‌حد است. رهبر انقلاب بارها درخصوص جنگ اقتصادی آمریکا با ایران سخن گفته‌اند و بیان داشته‌اند که برای آن‌ها باز کردن میدان جدید رویارویی مستقیم نظامی امکان‌ناپذیر است. به همین دلیل به‌سمت رویارویی اقتصادی حرکت کرده‌اند و تلاش می‌کنند که مردم ایران را به‌واسطه‌ی همین موضوع از مسیر خود بازدارند. مسئله‌ی نبرد اقتصادی از اهمیت بسیاری برخوردار است؛ به‌گونه‌ای که مستقیماً معیشت مردم را دربرمی‌گیرد. نتیجه‌ی اظهارضعف رو آوردن آمریکا به گزینه‌ی جنگ اقتصادی و افزایش تحریم‌ها علیه ایران برای وادار کردن این کشور به آن چیزی است که آمریکایی‌ها از او انتظار دارند.
 
5. اینکه رئیس‌جمهور به مردم بیان می‌کند در دور بعدی ریاست‌جمهوری احتمالی خود بر سر مسائل دیگر و تحریم‌های غیرهسته‌ای نیز تلاش خواهد کرد، به‌طور مستقیم این پیام را مخابره می‌کند که اولاً اقتصاد ایران شدیداً در مضیقه است و آمریکایی‌ها باید این مضیقه را برطرف کنند، ثانیاً ما آماده‌ی مذاکره با آمریکا درخصوص هر مسئله‌ای که آمریکایی‌ها بخواهد آن را تبدیل به یک بحران برای ایران بکند، هستیم. حتی اگر آن مسئله مربوط به حاکمیت ملی ایران باشد. این پیام‌ها که هر دو با منافع بلندمدت ملی ایران در تباین است، در آن‌سوی کره‌ی زمین یعنی در آمریکا هوادارانی دارد. هوادارانی که شدیداً به‌دنبال این هستند تا روابط بین ایران و آمریکا را عادی‌سازی کرده و ماهیت گفتمانی انقلاب اسلامی را از بین ببرند.
 
رئیس‌جمهور در مناظره‌ی دوم جملاتی مطرح کرد که این بیم را افزایش می‌دهد. وی بیان داشت که مذاکره در‌خصوص سوریه از دستاوردهای دولت اوست. اینکه تا چه‌حد این موضوع صحت دارد، مقوله‌ای است که بایستی به آن دقت داشت، اما نفس این موضوع مذاکره در هر مسئله‌ای، درحالی‌که رهبر انقلاب مکرر اصرار دارند که مذاکره با آمریکا در موضوع غیرهسته‌ای ممنوع است، مسئله‌ی قابل توجهی است که بایستی به عواقب آن اشاره کرد و پیامدهای آن را در نظر گرفت.
 
6. مذاکره با آمریکا در هر مسئله‌ای به غیر از هسته‌ای ممنوع است. این سخن رهبر انقلاب است که در آستانه‌ی مذاکرات هسته‌ای بیان شد و ایشان تأکید داشتند تا بانگ غرب‌گرایی دولت را در کشور کوتاه کنند. برجام و مذاکرات هسته‌ای (همان‌طور که رهبر انقلاب بارها اظهار داشته‌اند) سنگ محک و آزمونی برای راستی‌آزمایی از رفتار با آمریکا بود و به‌واقع تجربه‌ای را پیش روی ملت ایران قرار داد که به‌واسطه‌ی آن تجربه به‌راحتی می‌توان نسبت‌به هر مذاکره‌ای با آمریکا واکنش نشان داد. آمریکایی‌ها اساساً به‌دنبال تحدید فشارهای خود علیه ایران نیستند. آن‌ها از پس مذاکرات به‌دنبال مهار ایران و فشار برای عقب راندن ایران و آنچه جزء آرزوهای آن‌هاست، یعنی بازگشت ایران به داخل مرزهای خود، هستند. هم ازاین‌رو تمام تلاش خود را به کار بسته‌اند تا با اعمال گزینه‌های اقتصادی دولتمردان ایران را به‌سمت مذاکره سوق دهند تا به‌واسطه‌ی آن رفتارهای منطقه‌ای و نهایتاً داخلی ایران تبدیل به یک مدل نرمال و مطلوب و به‌واقع همان چیزی شود که آن‌ها از آن انتظار دارند.
 
فرجام سخن
 
یکی از مهم‌ترین مسائلی که ایران در دهه‌ی 1390 با آن مواجه بوده است (چه در اواخر دولت قبل و چه به‌طور کلی در دولت یازدهم)، مسئله‌ی مذاکره با آمریکا برای حل و رفع مشکلات داخلی کشور بوده است. قائلان به این قرائت برآن هستند که مشکلات ایران برطرف نمی‌شود مگر با اعانه‌ی آمریکایی‌ها. ایشان برآن هستند که بسیاری از مکانیسم‌های اقتصادی بین‌الملل یا در آمریکا مستقر هستند و یا تحت انقیاد دولت آمریکا و ساختارهای وابسته به شبکه‌ی آمریکایی تولید ثروت هستند. به همین دلیل، آن‌ها مذاکره برای رفع‌ورجوع مشکلات را عامل مهمی برای از بین بردن «سوءتفاهم‌ها» و نهایتاً «برطرف کردن مشکلات اقتصادی کشور» برمی‌شمرند. در همین خصوص، پیام‌هایی نیز درخصوص آمادگی ایران برای مذاکره با آمریکا به آمریکایی‌ها به‌طرق مختلف مخابره می‌کنند. این موضوع البته با ضعف‌هایی روبه‌روست؛ به‌گونه‌ای که آمریکایی‌ها را در موضع برتر قرار می‌دهد و آن‌ها را به این نتیجه می‌رساند که ایران در زمینه‌ی مسائل اقتصادی شدیداً آسیب‌پذیر است و آمریکا به همین ترتیب می‌تواند بر ایران اعمال فشار کرده و این کشور را وادار به دادن امتیازات در جریان مذاکرات کند.*
 
*گروه بین الملل برهان/انتهای متن/
 

کد مطلب: 9884  |  تاريخ: ۱۳۹۶/۲/۲۶  |  ساعت: ۱۶ : ۴۷

نظرات ارسال شده
سفير فيلم
تبيين
پايگاه رصد انديشه‏هاي استرات‍‍ژيك
پايگاه هسته‏اي ايران