نگاهی به انتخابات شورای اسلامی شهر و روستا
چرا باید به یک لیست واحد رای دهیم؟
فراموش نکنیم که در پنجمین دوره انتخابات شورای شهر تهران زمینه بازی نیز کمی محدودتر شده و بر اساس مصوبه مجلس شورای اسلامی شهرهای با جمعیت بیش از ۲ میلیون نفر، ۱۵ نفر عضو اصلی و ۱۰ نفر عضو علی‌البدل خواهد داشت و انتخاب غیرلیستی می تواند تبعات نامطلوبی برای جریان انقلابی داشته باشد
گروه سیاسی برهان/ مرتضی خاکزاد؛ انتخابات شورای اسلامی شهر و روستا در جدیدترین دور خود با مظلومیت فراوانی روبرو است و تداخل آن با انتخابات ریاست جمهوری یازدهم موجب شده است که این انتخابات به خصوص در شهر تهران و سایر کلان شهرها به حاشیه رانده شود.
 
این در حالی است که شهرداری تهران(و سایر کلان شهرها) از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است و اداره آن می تواند نقش تعیین کننده ای در افزایش یا کاهش رضایت مردم نسبت به گروه های سیاسی داشته باشد.
 
همچنین نمی توان از تفکر حاکم بر مجموعه ای مانند شهرداری تهران و نوع خدمت رسانی های آن نیز به سادگی عبور کرد؛ برای مثال در دوره ای که مدیریت شهری تهران در دستان کارگزاران سازندگی و غلامحسین کرباسچی بود، فاصله میان شمال و جنوب تهران به شدت افزایش یافت و از دیگر سو، ایجاد فساد و رانت در این مجموعه مدیریتی به امری مباح(و بلکه ارزشمند) تبدیل شد که لازمه پیشرفت به حساب می آمد.
 
علاوه بر این موارد پس از آنکه رییس جمهور نهم شهرداری تهران را به عنوان سکوی پرتاب خود برگزید، جایگاه این نهاد عمومی بیش از پیش افزایش یافت و انتخاب شهردار اهمیتی بیش از پیش پیدا کرد که همه این موارد به صورت مستقیم به ترکیب اعضای شورای شهر در این کلان شهر بازمی گردد.
 
به بیان بسیار ساده تر ما نوع انتخاب خود می توانیم به نوع خدمت رسانی به این کلان شهر آرایش دهیم و تعیین کنیم که چه نگاهی می تواند خدمت بیشتری را به ام القرای جهان اسلام ارائه دهد و طبیعی است که یک تفکر واحد می تواند بسیار پیش برنده تر این مهم را محقق سازد که در ذیل به توضیح آن خواهیم پرداخت.
 
چرا باید لیستی رای دهیم؟
 
 تجربه انتخابات های متعدد در کلان شهری مانند تهران نشان داده بود که به طور معمول انتخابات های شورایی در این شهر(مجلس شورای اسلامی و شورای اسلامی شهر) هم عرصه رقابت میان دو جریان سیاسی کشور است و هم این انتخابات ها عموما به دور دوم کشانده می شد.
 
اما انتخابات دهم مجلس شورای اسلامی تجربه ای متفاوت از این موضوع را عرضه داشت و یک لیست واحد در مرحله نخست انتخابات پیروزی را از آن خود کرد. اگرچه که این نتیجه معلول عوامل متعددی بوده است اما یکی از دلایل مهم آن به نوع رفتار انتخاباتی حامیان و رای دهندگان هر کدام از جریان سیاسی باز می گردد.
در آن دوره از انتخابات بدنه فعال اجتماعی جریان پیروز بسیار قاطعانه وارد میدان شدند و تاکید کردند که همه به یک لیست واحد رای بدهند و رای دهنگان پیرو نیز به هیچ کم و کاستی دست به این کار زدند و می توان از این اقدام به عنوان یکی از عوامل پیروزی آنها یاد کرد.
 
این در حالی بود که رای دهندگان به جریان انقلابی عمدتا در پی انجام تکلیف شرعی خود(و نه صرفا یک رفتار سیاسی و حزبی) بودند و در همین راستا «انتخاب اصلح» را هدف نهایی خود قرار داند. بنابر این الزاما همه افراد حاضر در یک لیست نمی توانست برای آنها اقناع کننده باشد و به راحتی افرادی را از دیگر لیست ها(و یا نامزدهای مستقل) جایگزین می کردند.
 
پر واضح است که ما نیز در این نوشتار در پی نقد گفتمان «انتخاب اصلح» نمی باشیم اما لازم است که با قرائتی درست از مکانیزم انتخاب اصلح در نهایت هزینه های یک انتخاب را کاهش دهیم.
 
به دیگر سخن اصلحیت یک مفهوم پیچیده است که آن را صرفاً از انطباق با اصول نمی‌توان نتیجه گرفت( همان‌قدر که انطباق با اصول لازم است و نمی‌توان از یک کف معین عدول کرد) و باید دو متغیر رأی‌آوری و اجماع مؤمنین را هم باید لحاظ کرد تا روشن شود که واقعاً چه‌کسی اصلح است.[1]
 
منطق های سه گانه برای رفتار انتخاباتی جناح مومن و انقلابی
 
باید در نظر داشته باشیم که جناح مومن و انقلابی برای عمل به تکلیف انتخاباتی خود می تواند بر اساس سه منطق متفاوت رفتار کند که عبارتند از: 1- منطق تکلیف شرعی فردی 2- منطق حزبی و گرایشی و 3- منطق تکلیف شرعی مکتبی
 
بر اساس منطق نوع اول انتخابات یک تکلیف شرعی فردی به حساب می آید که فرد با حضور در پای صندوق های رای به این تکلیف خود عمل نموده است و با قرار دادن افراد در سنجه اصول نیز هر جه بهتر به این تکلیف عمل می کند. حال آنکه نتیجه انتخاب چه خواهد شد موضوعی است که در مقدمات این منطق قرار نمی گیرد و علی همه خلوص آن در نوع رفتار الزاما به نتیجه مطلوب در زمین مردم سالاری ختم نمی گردد.
 
منطق دوم نیز فرد را وادار می سازد که بدون در نظر گرفتن اصول به سراغ لیست احزاب برود و به راحتی ارزش ها را به مسلخ مصلحت ها ببرد و همین موضوع موجب گردید تا حاضران در جناح مومن و انقلابی عمدتا از این منطق فاصله بگیرند و بیشتر از همه چیز نگران عواقب انتخاب خود باشند.
 
اما می توان ورا و فرای این دو منطق، به جمع میان دو منطق دست یافت که از آن به عنوان منطق تکلیف شرعی مکتبی یاد می شود؛ در این منطق، رای‌دهندگان از منظری والاتر و بالاتری نسبت به احساس وظایف حزبی و حتی احساس تکلیف فردی به عرصه انتخابات نگاه می‌کنند که ماهیت تکلیف از جنس تکلیف مکتبی است. این منطق قرائتی پیشبرنده از تکلیف دارد و آن این است که باید به نتیجه حرکت هم توجه داشت. محصول این منطق رسیدن به یک لیست مشترک است که ایده‌آل آن این است که فهرستی قوی از حیث رای‌آوری اجتماعی نیز باشد ولی اگر لیست اعلامی از منظر برخی ها حتی فاقد این ویژگی هم بود، لازم است از آن به دلیل توجه به نتیجه و اجتناب از چند پارگی لیست‌ها و خرد شدن سبد آرای یک جریان دفاع کرد. به نظر میرسد این منطق میتواند راه برون رفتی از مشکلات امروز را در نحوه رای دادن به نامزدها و لیست‌های متعدد احتمالی به روی رای دهندگان و نیروهای ارزشی و انقلابی بگشاید و از تشتت و تفرقه آنها ممانعت کند. البته این امر مشروط به این است که همه گروه ها و جریان‌های سیاسی از سلایق فردی و گروهی خود عبور کرده و عقلانیتی از جنس ایثار و گذشت برای نیل به اهداف بزرگتر پیدا کنند.[2]
 
 از همین منظر می توانیم به راحتی رهنمود رهبر انقلاب هنگام رأی دادن در چهارمیــن دوره انتخابــات شــورا‌ها را در مقابل خود قرار دهیم که گفتند: «من به 31 نفر برای شــورای شهر رأی دادم. البتــه بعضی از این حضــرات را از نزدیک می‌شــناختم، بعضی را هم نمی‌شــناختم، لکن اعتماد کردم به همین فهرست‌هایی که پیشنهاد می‌کنند و می‌دهنــد.»[3]
 
رهبر معظم انقلاب در این فرمایشات صریحا بر اعتماد لیستی تاکید داشتد و البته توضیحاتی نیز در این رابطه ارائه داشتند که در ادامه به آنها خواهیم پرداخت.
 
همانطور که پیش از این اشاره رفت، جناح مومن و انقلابی پیش از همه چیز هدف انجام به تکلیف شرعی خود را در رفتار انتخاباتی خویش دنبال می کند و از این جهت «انتخاب درست» برای او اهمیت فراوانی دارد که این موضوع نیز می بایست در اعتماد به یک لیست لحاظ شود.
 
رهبر معظم انقلاب نیز ضمن رد لیست هایی که با ظاهری انقلابی و دور از اهداف واقعی ارائه می شوند، در دیدار مردم قم به مسئله‌ی «درست انتخاب» کردن نیز اشاره کردند. ایشان تاکید می دارند که «چون یکایک افراد را ممکن است نشناسیم -خود بنده هم وقتی این فهرست‌ها را می‌آورند که بیایم رأی بدهم، بعضی از آدم‌های این فهرست‌ها را نمی‌شناسم امّا اعتماد می‌کنم به آن کسانی که [اینها را] معرّفی کرده‌اند، و نگاه می‌کنم ببینم آن کسانی که این فهرست را معرّفی کرده‌اند چه کسانی هستند؛ اگر دیدم اینها آدم‌های متدیّن و مؤمن و انقلابی‌ای هستند، به حرفشان اعتماد می‌کنم و به [فهرست] آنها رأی می‌دهم؛ اگر دیدم نه، کسانی که این فهرست را داده‌اند کسانی هستند که به مسائل انقلاب، به مسائل دین، به مسائل استقلال کشور خیلی اهمّیّتی نمی‌دهند، دلشان دنبال حرف آمریکا و غیرآمریکا است، به حرفشان اعتماد نمی‌کنم...»[4]
 
بر اساس منطق سوم، جناح مومن و انقلابی این توانایی را دارند که هم دست به انتخاباتی درست بزنند و هم به نتیجه ای مطلوب دست یابند و از این رهگذر یک جریان اجتماعی تاثیرگذار ایجاد نمایند.
 
فراموش نکنیم که در پنجمین دوره انتخابات شورای شهر تهران زمینه بازی نیز کمی محدودتر شده و بر اساس مصوبه مجلس شورای اسلامی شهرهای با جمعیت بیش از 2 میلیون نفر، 15 نفر عضو اصلی و 10 نفر عضو علی‌البدل خواهد داشت و انتخاب غیرلیستی می تواند تبعات نامطلوبی برای جریان انقلابی داشته باشد.[5]
 
پی نوشت ها:

- تسنیم.[1]
http://www.farsnews.com/13941203001564.
[2] - منطق رای در اعتماد به لیست ها،
 
[3] - http://farsi.khamenei.ir/others-report?id=31982.
[4] - همان.
[5] - مصوبه کاهش اعضای شوراهای اسلامی سراسر کشور، http://yon.ir/GSLkh.


*مرتضی خاکزاد؛ کارشناس مسائل سیاسی/انتهای متن/



 

 


 

کد مطلب: 9889  |  تاريخ: ۱۳۹۶/۲/۲۷  |  ساعت: ۲۰ : ۴۵

نظرات ارسال شده
سفير فيلم
تبيين
پايگاه رصد انديشه‏هاي استرات‍‍ژيك
پايگاه هسته‏اي ايران