˜Ï ãØáÈ: 9774  |  ÊÇÑíÎ: ۱۳۹۶/۱/۲۱  |  ÓÇÚÊ: ۱۵ : ۹

دنیا بانگ حمایت‌گرایی سر می‌دهد، دولت بانگ جهانی شدن (2)

دونالد ترامپ، سمبل حمایت‌گرایی آمریکایی

دونالد ترامپ از یک‌سو با علم به اعتراضات جوانان آمریکا از نظام سرمایه‌داری آمریکا، خاستگاه رأی برنی سندرز را ربود و از دیگر سو با اعتراض به ساختارهای بین‌المللی جهانی شدن، سیاست‌های حمایت‌گرایانه‌ی شدیدی را در دستور کار خود و دولتش قرار داد.

گروه بین‌الملل برهان؛ در یادداشت قبل به این اشاره شد که درحالی‌که جهان بانگ ملی‌گرایی سر می‌دهد، در ایران برخی از شبه‌لیبرال‌های وطنی به‌دنبال جهانی شدن و عملی شدن مکانیسم‌های منتهی به ساختارهای نظام اقتصادی بین‌المللی هستند و شتابان بنای پیوستن به سازمان تجارت جهانی و صندوق بین‌المللی پول به‌عنوان بقایای نظام اقتصادی برتوون وودز را دارند. در این فضا، یکی از بزرگ‌ترین انتقادات به دولت و حامیان آن در ایران، همین رویکرد آن‌ها نسبت‌به مقوله‌ی جهانی شدن و سازوکارهای اقتصادی منتهی به آن است. اتحادیه‌ی اروپا به‌عنوان نماد بارز سیستم اقتصادی همگرایی توصیه‌شده به‌وسیله‌ی سازمان تجارت جهانی و نظام اقتصادی بین‌المللی در حال ترک خوردن است و نگاهی به وضعیت کشورهایی شبیه به یونان و ایرلند شمالی، ایتالیا و برخی دیگر از کشورهای اروپایی که شدیداً با مشکلات اقتصادی عجین شده‌اند، نشان‌دهنده‌ی این است که نه‌تنها نظام اقتصادی موجود در کشورهای غربی پاسخ‌گو نیست، بلکه قاطبه‌ی شهروندان در کشورهای اروپایی نسبت‌به این سازوکار موجود، انتقادات، اعتراضات و اعتصابات گسترده‌ای نیز دارند. در آمریکا به‌عنوان مهد نظام اقتصادی بازار آزاد که در آن اقتصاد بین‌الملل بازار آزاد و توصیه‌های کینزی عملی شده نیز وضع به همین ترتیب است و آمریکایی‌ها نیز به سیستم اقتصادی به‌جای‌مانده از سازوکارهای اقتصاد بازار آزاد نه‌تنها معتقد نیستند، بلکه به‌دنبال آلترناتیوهای محکمی نیز برای آن بوده‌اند.
 
جنبش اشغال وال‌استریت
 
یکی از نمودهای این اعتراضات آمریکایی‌ها را می‌توان در جنبش اشغال وال‌استریت مشاهده کرد. بعد از بحران‌های سال‌های 2008 تا 2010 میلادی، موج گسترده‌ای از اعتراضات نسبت‌به سیستم اقتصادی آمریکایی‌ها به وجود آمد. آمریکایی‌ها که معتقد بودند یک درصد از سرمایه‌داران سهم 99 درصد از مردم را گرفته‌اند، برآن شدند که سیستم آمریکایی تولید و توزیع ثروت در آمریکا صرفاً ساکنان خیابان وال را پولدار می‌کند و هیچ انتفاعی برای آن‌ها نداشته که هیچ، حتی نتوانسته نیازهای ابتدایی آن‌ها را نیز برطرف کند.
 
نمود این اعتراضات که از بخش‌های مسکن و بدهی‌های گسترده‌ی آمریکا شروع شد را در اعتراضات منتهی به سرکوب دولت آمریکا مشاهده کردیم. آمریکایی‌ها که معتقد بودند سهم آن‌ها توسط عده‌ای سرمایه‌دار ربوده شده است، شدیداً معتقد به تعویض و تغییر رژیم در ایالات‌متحده آمریکا شدند. در آن زمان این موضوع با این ایده‌ی لیبرال دموکراسی از بین رفت که «سیستم‌های دموکراتیک، اعتراضات را در خود نهادینه می‌کنند» و ادعا شد که به‌دلیل تفوق نظام لیبرال دموکراسی در آمریکا، این اعتراضات توسط نخبگان آمریکایی فهم شده و برای آن راه‌حل‌هایی نیز یافت شده است. تشدید توجه باراک اوباما به بخش درمان و سلامت مردم از جمله‌ی این اقدامات بود که اظهار شد به‌عنوان راه‌حل‌های نظام آمریکا برای آرام کردن اعتراضات جوانان آمریکایی مطرح شده و آن اعتراضات را در درون سیستم آمریکا ترکیب و نهادینه کرده است؛ موضوعی که از همان ابتدا رنگ‌وبوی واقعیت به خود نداده بود و خالی از گزاره‌های عملی بود.
 
بدین‌ترتیب سرکوب سیستم وال‌استریت منتهی به اعتراضاتی شد که معتقد به ناقص بودن سیستم اقتصادی بازار آزاد و نهادهای برجای‌مانده از نظام اقتصادی این سیستم اقتصادی بود و مورد اعتراض شدید آمریکایی‌ها قرار گرفت. این اعتراضات سبب شکل‌گیری روحیه‌ای جدید در بین جوانان آمریکایی معترض به نظام اقتصادی بیمار این کشور شد. روحیه‌ای که بعداً خود را در مبارزات انتخاباتی این کشور تبلور داد و سبب شد تا انتقاداتی بی‌سابقه نسبت‌به مدل حکمرانی در ایالات‌متحده به وجود آید.
 
مبارزات انتخاباتی آمریکا، پدیده‌ای به نام برنی سندرز
 
در حال‌وهوای همین اعتراضات جوانان آمریکایی بود که برنی سندرز، این پیرمرد آمریکایی معترض به نظام لیبرال سرمایه‌داری آمریکا و اقتصاد کاپیتالیستی، ظهور کرد. او که معتقد بود نظام اقتصادی آمریکا و به‌طور کلی دستگاه‌های اجرایی آمریکا دچار فساد هستند، با همین نظام فکری توانست خیل گسترده‌ای از جوانان معترض به نظام سرمایه‌داری و معتقد به نظام‌های آلترناتیو را ذیل گفتمان خود گرد آورد و جنبشی جدید در آمریکا راه بیندازد که تا پیش از آن سابقه‌ای نداشت. در کوران انتخابات ریاست‌جمهوری آمریکایی‌ها که دموکرات‌ها با یکدیگر رقابت می‌کردند، کلینتون وزیر خارجه‌ی اسبق آمریکا از وی پیشی گرفت و بدین‌ترتیب مجالی برای ظهور گسترده‌تر اعتراضات جنبش‌های ضدسرمایه‌داری به وجود نیامد. تا اینکه دونالد ترامپ با هوش و زکاوت خود و با فهم خاستگاه آرای برنی سندرز، توانست توجه آن‌ها را به‌سمت خود جلب کند.
 
دونالد ترامپ و قاپیدن خاستگاه برنی سندرز
 
همان‌طور که اشاره شد، دونالد ترامپ با فهم این موضوع که دلیل اعتراضات جوانان به نظام سرمایه‌داری چیست، این گفتمان را به‌عنوان یک برگ برنده نسبت‌به کلینتون از برنی سندرز قاپید. عجین شدن دونالد ترامپ که یکی از سرمایه‌داران وال‌استریت بود با خاستگاه رأیی که در اساس معترض به سیطره‌ی وال‌استریت بر امور مردم و اقتصاد آمریکا بود، نشان می‌دهد که ترامپ به‌خوبی نقش خود را بازی کرده و توانسته بخش زیادی از جوانان مشتاق اعتراضات (حتی لفظی) به سیستم اداری اقتصادی آمریکا را فریب دهد. ترامپ نیز در مبارزات انتخاباتی همان حرف‌هایی را زد که برنی سندرز در مقابل هیلاری کلینتون آن‌ها را می‌گفت. با این تفاوت که او هیچ اعتقادی به این سخنان و خاستگاه این سخنان نداشت و «اعتقاد» به نظام سرمایه‌داری آمریکا داشت؛ البته با مدلی متفاوت. این تفاوت نیز در انتقاد وی از نظام اقتصاد بازار آزاد بین‌المللی نهفته بود. اعتراضات دونالد ترامپ به در اختیار داشتن اقتصاد و اداره‌ی آمریکا در دست معدود افرادی که ارتباطی با مردم ندارند، سبب حمایت قشر وسیعی از افراد معترض در آمریکا شد.
 
ترامپ به‌یکباره منجی جوانانی شد که معترضان شدید نظام سرمایه‌داری بی‌رحم آمریکایی بودند. او در مبارزات انتخاباتی خود با تلاش برای ایجاد همبستگی با نسل معترض که فاقد شغل، درآمد، مسکن، بیمه و... بودند، سخنان شدیدالحنی را به‌سمت هیلاری کلینتون، که باقی‌مانده‌ی دولت باراک اوباما بود، روانه می‌کرد و همین موضوع سبب محبوبیت او و ایجاد دوگانه‌های مطلوب جوانان آمریکایی می‌شد. دوگانه‌هایی شبیه به فساد سرمایه‌داری-حمایت از محرومین. این در حالی بود که از اساس این توجهات دونالد ترامپ فریبنده و اشتباه بود؛ چراکه او صرفاً برای اخذ رأی دست به این امور می‌زد. نهایت‌الامر برخلاف تصور رسانه‌ها و تحلیلگران، این سرمایه‌دار فرصت‌طلب توانست با جلب آرای قشر نوظهور جامعه‌، خود را به‌عنوان منجی جا زده و ریاست‌جمهوری ایالات‌متحده را نصیب خود کند؛ تناقضی آشکار که هرچه از انتخابات آمریکا فاصله گرفته شود، بیشتر نمایان می‌شود. یک سرمایه‌دار عضو وال‌استریت، رهبری جنبشی را طلب می‌کرد که منتقد سرمایه‌داری وال‌استریت بود.
 
سیاست‌های حمایت‌گرایانه‌ی دونالد ترامپ
 
نگاهی به شعارهای دونالد ترامپ از یک‌سو و عملکردی که در این چند ماه نخست ریاست‌جمهوری وی به منصه‌ی ظهور رسیده است از دیگر سو، نشان‌دهنده‌ی این است که وی تا چه‌حد رویکردهای خود مبنی بر حمایت از تولید آمریکایی، بستن مرزها، تعرفه‌های گمرکی، محدودیت‌های وارداتی و... را عملی کرده است. او که در همان ابتدا با قانون ممنوعیت ورود، مانع از ورود اتباع هفت کشور به آمریکا شد، سیاست‌های غیربین‌المللی را کلید زد و به‌این‌ترتیب آمریکا را وارد فاز جدیدی از حکمرانی کرد. از ادعاهای او درخصوص ساختن دیوار در مرزهای مکزیک می‌توان به‌خوبی استنباط کرد که او سیاست‌های ملی‌گرایانه و توأم با مرزبندی‌های جغرافیایی را مورد توجه خود قرار داده است. برخلاف اوباما که نگاه بین‌المللی داشت، ترامپ معتقد به محدود کردن دست آمریکا در سطح بین‌الملل است. به‌هیچ‌وجه نمی‌توان یک حمله‌ی آمریکا به سوریه با 59 موشک تامهاک را مصداقی برای نفی رویکردهای انزواطلبانه‌ی او دانست. بستر حمله به پایگاه سوریه‌ای الشعیرات اساساً ارتباطی با رویکرد بین‌المللی یا داشتن نگاه به فراتر از مرزها ندارد و نمی‌توان آن را در آن قالب گنجاند.
 
علاوه بر این‌ها، رویکرد دونالد ترامپ نسبت‌به حمایت از تولیدات ساخت آمریکا، یکی از بارزترین رویکردهای وی درخصوص نفی سیستم جهانی شدن و شبکه‌ای شدن اقتصاد بین‌الملل و همچنین نفی رجحان ایده‌ی بین‌المللی‌گرایی در زمینه‌ی اقتصاد و کالاهای اقتصادی است. به این مورد، ایده‌ها و کلیدواژه‌هایی شبیه به «فقط آمریکا»، «آمریکای بزرگ را دوباره احیا می‌کنیم» و... را نیز بایستی افزود. در این فضا به‌راحتی می‌توان اشاره کرد که شخصیت ترامپ حمایت‌گرا، ملی‌گرا، ضد رویکردهای جهانی‌گرایی در اقتصاد و منتقد سیستم‌هایی است که اقتصاد را به آمریکا تجویز می‌کنند. فراتر از این مسائل، ترامپ اساساً معتقد است برخی از سازوکارهای موجود در سیستم سیاسی و اقتصادی بین‌المللی، دست‌وپای آمریکا را برای نقش‌آفرینی بسته‌اند.
 
نمونه‌ی آن انتقاداتی بود که ترامپ به سازمان ملل و سازمان تجارت جهانی می‌کرد. او حتی یک‌ بار مدعی خروج از سازمان ملل شده بود. بدین‌ترتیب سیاست‌های حمایت‌گرایانه‌ی او با رویکردهای ضدبین‌الملل‌گرایی او به‌طور خاص در مسائل اقتصادی نیز ترکیب شده است. لذا برای فهم شرایط فعلی موجود در دستگاه سیاست‌ورزی آمریکا بایستی به آنچه ترامپ در مبارزات انتخاباتی و در این چند ماه بعد از ریاست‌جمهوری گفته و عملی کرده است، اشاره داشته باشیم. او مطلقاً معتقد به نگاه تجویزی و دستوری به آمریکا نیست و مدعی است که آمریکا بایستی خودش کالاهای ضروری خود را تولید و عرضه کند. فردی است که به فروپاشی اتحادیه‌ی اروپا به‌عنوان یک کل یکپارچه نظر دارد. از هزینه‌های گزاف آمریکا در ناتو، سازمان ملل و سایر نهادهای بین‌المللی شبیه تجارت جهانی انتقادات جدی داشته است و برآن است که چین را باید مهار کرد. نگاه به چین نیز صرفاً با نقطه‌نظرات اقتصادی دونالد ترامپ قابل بررسی است.
 
فرجام سخن
 
اشاره شد که علاوه بر اروپا، ایالات‌متحده‌ی آمریکا نیز در حال حرکت به‌سمت حمایت‌گرایی، ملی‌گرایی، ملی شدن و سایر مسائلی است که نه‌تنها با رویکردهای اقتصاد بازار آزاد بین‌المللی در پیوند نیست، بلکه به‌صورت فاحشی با آن در تناقض نیز هست. به سابقه‌ی مردم آمریکا از سال‌های 2009 و 2010 و 2011 میلادی به این‌سو و شکل‌گیری جنبش‌های ضد نظام سرمایه‌داری در آمریکا به‌عنوان اولین جرقه‌های ضدسرمایه‌داری در این کشور یاد شد و بیان شد که برنی سندرز به‌واقع محصول آن تفکر آمریکایی‌ها نسبت‌به سرمایه‌داری بود. سپس دونالد ترامپ با علم به خاستگاه رأی سندرز، تلاش کرد بخش وسیعی از این جوانان معترض نسبت‌به سرمایه‌داری را به‌سمت خود جلب کند و با سیاست‌های اعلانی که درخصوص حمایت‌گرایی آمریکایی داشت، عرصه‌ی رقابت را از هیلاری کلینتون، که نماد وضع موجود بود، ربود. وی که خود یکی از سرمایه‌داران سیستم وال‌استریت بود، با علم به اعتراض شدید آمریکایی‌ها به این سیستم، خود را منجی آن‌ها جا زد و به‌این‌ترتیب ریاست بر ایالات‌متحده را به دست آورد.
 
بعد از آن نیز با سیاست‌های ضد بازار آزاد بین‌المللی و سیاست‌های حمایت‌گرایانه تلاش کرد آمریکا را در مسیری جدید قرار دهد؛ انزواطلبی با اولویت بر سیاست‌های حمایت از کالاهای آمریکایی و ترجیحات اقتصادی ملی. این سیاست‌های ترامپ هرچند مورد انتقادات شدید اروپایی‌ها، چینی‌ها و سازمان‌های بین‌المللی اقتصادی قرار گرفته، ولی ترامپ در حال شروع کردن فصل جدیدی از حمایت از تولیدات و به‌طور کلی نفی نظام سرمایه‌داری بازار آزاد بین‌المللی است.*
 
*گروه بین الملل برهان/انتهای متن/

ÇäÊåÇí ÎÈÑ / پایگاه تحلیلی تبیینی برهان

áíä˜ ãØáÈ: http://borhan.ir/ NSite/FullStory/?Id=9774