10603 به مناسبت برگزاری نمایشگاه کتاب(3)؛ پادزهر زخم‏های شبیخون فرهنگی کتاب‏خوانی مقوله‏ای است که امروزه و با ورود تکنولوژی‏های نوینی چون تلفن همراه، شبکه‏های اجتماعی و... کم‏رنگ شده و جایگاه خود را در میان بخشی از آحاد جامعه از دست داده است. فقدان این موضوع سبب می‎شود تا خطرات متعددی متوجه حال و آینده‏ی جامعه گردد... <div class="alJ f12 lnH20 clr" style="margin: 5px; direction: rtl"><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px"><strong><span style="font-family: Tahoma">گروه فرهنگی-اجتماعی اندیشکده&nbsp;برهان؛</span></strong><span style="font-family: Tahoma"> برخی بسیار کم&zwnj;تر از سن تقویمی&rlm;شان می&rlm;زیند اما اعتبار و ارزش زندگی برخی آن چنان بالا است که تقویم&rlm;ها نمی&rlm;توانند آن را به حصار بکشند. کتاب یکی از مهم&zwnj;ترین وسیله&rlm;ها برای ارتقای تجربه&zwnj;ی زیستی و تجهیز به نگاه چند وجهی برای تحلیل پدیده&rlm;های پیرامونی است، به ویژه که این پدیده&rlm;ها همان فرهنگ مسمومی باشد که با لعابی از زرق و برق و ظاهری شیرین عرضه می&rlm;شود. در این راستا با &laquo;احمد بیگدلی&raquo;، داستان نویس و برنده&zwnj;ی کتاب سال جمهوری اسلامی ایران در سال 1385 که از آثارش می&rlm;توان به رمان &laquo;اندکی سایه&raquo; و مجموعه داستان &laquo;آوای فرهنگ&raquo; اشاره کرد، به گقت&rlm;وگو نشسته&rlm;ایم.</span></span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">&nbsp;</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px"><strong><span style="font-family: Tahoma">- اگر بخواهیم به ریشه&rlm;های تاریخی انفکاک فرهنگ عمومی ما از کتاب و مطالعه بپردازیم، طرح چه نکاتی لازم و ضروری به نظر می&zwnj;رسد؟</span></strong></span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">&nbsp;</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px"><span style="font-family: Tahoma">زمانی که گذشته&zwnj;ی تاریخی کشور و خاندان&rlm;های پادشاهی را بررسی می&zwnj;کنیم، مشاهده می&zwnj;شود که کتاب برای شاهان ایرانی امری جدی تلقی نمی&zwnj;شده، حتی زمانی که می&zwnj;خواستند از سر تفنن قصه&rlm;ای بخوانند، قصه را نمی&rlm;خواندند بلکه قصه برایشان خوانده می&rlm;شد. اصلاً پادشاهان قاجار سواد را متعلق به &laquo;فرنی خورها&raquo; می&zwnj;دانستند. </span></span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">&nbsp;</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px"><span style="font-family: Tahoma">مقصود آن&zwnj;ها از فرنی&zwnj;خورها، طلبه&rlm;ها و روحانیون بودند. جالب این&rlm;جا است وقتی &laquo;آقا محمدخان قاجار&raquo; می&rlm;خواست کتابی بخوابد به طور حتم می&zwnj;بایست شخصی بالای سر او حاضر می&rlm;شد و برای ایشان قصه&zwnj;ی امیرارسلان نامدار را می&rlm;خواند که اندک اندک خواب بر چشمان پادشاه چیره شود.</span></span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">&nbsp;</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px"><strong><span style="font-family: Tahoma">- یعنی حتی وقتی کتاب از سر تفنن هم خوانده می&rlm;شد برای خوابیدن بود نه بیدارشدن و بیدار ماندن؟</span></strong></span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">&nbsp;</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px"><span style="font-family: Tahoma">&nbsp;دقیقاً ! اشاره&zwnj;ی درستی است.</span> <span style="font-family: Tahoma">البته از دربار که خارج شویم گنجینه&rlm;های فرهنگی و ادبی ما سینه به سینه و نسل به نسل در میان مردم می&zwnj;چرخد.</span></span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">&nbsp;</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px"><span style="font-family: Tahoma">خیلی از پدران ما حافظ را از بر داشتند، بخش زیادی از شاهنامه را می&rlm;دانستند. در عشایر بختیاری به خصوص شاهنامه خوانی مرسوم بوده، عشق به حماسه و تراژدی در میان مردمان ایران رواج داشته است که به ریشه&rlm;های تاریخی ما بر می&rlm;گردد. به زمانی که ما بر روی الواح گلی کتاب می&rlm;نوشتیم، آثار آن هم&zwnj;اکنون در چغازنبیل استان خوزستان موجود است ولی متأسفانه در دوران معاصر این ارتباط گسسته شده است.</span></span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">&nbsp;</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px"><span style="font-family: Tahoma">ما درباره&zwnj;ی کتاب و کتاب&rlm;خوانی بسیار صحبت می&zwnj;کنیم؛ یک وقتی اتوبوسی درست کرده بودند و داخل آن کتاب می&rlm;گذاشتند و در روستاها این طرف و آن&rlm;طرف می&rlm;بردند ولی تداوم نداشت و دنباله پیدا نکرد. متأسفانه ما برای کتاب نه تنها برنامه&zwnj;ی کوتاه مدت بلکه هیچ برنامه&zwnj;ی دراز مدتی هم نداریم، در حالی که کتاب خواندن باید به یک اخلاق ملی تبدیل شود، یعنی بازگشت به یک اخلاق ملی، زیرا ما در گذشته کتاب خوان بوده&rlm;ایم منتهی در این مسأله از دست من و شما کاری ساخته نیست. به نظر بنده متولی کتاب، که همان وزارت فرهنگ و ارشاد است باید قدم در این راه گذارد. ما در دوره&zwnj;ی ابتدایی ساعت ورزش داریم، ولی ساعت کتاب&rlm;خوانی نداریم. </span></span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">&nbsp;</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 11px"><span style="font-family: Tahoma"><div class="inbodySotitr"><div class="sotText" style="text-align: center"><span style="font-size: 12px"><div dir="rtl"><span style="color: #ff6600"><strong><span style="font-family: Tahoma">هیچ&rlm;چیز نمی&rlm;تواند جای کتاب را پر کند. نکته&rlm;ای که به ذهن بنده می&rlm;رسد و بد نیست به آن توجه شود این است که ما در تلویزیون، برنامه&rlm;های نقد و بررسی فوتبال و سینما، زیاد داریم. همتی عمومی و ملی &nbsp;می&rlm;خواهد که این شیوه درباره&zwnj;ی کتاب نیز تکرار شود. </span></strong></span></div></span><span style="font-size: 11px"><div dir="rtl">&nbsp;</div></span></div></div></span></span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">&nbsp;</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px"><span style="font-family: Tahoma">بنده اوایل انقلاب در روستاهای منطقه&zwnj;ی تیران و کرون از توابع نجف آباد درس می&rlm;دادم، جهاد سازندگی کتاب می&zwnj;آورد و در این روستاها توریع می&rlm;کرد و به مدارس هم می&rlm;داد. معلم&rlm;ها نیز وظیفه داشتند که بچه&rlm;ها را وادار به کتاب&zwnj;خوانی کنند. مرتب ماه به ماه مسابقه&zwnj;ی کتاب&rlm;خوانی برگزار می&rlm;شد. بچه&rlm;ها باید می&rlm;آمدند و درباره&zwnj;ی کتابی که خوانده بودند به سؤالاتی که مطرح می&rlm;شد، پاسخ می&rlm;دادند خیلی اخلاق خوبی بود اما متأسفانه جنگی که به کشور تحمیل شد این فرصت را از جهاد سازندگی سلب کرد.</span></span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">&nbsp;</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px"><span style="font-family: Tahoma">به اعتقاد بنده، اگر ساعت کتاب&zwnj;خوانی در ابتدایی شروع شود ـ و بچه&rlm;ها موظف باشند هفته&rlm;ای یک ساعت بنشینند و کتاب بخوانند کتاب&zwnj;هایی که جاذبه&rlm;های خوبی داشته باشد و به زبان قابل فهم و هضم باشد و بچه&rlm;ها را جذب کتاب&zwnj;خوانی کند ـ آن اتفاق مورد نظر خواهد افتاد. بچه&rlm;ها را بتوان با انگیزه&zwnj;ها&zwnj;ی خاص به کتاب&zwnj;خوانی جذب نمود؛ اگر پایه&zwnj; و بنیاد این کار در آموزش و پرورش گذاشته شود طی یک برنامه&zwnj;ی ده ساله به نتیجه&zwnj;ی خوبی، خواهیم رسید.</span></span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">&nbsp;</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px"><span style="font-family: Tahoma">- &nbsp;</span><strong><span style="font-family: Tahoma">قبول دارید، ما کتاب نمی&rlm;خوانیم چون هنوز لذت کتاب خواندن را نچشیده&zwnj;ایم؟</span></strong></span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">&nbsp;</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px"><span style="font-family: Tahoma">بله و کسی نمی&rlm;خواهد ذائقه&rlm;ها را با این لذت آشنا کند. نهادهای مسؤول ما فقط می&rlm;خواهند گزارش تهیه کنند. </span></span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">&nbsp;</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px"><strong><span style="font-family: Tahoma">- آیا شبکه&rlm;های ارتباطی و فن&zwnj;آوری اطلاعات را می&rlm;توان به عنوان رقیب و جایگزین کتاب مطرح کرد؟</span></strong></span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">&nbsp;</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px"><span style="font-family: Tahoma">هیچ&rlm;چیز نمی&rlm;تواند جای کتاب را پر کند. نکته&rlm;ای که به ذهن بنده می&rlm;رسد و بد نیست به آن توجه شود این است که ما در تلویزیون، برنامه&rlm;های نقد و بررسی فوتبال و سینما، زیاد داریم. همتی عمومی و ملی &nbsp;می&rlm;خواهد که این شیوه درباره&zwnj;ی کتاب نیز تکرار شود. </span></span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">&nbsp;</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px"><strong><span style="font-family: Tahoma">- کتاب نخواندن چه تأثیری بر فضای فرهنگ عمومی ما دارد؟</span></strong></span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">&nbsp;</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px"><span style="font-family: Tahoma">وقتی شما یک کتاب می&rlm;خوانید حالا این کتاب یک داستان باشد یا در برگیرنده&zwnj;ی یک محتوای علمی و هنری، زندگی و فهم دیگری را تجربه می&rlm;کنید، بنابراین شما تبدیل می&rlm;شوید به فردی که نگاه چند جانبه و جامع به پیرامون و پدیده&rlm;ها دارد و نه تنها ذهن تاریخی&rlm;اش تقویت می&rlm;شود بلکه به سادگی فریب نمی&rlm;خورد. بلکه می&rlm;تواند به یک تحلیل واقع بینانه از امور برسد و در برابر سختی&zwnj;ها و مشکلات راهکار ارایه نماید و سد راه فرهنگ غیر خودی و مسمومی باشد که از راه شبکه&zwnj;های ماهواره&rlm;ای یا اینترنتی بر کشور ما سراریز می&zwnj;شود. مطمئن باشید خانواده&rlm;ای که با فرهنگ کتاب و کتاب&zwnj;خوانی آشنا نیست خیلی زود تحت تأثیر شبکه&zwnj;ی فارسی وان و شبکه&rlm;های مخرب دیگر قرار می&rlm;گیرد، ولی وقتی یک خانواده کتاب&rlm;خوان باشد اگر یک بار چشمش به این برنامه افتاد متوجه لایه&rlm;های پنهان و تأثیرات مسموم ذهنی آن می&rlm;شود.</span></span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">&nbsp;</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px"><span style="font-family: Tahoma">یعنی کتاب می&rlm;تواند مثل یک پادزهر عمل کند و با جراحی غده&rlm;های چرکینی که در متن و بطن فرهنگ رشد می&rlm;کند اجازه ندهد فضای حوزه&zwnj;ی فرهنگ در تسخیر این غده&rlm;ها قرار گیرد اما این اتفاق زمانی خواهد افتاد که ما کتاب خواندن را به یک انس و عادت روزمره بدل کنیم.</span></span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">&nbsp;</span></div><div dir="rtl"><strong><span style="font-size: 12px"><span style="font-family: Tahoma">گروه فرهنگی-اجتماعی اندیشکده برهان/ انتهای متن|</span></span></strong></div></div>