10605 ابعاد نظری «جمهوری اسلامی» در افق معرفتی آیت‌الله شهید مرتضی مطهری نسبت جمهوریت و اسلامیت، نسبت ظرف و محتوا قید «اسلامی» معنا و محتوای حکومت و قانون اساسی آن را تعیین می‌کند و بر این نکته تأکید دارد که حکومت منتخب مردمی یعنی «جمهوری»، لزوماً بایستی در چارچوب مبانی شریعت اسلامی حرکت نماید و از آن تخلف نکند. به بیان دیگر، قید «اسلامی» به‌جهت تأکید نیامده و قید تأکیدی نیست و در واقع قید تخصیص است و به‌اصطلاح اصولیون، مخصّص جمهوری است. <div dir="rtl"><span style="font-size: 12px"><b>گروه سیاسی اندیشکده&nbsp;برهان/ علی کمالی؛</b> غایت انبیای الهی و ائمه اطهار (ع) برقراری حکومت دینی و اجرای احکام شریعت به نحو احسن بوده و ایشان به همراه پیروان خویش تمام تلاش را به&zwnj;منظور نیل بدین هدف والا مصروف داشته&zwnj;اند. نظر به آنکه شریعت بدون اجرای احکام معنا نخواهد داشت، بی&zwnj;تردید در زمان غیبت امام دوازدهم تشیّع، این وظیفه بر دوش شیعیان بوده و هرگز از آنان سلب نگردیده و نمی&zwnj;گردد. اگرچه در زمان غیبت حجت الهی، حکومت دینی در معنای تمام و کمال خود محقق نخواهد شد، لیکن شیعیان بایستی تا حد امکان به پیاده&zwnj;سازی این حکومت حق مبادرت ورزند. به هرکدام از شقوق حکومت&zwnj;داری نظیر &laquo;حکومت اسلامی&raquo;، &laquo;جمهوری اسلامی&raquo; و غیره که ما را به&zwnj; غایت مذکور نزدیک&zwnj;تر نماید، در صورت لزوم می&zwnj;توان تمسک جست. در واقع شکل حکومت اگر منافی اصول و مبانی شریعت اسلامی نباشد، بلامانع است. بنابراین آنچه در زمان غیبت معصوم درخور عنایت و اهتمام است، دریافت و استنباط علمای دین از پایه&zwnj;ها و مبانی حکومت دینی و انطباق آن با صورت حکومت متناسب با مقتضیات زمان است.</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">&nbsp;</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">حکومت دینی همواره وامدار تلاش اندیشمندان و عالمان دین&zwnj;دار و متعهّد در راستای تبیین، نقد و صیانت از گوهر وجودی خود بوده است. دغدغه حکومت دینی که همانا توسعه و تعمیق ایمان، اخلاق و شریعت در تمامی زوایای زندگی فردی و اجتماعی مسلمانان است، بی&zwnj;تردید با زنده نگاه داشتن این تلاش و تکاپو پویا و بادوام می&zwnj;ماند. شهید مطهری (ره) به&zwnj;راستی از زمره علمای ربانی و پایه&zwnj;گذار نظام سیاسی بود که ضمن تغذیه اذهان تشنه و شیفته انقلابیون، تا پای جان در راستای تبیین و نقد فرهنگ و اندیشه پویای اسلامی کوشید و با بدعت&zwnj;ها و کج&zwnj;اندیشی&zwnj;ها مبارزه نمود. بنابراین در پژوهش پیش&zwnj;رو به واکاوی ابعاد نظریه &laquo;جمهوری اسلامی&raquo; از نقطه&zwnj;نظر این عالم وارسته می&zwnj;پردازیم و به&zwnj;منظور روشن شدن بحث و نظم &zwnj;بخشیدن به نوشتار حاضر، ابتدا برخی مؤلفه&zwnj;های کلیدی اندیشه سیاسی را که دخیل در نظریه &laquo;جمهوری اسلامی&raquo; هستند، از منظر شهید بزرگوار پی می&zwnj;گیریم.</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">&nbsp;</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px"><b>1</b><b>- اندیشه سیاسی شهید مطهری (ره)</b></span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px"><b>&nbsp;</b></span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px"><b>1-1- ارتباط دین و سیاست</b></span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">&nbsp;</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">اغلب اندیشمندان سکولار غربی همت خود را به تمام بر آن نهاده&zwnj;اند تا این مطلب را بر کرسی بنشانند که به&zwnj;طور کلی مقوله دین فاقد احکام اجتماعی است و در زمینه اداره اجتماع حرفی برای گفتن نداشته و صرفاً نظامی از احکام فردی و امور اخلاقی است. برخی روشنفکران غرب&zwnj;زده مسلمان نیز کورکورانه بر این طبل می&zwnj;کوبند و شریعت مبین اسلام را نیز در صف ادیان تحریف&zwnj;شده پنداشته و بر جدایی دین از سیاست تأکید دارند. خلاف نظر این عدّه، عالمان دینی نظیر استاد مطهری (ره) نه&zwnj;تنها قائل به تفکیک دین اسلام از سیاست نبوده، بلکه بر تعامل این دو مهم عقیده&zwnj;مند هستند. شهید مطهری (ره) سیاست را یکی از برترین اجزای دین می&zwnj;داند و سکولاریسم را کوششی در راستای جدا نهادن مهم&zwnj;ترین عنصر پیکر اسلام یعنی سیاست می&zwnj;خواند. به&zwnj;زعم ایشان جدایی دین و سیاست به معنای بیرون کردن دین از صحنه سیاست، برابر با جدا نهادن یکی از عزیزترین اعضای پیکر اسلام بوده است (مطهری، 1364: 29) شهید بزرگوار در جایی بر جامعیت شریعت اسلامی صحه گذاشته و اشعار می&zwnj;دارد:</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">&nbsp;</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">&laquo;اسلام آئینی جامع است که همه شئون زندگی بشر، اعم از ظاهری و معنوی می&zwnj;باشد. اسلام نظامی نوین و طرز تفکری جدید و در عین اینکه مکتبی است اخلاقی و تهذیبی، سیستمی است اجتماعی و سیاسی&raquo;(مطهری، 1381: ص 31)</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">شهید مطهری (ره) در ادامه حکومت&zwnj;داری بدون اهتمام به شریعت اسلامی را به&zwnj;منزله پوسته بی&zwnj;مغز بیان می&zwnj;کند:</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">&nbsp;</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">&laquo;اسلام معنا را در ماده، باطن را در ظاهر، آخرت را در دنیا و بالاخره مغز را در پوست و هسته را در پوسته نگهداری می&zwnj;کند. انحراف خلافت و حکومت از مسیر خود، دستگاه خلافت را به&zwnj;منزله پوسته بی&zwnj;مغز و قشر بدون لُبّ درآورد.&raquo;(همان)</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">&nbsp;</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">ایشان حتی انحراف از شریعت راستین الهی که پس از وفات پیامبر (ص) و به&zwnj;ویژه در زمان امویان و عباسیان صورت پذیرفت را جدایی دین (راستین) از سیاست پنداشته و اعمال و جنایاتی که به نام اسلام در برهه&zwnj;های مذکور صورت گرفت را به&zwnj;مثابه کاتالیزور بحث تفکیک دین از سیاست در نظر می&zwnj;گیرد:</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">&nbsp;</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">&laquo;عناوین &laquo;یا امیرالمؤمنین&raquo; و یا &laquo;خلیفه رسول&zwnj;الله&raquo; &laquo;جهاد فی سبیل الله&raquo; و بالأخره حکومت به نام خدا و پیغمبر محفوظ بود. امّا معنا، یعنی تقوا و راستی و عدالت و احسان و محبت و مساوات و حمایت از علوم و معارف در آن وجود نداشت و تنها چیزی که ترویج می&zwnj;شد، شعر و عادات و آداب جاهلی و مفاخرت به آبا و انساب بود. اینجا بود که سیاست از دیانت عملاً جدا شد. یعنی کسانی که حامل و حافظ مواریث معنوی اسلام بودند، از سیاست دور ماندند و نمی&zwnj;توانستند در کارها دخالت بکنند و کسانی که زعامت و سیاست اسلامی در اختیار آن&zwnj;ها بود، از روح معنویت اسلام بیگانه بودند و تنها تشریفات ظاهری را از جمعه و جماعت القاب و اجازه به حکام اجرا می&zwnj;کردند. آخرالأمر یک&zwnj;سره شد و این تشریفات ظاهری هم از میان رفت و رسماً سلطنت&zwnj;هایی به شکل قبل از اسلام پدید آمد و روحانیت و دیانت به&zwnj;کلی از سیاست جدا شد&raquo;(همان، صص 32-31)</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">&nbsp;</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px"><b>&nbsp;</b></span><b><span style="color: #ff6600"><div class="inbodySotitr"><div class="sotText"><div dir="rtl" align="center"><span style="font-size: 12px"><b>اسلام در عین اینکه دین اجتماع است و به جامعه می&zwnj;اندیشد و فرد را مسئول جامعه می&zwnj;شمارد، حقوق و آزادی فرد را نادیده نمی&zwnj;گیرد و فرد را غیراصیل نمی&zwnj;شمارد.</b></span></div></div></div></span></b></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px"><b>&nbsp;</b></span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px"><b>1-2- نگاه به نسبت میان فرد و جامعه</b></span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">&nbsp;</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">به دلیل آنکه نحوه نگرش انسان در رابطه با هستی جامعه در نظریه&zwnj;های اجتماعی مؤثر است و هر نظریه از تفسیری که نظریه&zwnj;پرداز درباره وجود جامعه داشته باشد اثر می&zwnj;پذیرد، ازاین&zwnj;رو همه&zwnj;ی کسانی که در مسائل اجتماعی نظریه&zwnj;پردازی کرده&zwnj;اند، آشکارا یا ضمنی، درباره وجود جامعه نظری را اتخاذ کرده&zwnj;اند. از جمله متفکران مسلمان که به&zwnj;طور مستقیم و صریح قائل به وجود مستقل جامعه شده&zwnj;اند، علامه طباطبایی و شاگرد ایشان استاد شهید مطهری است؛ البته این نظر مورد انتقاد برخی دیگر از اندیشمندان قرار گرفته است که مجال ذکر اختلافات در این مختصر نیست.</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">&nbsp;</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">به&zwnj;طور کلی فرض وجودی مستقل برای جامعه حقوقی را بر آن مترتب می&zwnj;کند و چه&zwnj;بسا بدان اهمیتی فزون&zwnj;تر از فرد دهد. شهید مطهری (ره) پیرامون مسائل حکومت دینی چهارده مورد از نیازمندی&zwnj;های جامعه را به فراخور اهمیت برمی&zwnj;شمرند که با تأمل در این ترتیب مشاهده می&zwnj;کنیم که مصالح جامعه بر مصالح فرد اولویت دارد:</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">&laquo;1- حکمران، 2- وضع قانون، 3- اجرای قانون، 4- مصالح کلی جامعه در مقابل فرد، 5- وحدت، 6- تأمین امکانات اجتماعی، 7- دفاع از هجوم اقوام و ملل دیگر، 8- جلوگیری از تجاوز افراد و حفظ آزادی و امنیت افراد، 9- مدیریت، 10- قضاوت و حل&zwnj;وفصل خصومات، 11- ارتباط عهد و پیمان و معامله با واحدهای اجتماعی دیگر، 12- تعلیم و تربیت، 13- بهداشت و 14- حفظ مواریث فرهنگی&raquo;(مطهری، 1356: 29)</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">&nbsp;</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">لازم به ذکر است که از دیدگاه شهید مصالح جامعه بر مصالح فرد یا افرادی معدود ارجحیت دارد، در غیر این صورت اگر تعداد افراد فزاینده و زیاد باشد ناقض قاعده نیست، چراکه افراد زیاد در حکم جامعه&zwnj;اند.</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">&nbsp;</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">استاد مطهری (ره) حقوق و آزادی فردی را از جمله مشخصات ایدئولوژیکی مکتب اسلام می&zwnj;شمرد، لیکن همان&zwnj;طور که بیان شد، استاد به مصالح جامعه در مقابل مصالح فرد اولویت می&zwnj;دهد و اینجاست که نقطه افتراق مکتب اسلام از لیبرالیسم را هویدا ساخته و شفافیت می&zwnj;بخشد. ایشان اشعار می&zwnj;دارد:</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">&laquo;اسلام در عین اینکه دین اجتماع است و به جامعه می&zwnj;اندیشد و فرد را مسئول جامعه می&zwnj;شمارد، حقوق و آزادی فرد را نادیده نمی&zwnj;گیرد و فرد را غیراصیل نمی&zwnj;شمارد.&raquo;(مطهری، 1390: 2/242)</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">&nbsp;</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">این عالم وارسته حقوق فرد را در شق سیاسی، اقتصادی و اجتماعی منقسم می&zwnj;داند و حق مشورت و انتخاب را در زمره حقوق سیاسی فرد در نظر می&zwnj;گیرد (همان).</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">&nbsp;</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px"><b>1-3- نگاه به آزادی</b></span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">&nbsp;</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">از مباحث بسیار مهم درباره آزادی بحث از مبانی آزادی است. نویسندگان و صاحب&zwnj;نظران درباره مبنا و اساس آزادی، به&zwnj;عنوان یکی از حقوق اساسی فرد، بحث&zwnj;های گوناگونی مطرح کرده&zwnj;اند: آزادی به&zwnj;عنوان یکی از حقوق اساسی فرد، آزادی به&zwnj;عنوان فقدان مانع و رادع، آزادی به&zwnj;عنوان انتخاب، آزادی به&zwnj;عنوان قدرت و توان مؤثر و کارا، آزادی به&zwnj;عنوان شأن و منزلت انسان و غیره.</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">&nbsp;</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">از دیدگاه استاد مطهری، آزادی یکی از مهم&zwnj;ترین نیازهای انسان در ادامه حیات و تکامل اوست، بدون برخورداری از آزادی، ادامه حیات و رسیدن به مدارج کمال برای فرد امکان&zwnj;پذیر نیست ازاین&zwnj;رو، مبانی آزادی از نظر ایشان با توجه به منابع فلسفه سیاسی و نظریاتش، در بسیاری از جهات با مبانی آزادی از نظر اندیشمندان غربی تفاوت جدی دارد. بر این اساس، مبانی آزادی از دیدگاه ایشان با اشاره به سه آموزه و مؤلفه مهم یعنی جبر و اختیار، فطرت و عقل، اراده و تکامل انسان قابل توضیح است که مختصراً بیان می&zwnj;شود. (لک&zwnj;زایی، 1381: 197)</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">&nbsp;</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px"><b>1-3-1- جبر و اختیار</b></span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">&nbsp;</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">آیا قضا و قدر با اختیار و آزادی انسان تزاحم دارد؟ سؤال مذکور سؤالی است که همچنان میان متکلمان و صاحب&zwnj;نظران دین مورد بحث است. از دیدگاه استاد مطهری از سویی قضا و قدر پذیرفته می&zwnj;شود، اما از سوی دیگر، قضا و قدر به&zwnj;گونه&zwnj;ای معنا می&zwnj;گردد که نه&zwnj;تنها مانع آزادی انسان نیست، بلکه از نظر وی انسان به حکم قضا و قدر، آزاد و مختار و مسئول و حاکم بر سرنوشت خویش است. از نظر ایشان، انسان در صورتی فعلی را انجام می&zwnj;دهد که علت تامه آن محقق گردد، علت تامه فعل انسان مرکب است از غرایز و تمایلات و عواطف و سوابق ذهنی و قوه عقل و سنجش و موازنه و مال&zwnj;اندیشی و قدرت عزم و اراده. او در نهایت این&zwnj;گونه نتیجه می&zwnj;گیرد که پس درست است که هر فعلی از افعال انسان اگر محقق شد طبق ضرورت تحقق پیدا می&zwnj;کند و اگر ترک شد طبق ضرورت ترک می&zwnj;شود، ولی آن علتی که به تحقق آن فعل یا ترک آن فعل ضرورت داده، همانا اراده و اختیار و انتخاب خود انسان است نه چیز دیگر و معنای این ضرورت در اینجا این است که افعال انسان به اختیار ضرورت پیدا می&zwnj;کند و این ضرورت منافی با اختیار نیست بلکه مؤید و مؤکد آن است (همان، 199-198)</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">&nbsp;</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px"><b>1-3-2- فطرت</b></span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">&nbsp;</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">آیا انسان ذاتاً شرور است یا دارای طبع و سرشتی نیک؟ سؤال فوق یکی از مهم&zwnj;ترین مباحثی که دغدغه اصلی صاحب&zwnj;نظران و اندیشمندان بوده است. استاد مطهری خلاف نظر برخی اندیشمندان غربی، انسان را دارای سرشتی نیک می&zwnj;داند؛ سرشتی که مبتنی بر فطرت پاک و الهی است.</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">استاد مطهری منشأ آزادی&zwnj;های انسان را استعدادهای برتر و متناسب با خود انسانی او می&zwnj;داند، انسان دارای یک خود حیوانی و یک خود انسانی است که اصالت از آن خود انسانی یا واقعی اوست. از نظر مطهری، انسان استعدادهایی برتر و بالاتر از استعدادهای حیوانی دارد. این استعدادها یا از مقوله عواطف و گرایش&zwnj;ها و تمایلات عالی انسان است یا از مقوله ادراک&zwnj;ها و دریافت&zwnj;ها و اندیشه&zwnj;هاست. به&zwnj;هرحال، همین استعدادهای برتر منشأ آزادی&zwnj;های متعالی او می&zwnj;شوند (همان)</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">&nbsp;</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px"><b>1-3-3- عقل، اراده و تکامل انسان</b></span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">&nbsp;</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">استاد مطهری برخلاف بسیاری از فلاسفه غرب که مبنای آزادی فرد را اراده و میل و هوا و هوس فرد می&zwnj;دانند، عقل، اراده و ضرورت به&zwnj;کارگیری آنان در پرورش استعدادها و پیمودن مسیر تکامل را مبنای آزادی انسان می&zwnj;داند. و بر این اساس، معتقد است:</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">&laquo;بشر مختار و آزاد آفریده شده است، یعنی به او عقل و فکر و اراده داده شده است&raquo;(مطهری، 1390: 1/385)</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">&nbsp;</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">از نظر استاد مطهری، در غرب ریشه و منشأ آزادی را تمایلات و خواهش&zwnj;های انسان می&zwnj;دانند و آنجا که از اراده انسان سخن می&zwnj;گویند، در واقع فرقی میان تمایل و اراده قائل نمی&zwnj;شوند. در کلام استاد مطهری میان تمایل و اراده تفاوت وجود دارد، درحالی&zwnj;که در غرب چنین تفاوتی در نظر گرفته نمی&zwnj;شود. بنابراین به نظر ایشان، از دیدگاه اسلام، آزادی و دموکراسی بر اساس آن چیزی است که تکامل انسانی ایجاب می&zwnj;کند، یعنی آزادی حق انسان بماهو انسان است، حق ناشی از استعدادهای انسانی انسان است، نه ناشی از میل افراد و تمایلات آن&zwnj;ها. از نظر استاد، پیشرفت و تکامل بشر در گرو آزادی است و ازاین&zwnj;رو واقعیت مقدسی نیز است. (لک&zwnj;زایی، 1381: 202)</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">&nbsp;</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px"><span style="color: #ff6600"><div class="inbodySotitr"><div class="sotText"><div dir="rtl" align="center"><b>اما کلمه اسلامی محتوای این حکومت را بیان می&zwnj;کند. یعنی پیشنهاد می&zwnj;کند که این حکومت با اصول و مقررات اسلامی اداره شود و در مدار اصول اسلامی حرکت کند. چون می&zwnj;دانیم که اسلام به&zwnj;عنوان یک دین، درعین&zwnj;حال یک مکتب و یک ایدئولوژی است؛ طرحی است برای زندگی بشر در همه ابعاد و شئون آن.</b></div></div></div></span></span></div><div dir="rtl">&nbsp;</div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px"><b>2- نظریه &laquo;جمهوری اسلامی&raquo;</b></span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">&nbsp;</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">حال که به دیدگاه شهید بزرگوار درباره ارتباط دین و سیاست، آزادی و حقوق فرد و جایگاه جامعه پرداختیم، به ابعاد نظریه &laquo;جمهوری اسلامی&raquo; از نقطه&zwnj;نظر ایشان نظر می&zwnj;افکنیم، نظر به آنکه دیدگاه شهید در ارتباط با لزوم رعایت حقوق و آزادی فرد مقتضی شکل و محتوای ویژه&zwnj;ای از حکومت است. ایشان در تبیین این محتوا می&zwnj;گوید:</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">&nbsp;</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">&laquo;اما کلمه اسلامی محتوای این حکومت را بیان می&zwnj;کند. یعنی پیشنهاد می&zwnj;کند که این حکومت با اصول و مقررات اسلامی اداره شود و در مدار اصول اسلامی حرکت کند. چون می&zwnj;دانیم که اسلام به&zwnj;عنوان یک دین، درعین&zwnj;حال یک مکتب و یک ایدئولوژی است؛ طرحی است برای زندگی بشر در همه ابعاد و شئون آن.&raquo; (مطهری، 1364: 80)</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">&nbsp;</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">استاد در توضیح شکل حکومت، آن را مستلزم نوعی دموکراسی می&zwnj;داند که در آن مردم حق دارند سرنوشت خود را خودشان در دست بگیرند. بر این اساس تعریفی که استاد مطهری (ره) از جمهوری اسلامی به دست می&zwnj;دهد عبارت است از حکومتی که شکل آن، انتخاب رئیس حکومت از سوی عامه مردم است برای مدت موقت و محتوای آن&zwnj;هم اسلامی باشد. (همان) ایشان دو شق غالب حکومت&zwnj;داری در قرون متمادی را برمی&zwnj;شمرد و نظریه &laquo;جمهوری اسلامی&raquo; را تجمیع خصائص مثبت آن دو می&zwnj;داند. در این راستا به&zwnj;زعم استاد، نخست دموکراسی&zwnj;های غربی که در حیطه نظر (عملاً تابه&zwnj;حال رخ نداده است) مبتنی بر صرف اهتمام به آرای عموم مردم است و به حقوق الهی بی&zwnj;اعتناست و دوم حکومت&zwnj;هایی که به اسم دین حکمرانی می&zwnj;کردند، شریعت را ولو به&zwnj;ظاهر حفظ می&zwnj;نمودند و درعین&zwnj;حال از استبداد و پایمال شدن حقوق مردم سر برمی&zwnj;آوردند:</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">&nbsp;</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">&laquo;در نگاه نخستین به حکومت&zwnj;های دموکراسی این نکته دستگیر می&zwnj;شود که سردمداران و متولیان آن اغلب حقوق الهی و دینی را مغفول می&zwnj;انگارند و به&zwnj;جای آن تکیه&zwnj;بر حقوق و آرای مردم می&zwnj;شود. اما حکومت&zwnj;هایی که مطابق اندیشه دینی به حکومت&zwnj;داری می&zwnj;پرداختند، برعکس حکومت&zwnj;های دموکراسی که در آن به&zwnj;ظاهر حقوق دین و خدا محترم، اما حقوق مردم پایمال می&zwnj;شود...بنابراین در سده&zwnj;های متمادی گذشته حکومتی به وجود نیامده است که در آن، حقوق دین و مردم توأماً محترم و عزیز شمرده شود. با پیروزی انقلاب اسلامی در ایران، رهبران آن و در رأس آنان حضرت امام خمینی (ره) تئوری تلفیق حقوق خدا و مردم را در یک حکومت مطرح کردند و آن را در قالب نظریه &laquo;جمهوری اسلامی&raquo; به جهانیان عرضه داشتند.&raquo;(مطهری، 1387: 254)</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">&nbsp;</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">نظر به اهمیت والای دو مؤلفه &laquo;جمهوریت&raquo; و &laquo;اسلامیت&raquo;، در ادامه بحث به واکاوی این دو مفهوم و چگونگی جمع میان آن دو از نقطه&zwnj;نظر استاد شهید خواهیم پرداخت.</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">&nbsp;</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px"><b>2-1- اسلامیت و جمهوریت</b></span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">&nbsp;</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">قید &laquo;اسلامی&raquo; معنا و محتوای حکومت و قانون اساسی آن را تعیین می&zwnj;کند و بر این نکته تأکید دارد که حکومت منتخب مردمی یعنی &laquo;جمهوری&raquo; لزوماً بایستی در چارچوب مبانی شریعت اسلامی حرکت نماید و از آن تخلف نکند. به بیان دیگر قید &laquo;اسلامی&raquo; به جهت تأکید نیامده و قید تأکیدی نیست و در واقع قید تخصیص است و به&zwnj;اصطلاح اصولیون، مخصّص جمهوری است که مانند فصل در تعریفات، جنس را مقیَّد می&zwnj;کند و در تعریف فوق جهت حکومت عامه مردم را تعیین کرده و چارچوب آن را روشن می&zwnj;سازد. شهید مطهری (ره) در این باب بیان می&zwnj;دارد:</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">&laquo;امروز هر بچه دبستانی این&zwnj;قدر می&zwnj;داند که جمهوری اسلامی یعنی جامعه&zwnj;ای اسلامی با رژیم جمهوری، و می&zwnj;داند که جامعه اسلامی یعنی جامعه توحیدی و جامعه توحیدی یعنی جامعه&zwnj;ای بر اساس جهان&zwnj;بینی توحیدی-که جهان ماهیت از اویی و به&zwnj;سوی اویی دارد- و دارای ایدئولوژی توحیدی است-که از آن به توحید عملی یاد می&zwnj;شود- یعنی رسیدن انسان به یگانگی اخلاقی و بیگانگی اجتماعی&raquo; (همان)</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">&nbsp;</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px"><b>2-2- جمع میان اسلامیت و جمهوریت</b></span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">&nbsp;</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">استاد مطهری (ره) ضمن پذیرش آنکه مفهوم &laquo;اسلامی&raquo; مفهوم &laquo;جمهوری&raquo; را قید می&zwnj;زند و مخصّص آن است، بر نکته&zwnj;ای ظریف انگشت می&zwnj;نهد که هاله&zwnj;های ابهام پیرامون نظریه &laquo;جمهوری اسلامی&raquo; بیش از پیش برطرف می&zwnj;نماید و درعین&zwnj;حال مانع از طرح شبهه در مورد این نظریه می&zwnj;شود. آن نکته اینکه بایستی عنایت داشت که قید تخصیص و عامل محدودکننده جمهوری، عاملی بیرون از حاکمیت ملی و دموکراسی مردمی نیست، بلکه این خود مردم و دموکراسی است که خودشان آزادانه خواهان برقراری شکل خاصی از حکومت&zwnj;داری یعنی مردم&zwnj;سالاری دینی شده&zwnj;اند:</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">&laquo;اگر خواسته مردم (جمهوری اسلامی) حاکمیت آن&zwnj;ها را نقض کند، باید بگوییم که دموکراسی محال است، زیرا همیشه وجودش مستلزم عدمش است.&raquo; (همان، ص 244)</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">&nbsp;</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px"><b>2-3- ویژگی&zwnj;های حکومت &laquo;جمهوری اسلامی&raquo;</b></span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">&nbsp;</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">اهم ویژگی&zwnj;هایی که شهید استاد مطهری (ره) برای حکومت دینی در قالب و صورت &laquo;جمهوری اسلامی&raquo; قائل&zwnj;اند عبارت&zwnj;اند از:</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">&nbsp;</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">1- حساسیت علی&zwnj;وار بر اجرای قانون (مطهری، 1364: 84)</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">2- برقراری عدالت اسلامی و پر کردن شکاف&zwnj;های طبقاتی و از میان بردن تبعیض&zwnj;ها (همان، ص 20)</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">3- پیشگیری از ظلم (مطهری، 1383: 94)</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">4- صراحت و صداقت در اعمال سیاست و حاکمیت (مطهری، 1385: 149)</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">5- مراعات حقوق سیاسی و اجتماعی افراد (مطهری، 1390: 2/242)</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">6- آزادی فکر و اندیشه (مطهری، 1364: 11)</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">7- متقابل بودن حقوق و وظایف (مطهری، 1385: 123)</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">&nbsp;</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px"><b>منابع</b></span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">&nbsp;</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">1- لک&zwnj;زایی، نجف (1381)؛ <b>اندیشه سیاسی آیت آ... مطهری، </b>قم: دفتر تبلیغات اسلامی</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">2- مطهری، مرتضی (1364)؛ <b>پیرامون جمهوری اسلامی، </b>قم: صدرا</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">3- مطهری، مرتضی (1381)؛ <b>امامت و رهبری، </b>تهران: صدرا</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">4- مطهری، مرتضی (1356)؛ <b>نهضت&zwnj;های اسلامی در صدساله اخیر، </b>تهران: صدرا</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">5- مطهری، مرتضی (1390)؛ <b>مجموعه آثار، </b>تهران: صدرا</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">6- مطهری، مرتضی (1383)؛ <b>بیست گفتار، </b>تهران: صدرا</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">7- مطهری، مرتضی (1385)؛ <b>حکمت&zwnj;ها و اندرزها، </b>تهران: صدرا</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">8- مطهری، مرتضی (1387)؛ <b>آینده انقلاب اسلامی ایران، </b>تهران: صدرا</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">&nbsp;</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px"><b>*</b><b>علی کمالی؛ دانشجوی دکترای جامعه&zwnj;شناسی سیاسی دانشگاه اصفهان/انتهای متن|</b></span></div><p>&nbsp;</p><p>&nbsp;</p>