10610 معرفی نمونه ای الهام بخش از تبدیل علم به ثروت در دانشگاه؛ تجربه‌ی ایجاد سازوکار رسیدن به یک محصول دانش بنیان(2) حتما شما هم اگر فارغ التحصیل دانشگاهی باشید، تصدیق میکنید که فاصله ی زیادی بین نیازهای واقعی جامعه با چیزی که در دانشگاه میگذرد وجود دارد. در این بین اساتیدی هستند که تمام سعی خود را میکنند تا از این فاصله کاسته و به سهم خودشان مسیر دانشگاه را به سمتی که فلسفه ی وجودی آن اقتضا میکند، هدایت کنند. دکتر فرشید رئیسی یکی از این افراد است که دستاورهای کاری او الگوی بارزی است از یک تجربه ی موفق برآمده از دل دانشگاه که اگر فراگیر شده و به صورت موج در آید، کشور ما با شتاب به سمت تحقق اقتصاد دانش بنیان حرکت خواهد کرد. <div dir="rtl"><span style="font-size: 12px"><b><div dir="rtl"><b>گروه اقتصادی اندیشکده برهان؛</b></div><div dir="rtl">&nbsp;</div><div dir="rtl"><b><span id="fck_dom_range_temp_1525613089280_220"><div dir="rtl"><a href="http://www.borhan.ir/NSite/FullStory/News/?Id=10609">لینک بخش اول مصاحبه</a></div></span></b></div><div dir="rtl">&nbsp;</div></b></span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px"><b>پیشنهاد شما برای اصلاح سازوکار دانشگاه و سوق دادن آن به سمت تولید محصولات دانش بنیان چیست؟</b></span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">&nbsp;</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">من مشابه همین الگوی کاری که در عمل اجرا کرده ایم&nbsp;را پیشنهاد میکنم. باید برای هر دانشکده ای ماموریتی در راستای اولویت های فن آوری کشور تعریف و زمان بندی آن مشخص شود. به این معنی که پروژه های کاربردی و مشخصی برای دانشگاه تعیین شود و افرادی که دید اجرایی قوی دارند ناظر بر روند پیشرفت پروژه باشند. و اگر پروژه به نتیجه نرسید، بودجه آن دانشکده را کاهش دهند. در این صورت شما شاهد خواهید بود که بعد از چند سال هر کدام از دانشکده ها و دانشگاه ها خواهند توانست دستاوردهای بزرگی ایجاد کنند که با فروش محصولات آن کاملا از بودجه های وزارتخانه بی نیاز شوند. همین دانشگاه صنعتی خواجه نصیر، این توانمندی را دارد که صنعت خودروسازی کشور را متحول کند.</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">ما در همین شرکتی که در آن فعالیت می&shy;کنیم، قبلا حدود 150 نفر پرسنل داشتیم و اکنون به دلیل شرایط اقتصادی حدود 50 نفر در آن مشغول به کار هستند. اگرشخصی به من به عنوان کسی که تجربه تدریس دانشگاهی دارم، بگوید که ما سالانه 50 نفر را که تازه دبیرستان را تمام کرده اند برای مدت 4 سال، در اختیار شما قرار میدهم تا علاوه بر آموزش، از نیروی آنها برای فعالیت های علمی و پژوهشی بهره ببرید، احساس میکنم که میتوانم دنیا را با آنها تغییر دهم. اگر دانشگاه هم همین نگاه را داشته باشد، میدانید چقدر میتواند سود عاید کشور کند؟</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">&nbsp;</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">&nbsp;<b>این الگو جای دیگر هم اجرا شده است؟</b></span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">&nbsp;</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">به این شکل نیست. زیرا آن ها بخش صنعت را که مصرف کننده تولیدات دانشگاه است به صورت جدی در اختیار دارند. ولی ما چون صنعتی که به معنای واقعی کلمه مصرف کننده تولیدات دانشگاهی باشد در اختیار نداریم، باید به شکلی آن صنعت را خودمان به وجود بیاوریم. یعنی خودمان باید تصمیم بگیریم که چه زمینه ای را میخواهیم به نتیجه برسانیم<span dir="ltr">.</span></span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">&nbsp;</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px"><b>اینطور به نظر میرسد که روند حرکت شما و تیم کاریتان، در جهت خلاف مسیر دانشگاه بوده است. </b></span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">&nbsp;</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">بله. متاسفانه دانشجویانی که روی این پروژه ها کار میکردند، چون بیشتر انرژی و توانشان معطوف به پروژه بود، نمره هایشان در دروس به خوبی برخی دیگر نمیشد، و نمره پروژه شان به دلیل طول کشیدن بیشترو نداشتن مقاله کسر میشد. آنها با همه این قضایا کنار می آمدند. الان همه &shy;ی این دانشجویان یا هنوز در کنار ما مشغول به کار و بسیار راضی هستند و یا اینکه خودشان شرکت تاسیس کرده اند. شاید تعداد این شرکت ها به 15 عدد برسد. بنابراین هیچکدام معتقد نیستند که متضرر شده اند و همه آن ها به نمره و به مقاله میخندند<span dir="ltr">.</span> آنها از لحاظ توان کاری به رشدی رسیده اند که پیشنهادهای کاری زیادی از صنعت به آن ها می&shy;شود<span dir="ltr">.</span></span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">&nbsp;</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px"><b>چند درصد اساتید چنین روشی را در دانشگاه در پیش گرفته اند؟</b></span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">&nbsp;</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">خیلی کم، شاید کمتر از 10 درصد. چون فشارهای زیادی در تقابل با این رویکرد در دانشگاه وجود دارد. اساتیدی که بخواهند با این روش عمل کنند باید هزینه هایی که از سیستم دانشگاه به آن ها تحمیل میشود را قبول کنند. مثل نمره کم کردن، عدم ارتقا و <span dir="ltr">...</span> یا مثلا اساتید جدید که اگر مقاله نداشته باشند ، اخراج میشوند<span dir="ltr">.</span></span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">&nbsp;</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">&nbsp;</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px"><b>از نظر شما سیاستگذاری هایی که برای دانشگاه میشود کارآمدی و اثربخشی لازم برای تبدیل کردن آن به نهادی کارآفرین را دارد؟</b></span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">&nbsp;</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">کسانی که مشغول سیاستگذاری هستند از نظر من درک درستی از رسالت دانشگاه نداشته و بیشتر ترجیح میدهند کارهای ظاهری و تبلیغاتی کنند. مثالی از نحوه برنامه ریزی آن ها به شما میزنم؛ از وزارت علوم ابلاغ شده است که ما میخواهیم 5 دانشگاهمان جزو 200 دانشگاه برتر دنیا بشود. واقعا این چه جور برنامه ریزی است ؟ </span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">شما چکار دارید که 200 ام هستید یا 1000 ام؟ اگر رسالت شما حل مشکلات کشور است ، چه فرقی میکند که رتبه شما چندم باشد؟ این بی معنی است<span dir="ltr">.</span> شبیه این است که برای رسیدن به سلامتی، بگویید که میخواهم شبیه یوسین بولت بدوم! چرا؟ برای ظاهری سازی؟ هر کدام از این دانشگاه ها باید سود خودش را برساند.&nbsp;به جای این کارهای تبلیغاتی و آماری، کاری کنیم که مشکلاتمان حل شود.</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">&nbsp;مثلا باید دانشگاه تکنولوژی ساخت خطوط تولید ماشین آلات خودروسازی را در بالاترین سطح بدست آورد، تا پس از مدتی ما در این زمینه به خودکفایی برسیم. ما چون در صنعت کار کرده ایم میدانیم که این کار شدنی است<span dir="ltr">.</span> ولی متاسفانه کسانی که در راس تصمیم&shy;گیر هستند، فکر میکنند این کار عملی نیست. باید بگویند که جناب دانشگاه صنعتی شریف. من کاری ندارم که در دنیا اول هستی یا هزارم. همینطور، کاری به مقالات تو ندارم<span dir="ltr">.</span> فقط از تو میخواهم که بعد از 15سال کارخانه ی تولید محصولات نانو الکترونیک را راه اندازی کنی. اگر نتوانستی، من به دانشگاه دیگری بودجه خواهم داد که بتواند این کار را بکند. بعد خواهید دید که بعد از 15سال این اتفاق می افتد یا خیر<span dir="ltr">.</span></span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">ما در مجموعه کاری خودمان با این تعداد کم، بعد از 10 سال توانسته ایم نزدیک به 80 درصد تمام دستگاه هایی که برای تولید قطعات الکترونیک لازم است را تولید کنیم. با اینکه این بودجه ها را نداشته ایم و فقط از کمک حدود صد دانشجو بهره برده ایم. برنامه ریزی باید به این شکل باشد.</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">وقتی که شما به خودنمایی با مقاله بها میدهید، چه انتظاری از استاد و دانشجو دارید؟ وقتی استاد جدیدی که استخدام کرده اید، اگر 5 یا 6 تا مقاله ندهد اخراجش میکنید، او چه چاره ای دارد؟ وقتی به دانشجویی که سه سال کار کرده و قطعه ای را درست کرده است، بدلیل نداشتن مقاله و یا طولانی شدن زمان تحصیلش نمره کم میدهید ولی دانشجویی را که ظرف مدت 6 ماه توانسته است مقاله &nbsp;بدهد نمره بالا میگیرد، چه انتظاری از این دانشگاه دارید که خروجی داشته باشد؟ مسئولان ادعا می کنند که برای فعالیت های اینچنینی امتیاز قائل شده اند، ولی در عمل اتفاقی نیفتاده است<span dir="ltr">.</span></span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">بنابراین باید دیدگاه اصلاح شود. ما متاسفانه چون یک سری مسائل را در تحصیلات اشتباه رفته ایم ، تا انتها با همان دید غلط &nbsp;اشتباه میرویم<span dir="ltr">.</span> &nbsp;خیلی دانشجویانی را که اینجا متوسط محسوب میشوند، در خارج از کشور به بهترین نحو مورد استفاده قرار میگیرند. در سفری که اخیرا به خارج از کشور داشتم مشاهده کردم که بسیار از آن ها تعریف میکنند. ما نحوه سنجیدن دانشجویان را به اشتباه، نمره در نظر گرفته ایم<span dir="ltr">.</span> بعد وقتی که میبینیم از خیلی از اینها در کشور کاری ساخته نیست، فریاد بلند میشود که به نخبگان رسیدگی نمیشود. داستان این نیست و ما مسیر را اشتباه رفته ایم<span dir="ltr">.</span></span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">&nbsp;</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px"><b>البته ظاهرا در آئین نامه های ارتقای اساتید، امتیازاتی برای اساتیدی که قراردادهای خوب ارتباط با صنعت منعقد کنند در نظر گرفته شده است</b><b><span dir="ltr">.</span></b><b> آیا این امتیازات گره گشا نبوده اند؟</b></span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">&nbsp;</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">باید قرارداد ارتباط با صنعت تعریف شود. اتفاقی که در واقع می افتد این است که خیلی از اساتید از این طریق بودجه وارتقاء دریافت میکنند، ولی چیزی را هم به کسی تحویل نمیدهند! کدام صنعت حاضر است با دانشگاه قرارداد ببندد؟ من خودم کسی هستم که در بخش صنعت فعال هستم<span dir="ltr">.</span> بنده ابدا حاضر نیستم پولم را به دانشگاه بدهم، چون مطمئن هستم که پول از بین میرود<span dir="ltr">.</span> من پول نفت ندارم و باید آن را به صورت بهینه خرج کنم. کسی که در صنعت است به دنبال کسی میگردد که وقتی پول را گرفت، کار را به نتیجه برساند و دلسوزی کند<span dir="ltr">.</span></span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">&nbsp;</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">&nbsp;</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px"><b>به عنوان استادی که سابقه ی روشنی در فعالیت های علمی </b><b><span dir="ltr">-</span></b><b> تحقیقاتی دارید، در ایجاد ارتباط صنعت و دانشگاه گره کار کجاست؟ آیا این صنعت است که بودجه کافی برای خریدن خدمات علمی </b><b><span dir="ltr">-</span></b><b> پژوهشی دانشگاه را در اختیار ندارد؟ و یا این دانشگاه است که نمیتواند راه حل های کاربردی و بهینه به صنعت ارائه کند؟</b></span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">&nbsp;</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">از نظر من با توجه به شرایط کشور ما، دانشگاه باید قادر باشد با استفاده از پتانسیل هایی که در اختیار دارد، زمینه ساز ایجاد صنایع جدید شود. به عنوان نمونه همین کارهایی که ما کرده ایم، باعث ایجاد صنایعی شده است که به ما مراجعه میکنند تا مشکلاتشان را حل کرده و برایشان تحقیق بکنیم<span dir="ltr">.</span> زیرا این صنعتی است که خود ما آن را بوجود آورده ایم<span dir="ltr">.</span> صنعتی نیست که از خارج از دانشگاه آمده و هیچ درکی از آن نداشته باشد.</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">همچنین، ما طرحی پیشنهاد کردیم که خودمان سراغ صنایع برویم و از آنها بخواهیم فرصتی به ما بدهند تا به صورت مجانی، کیفیت خط تولید آن ها را بالا ببریم<span dir="ltr">.</span> چون خواه ناخواه دانشجو در دانشگاه پروژه کارشناسی و کارشناسی ارشد انجام میدهد و حل مشکل صنایع هزینه ی اضافه&shy;ای به دانشگاه تحمیل نمیکند<span dir="ltr">.</span> اما زمانی که شما گره ای از مشکلات صنعت را باز میکنید علاوه بر اینکه میتوان هزینه مواد و تجهیزات لازم را از آن ها گرفت، اگر آن ها چند بار ببینند که واقعا دانشگاه قادر است مسائل واقعی را حل کند، قطعا در آینده بیشتر سراغ آن خواهند آمد. صنعت میخواهد که در زمان مشخص مشکلاتش حل بشود، ولی استادی که درگیر کلاس درس و مقاله است، جوابگوی نیاز صنعت نبوده و هزینه ی غیرقابل قبولی را به او تحمیل میکند.</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">&nbsp;دانشگاهی که این همه نیروی مجانی در اختیار دارد، باید برای اعتمادسازی و گرفتن بازار تحقیقات، ابتدا خدمات خود را مجانی ارائه کند<span dir="ltr">.</span> وگرنه هرچقدر سمینار ارتباط دانشگاه با صنعت برگزار شود، هیچ اتفاقی نمی افتد<span dir="ltr">.</span> من به عنوان شخصی که دانشگاهی هستم، اگر مشکلی پیدا کنم، آن تعداد از اساتیدی که درکی از کار صنعتی دارند را میشناسم و با آن ها کار میکنم. ولی اینکه بخواهم بعنوان رئیس هیئت مدیره شرکت به صورت کلی به دانشگاه پروژه بدهم، با ساختار فعلی حاکم بر آن از نظر من خنده دار و بی معنی است<span dir="ltr">.</span></span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">&nbsp;</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px"><b>اگر نکته ای باقی مانده است بفرمایید</b><b><span dir="ltr">.</span></b></span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">&nbsp;</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">نظریه ای وجود دارد به نام نظریه بازی ها<span dir="ltr">.</span> در این نظریه دو نوع بازی مطرح میشود<span dir="ltr">.</span> بازی بی پایان و بازی متناهی<span dir="ltr">.</span> در بازی متناهی مانند فوتبال، قوانین، زمان پایان و معیار برد و باخت مشخص است<span dir="ltr">.</span> تیمی که بیشتر گل بزند برنده است<span dir="ltr">.</span> اما در بازی بی پایان هیچکدام از این موارد مشخص نیست. کسب و کارها و حتی کشورها در بازی نوع دوم هستند<span dir="ltr">.</span> نمیتوان برای آن برنده تعریف کرد. زیرا نه قواعد در آن مشخص است و نه زمان. یعنی اینطوری نیست که دانشگاهی ادعا کند که برتر است. بازی بی پایانی که ما در دانشگاه ها میکنیم این است که قرار است سودی به مملکتمان برسانیم<span dir="ltr">.</span> اصلا مهم نیست که الان چه رتبه ای به ما میدهند، زیرا اتفاق نظری روی این معیارها وجود ندارد. شما نمیتوانید شاخصهای کمی در این قضیه تعریف کنید. بنابراین معتقد هستم وزارت خانه ما باید دیدگاه خود را در این زمینه مورد بازبینی قرار دهد.</span></div><p>&nbsp;</p><p>&nbsp;</p><div><strong><span dir="rtl"><font size="2">*گروه اقتصادی اندیشکده برهان/ انتهای متن|</font></span></strong></div><p>&nbsp;</p>