10663 بازخوانی انحرافات «اکبر گودرزی» و یاران او در سالگشت اعدام سران فرقان چرا فرقان شهید مطهری را برای ترور انتخاب کرد؟! بلافاصله پس از شهادت شهید مطهری، به دستور امام خمینی (ره) و با سرعت، یک تیم امنیتی به مطالعه‌ی ترور ایشان پرداخت و توانست به عوامل این ترور که برخی از اعضای گروه فرقان بودند، دست یابد. از آن هنگام تاکنون (که حدود سه دهه می‌گذرد) بحث‌های متعددی درباره‌ی علل این ترور و ماهیت گروه فرقان صورت پذیرفته است، اما... <div><span style="font-size: 12px"><b>گروه فرهنگی و اجتماعی اندیشکده برهان/ مهدی جمشیدی؛ </b>در 12 اردیبهشت سال 1358، در حالی که از پیروزی انقلاب اسلامی کم&zwnj;تر از سه ماه گذشته بود، گروه شبه مارکسیستی &laquo;فرقان&raquo; به &laquo;ترور آیت&zwnj;الله علامه مرتضی مطهری&raquo; دست زدند. به این ترتیب، در آستانه&zwnj;ی تشکیل نظام سیاسی جدید، &laquo;مغز متفکر&raquo; و &laquo;نفر دوم&raquo; انقلاب اسلامی از صحنه، حذف گردید و انقلاب برای همیشه از نعمت و فرصت حضور بی بدیل ایشان محروم ماند. به دستور امام خمینی(ره) و با سرعت، یک تیم امنیتی به مطالعه&zwnj;ی این ترور پرداخت و توانست به عوامل این ترور که برخی از اعضای گروه فرقان بودند، دست یابد. از آن هنگام تاکنون (که حدود سه دهه می&zwnj;گذرد) بحث&zwnj;های متعددی درباره&zwnj;ی علل این ترور و ماهیت گروه فرقان صورت پذیرفته، اما نگارنده در این مقاله به دنبال یافتن پاسخ دو پرسش اساسی در پهنه&zwnj;ای جامعه شناختی است. دو پرسش یاد شده عبارت&zwnj;اند از:</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">&nbsp;</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px"><b>اول. </b>گروه فرقان به چه دلیل یا دلایلی دست به ترور علامه مطهری زد؟ به بیان دیگر، ترور علامه مطهری برخاسته از چه زمینه&zwnj;ها و روش&zwnj;هایی بوده است؟</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">&nbsp;</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px"><b>دوم. </b>ایدئولوژی گروه فرقان که محرک و برانگیزاننده&zwnj;ی آن&zwnj;ها به سوی ترور علامه مطهری بود، چه خاستگاهی داشت و چه کسانی در تکوین و تولید آن نقش (مستقیم یا غیرمستقیم) ایفا کردند؟</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">&nbsp;</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">&nbsp;</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px"><span style="color: #ff6600"><div class="inbodySotitr"><div class="sotText"><div dir="rtl" align="center"><b>این مقاله به دنبال یافتن پاسخ دو پرسش اساسی در پهنه&zwnj;ای جامعه شناختی است :اول. گروه فرقان به چه دلیل یا دلایلی دست به ترور علامه مطهری زد؟ به بیان دیگر، ترور علامه مطهری برخاسته از چه زمینه&zwnj;ها و روش&zwnj;هایی بوده است؟دوم. ایدئولوژی گروه فرقان که محرک و برانگیزاننده&zwnj;ی آن&zwnj;ها به سوی ترور علامه مطهری بود، چه خاستگاهی داشت و چه کسانی در تکوین و تولید آن نقش (مستقیم یا غیرمستقیم) ایفا کردند؟</b></div></div></div></span></span></div><div dir="rtl">&nbsp;</div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px"><b>متناظر با این پرسش&zwnj;ها، دو فرضیه طراحی شده&zwnj;اند که به این شرح می&zwnj;باشند: </b></span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">&nbsp;</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px"><b>فرضیه&zwnj;ی اول) </b>ترور علامه مطهری به دست گروه فرقان، ناشی از &laquo;کشمکش ایدئولوژیک&raquo; آن&zwnj;ها با جناب علامه بود.</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">&nbsp;</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px"><b>فرضیه&zwnj;ی دوم) </b>دست چهار عامل در شکل&zwnj;گیری ایدئولوژی گروه فرقان و هدایت دادن آن&zwnj;ها به سمت ترور علامه مطهری مؤثر بوده است: &laquo;علی شریعتی، سازمان مجاهدین خلق، محمد موسوی خوئینی&zwnj;ها و سازمان اطلاعاتی دولت آمریکا&raquo;</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">&nbsp;</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">پرداختن به این مسأله&zwnj;ی تاریخی- فرهنگی از چند منظر دارای اهمیت و ضرورت است. یکی این که مطالعه&zwnj;ی ریشه&zwnj;ها و علل ترور علامه مطهری می&zwnj;تواند معرف ماهیت نقش آفرینی او در نهضت اسلامی و انقلاب اسلامی باشد. دیگر این که نشان می&zwnj;دهد هرج و مرج و اغتشاش در خوانش دین می&zwnj;تواند مولد تنش اجتماعی و آشفتگی معرفتی باشد. علاوه براین، نتایج این مسأله می&zwnj;تواند گویای این حقیقت باشد که برخی از افکار و ایده&zwnj;های روشن&zwnj;فکران معاصر، چگونه خشونت غیرمنطقی را تجویز کرده است. به طور خاص، این مقاله نمایانگر این واقعیت خواهد بود که اندیشه&zwnj;های علی شریعتی در کنار جذب کردن بخش&zwnj;هایی از جوانان دهه&zwnj;های 40 و 50 به فرهنگ اسلامی، چگونه توانسته پیامدهای منفی و نامطلوب نیز به دنبال داشته باشد.</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">&nbsp;</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">&nbsp;</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px"><span style="color: #ff6600"><div class="inbodySotitr"><div class="sotText"><div dir="rtl" align="center"><b>متناظر با این پرسش&zwnj;ها، دو فرضیه طراحی شده&zwnj;اند که به این شرح می&zwnj;باشند:فرضیه&zwnj;ی اول) ترور علامه مطهری به دست گروه فرقان، ناشی از &laquo;کشمکش ایدئولوژیک&raquo; آن&zwnj;ها با جناب علامه بود. فرضیه&zwnj;ی دوم) دست چهار عامل در شکل&zwnj;گیری ایدئولوژی گروه فرقان و هدایت دادن آن&zwnj;ها به سمت ترور علامه مطهری مؤثر بوده است: &laquo;علی شریعتی، سازمان مجاهدین خلق، محمد موسوی خوئینی&zwnj;ها و سازمان اطلاعاتی دولت آمریکا&raquo;</b></div></div></div></span></span></div><div dir="rtl">&nbsp;</div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">تبیین حاضر که هویت جامعه شناختی دارد، نوعی &laquo;تبیین علّی&raquo;</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">&nbsp;</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">از یک جهت، دو رهیافت نظری در جامعه شناسی حضور دارند: &laquo;رهیافت توافق&raquo;<span dir="ltr">[4]</span>و &laquo;رهیافت کشمکش&raquo;<span dir="ltr">[5]</span>(تا تضاد). ترور علامه مطهری در چارچوب رهیافت کشمکش، قلم پذیر است نه رهیافت توافق.</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">&nbsp;</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">از این رو، تبیین در چارچوب رهیافت کشمکش انجام شده است. البته رهیافت کشمکش به کار رفته در این تحقیق نه از نوع رهیافت &laquo;مارکسی&raquo; است و نه از نوع رهیافت &laquo;دارندورفی&raquo; نه طبقه&zwnj;ی مبتنی بر پایگاه اقتصادی و نه اقتدار برآمده از نقش و سمت، هیچ کدام در این تبیین جایی ندارد و این پژوهش تنها از نظر تأکید و تمرکز بر کشمکش، تضاد و ستیزه&zwnj;جویی، از مصادیق رهیافت کشمکش قلمداد شده است. در رهیافت کشمکش مورد نظر نگارنده &laquo;ایدئولوژی&raquo; به مثابه بخش عمده&zwnj;ای از فرهنگ، خاستگاه و منشأ کشمکش اجتماعی معرفی شده است.</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">&nbsp;</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">از آن جا که این تحقیق، نوعی تحقیق تاریخی است؛ نگارنده به روش اسنادی روی آورده و تلاش کرده از درون مطالعه&zwnj;ی کتابخانه&zwnj;ای به نسبت مفصل و دقیق، پاسخ پرسش&zwnj;ها را بیابد. در این راستا، به نوشته&zwnj;ها و مصاحبه&zwnj;های به جا مانده از خود جناب علامه، دوستان و شاگردان ایشان، برخی اعضای گروه فرقان، مسؤولان پرونده و... استناد شده و از رجوع به منابع دست دوم، صرف نظر گردیده است؛ تا اعتبار تحقیق مخدوش نگردد.</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">&nbsp;</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px"><span style="color: #ff6600"><div class="inbodySotitr"><div class="sotText"><div dir="rtl" align="center"><b>دو رهیافت نظری در جامعه شناسی حضور دارند: &laquo;رهیافت توافق&raquo;، &laquo;رهیافت کشمکش&raquo; (تا تضاد). ترور علامه مطهری در چارچوب رهیافت کشمکش، قلم پذیر است نه رهیافت توافق از این رو، تبیین در چارچوب رهیافت کشمکش انجام شده است.</b></div></div></div></span></span></div><div dir="rtl">&nbsp;</div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">از نظر سطح تبیین جامعه&zwnj;شناختی نیز باید تبیین پیش&zwnj;رو را &laquo;تبیین تلفیقی&raquo; قلمداد کرد که هم به &laquo;عامیت&raquo; پرداخته و هم به &laquo;ساختار&raquo; و قائل به وجود رابطه&zwnj;ی دو سویه میان آن&zwnj;هاست. به عنوان مثال، بیان شد، که عاملیت&zwnj;های انسانی در بستر شرایط ساختاری جامعه فعالیت می&zwnj;کنند و نسبت به همین شرایط ساختاری، واکنش نشان می&zwnj;دهند؛ و از سوی دیگر، آن&zwnj;ها قادر به مقاومت در برابر برخی از الزامات و مقتضیات شرایط ساختاری جامعه نیز هستند. به منظور پاسخ&zwnj;دهی به دو پرسش اصلی یاد شده، مقاله&zwnj;ی حاضر در دو بخش سامان&zwnj;دهی شده است.</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">&nbsp;</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px"><b>1-علل ترور علامه مطهری</b></span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">&nbsp;</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">در این بخش از مقاله باید به این پرسش پاسخ دهیم که برانگیزاننده&zwnj;ی گروه فرقان نسبت به ترور علامه مطهری چه بود؟</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">&nbsp;</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">بحث در این باره نیازمند شناسایی گروه فرقان است؛ باید دریافت که گروه فرقان از چه زمانی تشکیل شد؛ در پی چه اهدافی بود؟ چه می&zwnj;کرد؟ اعضای آن چگونه بودند؟ و سؤالات دیگری از این دست.</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">گروه فرقان از سوی &laquo;اکبر گودرزی&raquo; در نیمه&zwnj;ی اول دهه&zwnj;ی 50 پایه گذاری شد.</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">&nbsp;</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">گودرزی جوان 25 ساله&zwnj;ای بود که در چند حوزه&zwnj;ی علمیه، قدری دروس حوزوی خوانده بود اما به دلیل گرایش&zwnj;های شبه مارکسیستی و انحرافی، از تمامی این حوزه&zwnj;ها اخراج شده بود. وی در ابتدا به ایراد یک سلسله سخنرانی به عنوان &laquo;تفسیر قرآن&raquo; در برخی از مساجد مناطق مختلف تهران روی آورد و توانست به زودی، جوانانی را به سوی خود جلب کرده و حلقه&zwnj;ای فکری را ایجاد نماید.</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">&nbsp;</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">یکی از دلایل اصلی روی آوردن برخی از جوانان به وی، نوع برداشتی بود که او از قرآن عرضه می&zwnj;کرد. گودرزی که به شدت از افکار و آموزه&zwnj;های مارکسیستی تأثیر پذیرفته بود، قرآن را به شیوه&zwnj;ای مارکسیستی و در تناسب با اصول و ایده&zwnj;های اساسی آن، تفسیر و فهم می&zwnj;کرد. در دهه&zwnj;های 40 و 50 شمسی، این اندیشه که &laquo;مارکسیسم، علم مبارزه است&raquo; در ذهنیت نسل جوان آن زمانه رسوب و رسوخ کرده بود و آن&zwnj;ها بر این باور بودند که تنها ایدئولوژی&zwnj;ای مقبول و مطلوب است که آموزه&zwnj;های مولد انقلاب و انقلابی&zwnj;گری را در برداشته باشد. به این سبب، گرایش به افکار چپ&zwnj;روانه به صورت گسترده&zwnj;ای شایع شده بود. گودرزی این اشتیاق و تمایل اجتماعی را به خوبی شناسایی کرد و در پی تولید و ترویج گفتمانی متناسب با آن برآمد.</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">&nbsp;</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px"><span style="color: #ff6600"><div class="inbodySotitr"><div class="sotText"><div dir="rtl" align="center"><b>گودرزی جوان 25 ساله&zwnj;ای بود که در چند حوزه&zwnj;ی علمیه، قدری دروس حوزوی خوانده بود اما به دلیل گرایش&zwnj;های شبه مارکسیستی و انحرافی، از تمامی این حوزه&zwnj;ها اخراج شده بود. وی در ابتدا به ایراد یک سلسله سخنرانی به عنوان &laquo;تفسیر قرآن&raquo; در برخی از مساجد مناطق مختلف تهران روی آورد و توانست به زودی، جوانانی را به سوی خود جلب کرده و حلقه&zwnj;ای فکری را ایجاد نماید.</b></div></div></div></span></span></div><div dir="rtl">&nbsp;</div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">یکی از اعضای گروه فرقان در این باره می&zwnj;نویسد:</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">&nbsp;</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">&laquo;دوستان ما به این دلیل به این تفکر گرایش پیدا کردند که جریانی بود که اسلام انقلابی را ترویج می&zwnj;کرد و با ارتجاع و تفکرات ارتجاعی، مخالف بود.&raquo;<span dir="ltr">[6]</span></span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">&nbsp;</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">از سال 1355، گودرزی به تأسیس گروه فرقان و انتشار سلسله تفاسیر قرآن خود در جزوه&zwnj;هایی به نام &laquo;پیام قرآن&raquo; همت گمارد.<span dir="ltr">[7]</span></span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">&nbsp;</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">گفتنی است گودرزی به عنوان رهبر گروه فرقان دارای ویژگی&zwnj;های خاصی بود، از جمله این که:</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">&nbsp;</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">الف- متکبر و مغرور بود.<span dir="ltr">[8]</span></span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">&nbsp;</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">ب- زندگی بسیار ساده و فقیرانه&zwnj;ای داشت.<span dir="ltr">[9]</span></span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">&nbsp;</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">ج- بسیار پرکار بود، آن&zwnj;چنان که در همین سن اندک، برای حدود بیست جزءِ قرآن تفسیر نوشته بود و علاوه بر این، کتاب&zwnj;های دیگری را نیز نگاشته بود.</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">&nbsp;</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">د- از نظر روانی، کاملاً بیمار بود به گونه&zwnj;ای که به باور بسیاری از افراد، فردی عقده&zwnj;ای به نظر می&zwnj;رسید.<span dir="ltr">[10]</span></span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">&nbsp;</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">افراد گروه فرقان آن&zwnj;چنان مجذوب و فریفته&zwnj;ی شخصیت گودرزی شده بودند، که از خود اراده&zwnj;ی مستقلی نداشتند و تنها از او دنباله روی می&zwnj;کردند:</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">&nbsp;</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">&laquo;شاگردان و یاران گودرزی نسبت به وی، بسیار خاضع و مطیع بودند و کاملاً مقلدانه عمل می&zwnj;کردند.&raquo;<span dir="ltr">[11]</span></span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">&nbsp;</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px"><span style="color: #ff6600"><div class="inbodySotitr"><div class="sotText"><div dir="rtl" align="center"><b>در دهه&zwnj;های 40 و 50 شمسی، این اندیشه که &laquo;مارکسیسم، علم مبارزه است&raquo; در ذهنیت نسل جوان آن زمانه رسوب و رسوخ کرده بود و آن&zwnj;ها بر این باور بودند که تنها ایدئولوژی&zwnj;ای مقبول و مطلوب است که آموزه&zwnj;های مولد انقلاب و انقلابی&zwnj;گری را در برداشته باشد. به این سبب، گرایش به افکار چپ&zwnj;روانه به صورت گسترده&zwnj;ای شایع شده بود. گودرزی این اشتیاق و تمایل اجتماعی را به خوبی شناسایی کرد و در پی تولید و ترویج گفتمانی متناسب با آن برآمد</b></div></div></div></span></span></div><div dir="rtl">&nbsp;</div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">در گروه فرقان، تنها خود گودرزی بود که مدعی اندیشه&zwnj;ورزی و شأن نظری بود. به این سبب، سایر افراد گروه، به تقلید فکری و اعتقادی روی آورده و نظرات و آرای او را متعبدانه و بی&zwnj;چون و چرا می&zwnj;پذیرفتند. بنابراین، معیار و مبنای ایدئولوژی گروه فرقان، شخص گودرزی بوده است. از مطالعه&zwnj;ی مجموع نوشته&zwnj;های او در کنار رجوع به تحلیل&zwnj;ها و برداشت&zwnj;های صاحب&zwnj;نظران، چنین استنباط می&zwnj;شود که اصلی&zwnj;ترین خطوط و بنیان&zwnj;های فکری و اعتقادی گروه فرقان که سازنده&zwnj;ی ایدئولوژی این گروه است، به این شرح است:</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">&nbsp;</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">اول. قائل بودن به ماتریالیسم دیالکتیک (و در نتیجه اصالت انقلابی&zwnj;گری و مبارزه&zwnj;جویی)</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">&nbsp;</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">دوم. تفسیر نمادین اسلام به مبنای ادبیات و اندیشه&zwnj;ی مارکسیسی (نمایانگر بعد التقاطی گروه فرقانی)</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">&nbsp;</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">سوم. ضدیت با روحانیت (در چارچوب مثلث زر، زور و تزویر و با عنوان آخوندیسم)</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">&nbsp;</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">چهارم. مبارزه&zwnj;ی مسلحانه در کنار تولید و انتشار آگاهی انقلابی (خشونت در عمل)</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">&nbsp;</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">در این چارچوب نظری، علامه مطهری به مثابه یک &laquo;دشمن جدی&raquo; تلقی می&zwnj;شد چرا که:<span dir="ltr">[12]</span></span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">&nbsp;</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">الف. او مدت&zwnj;ها در دانشگاه دولتی (در زمان حاکمیت رژیم پهلوی) تدریس و از آن&zwnj;جا حقوق دریافت می&zwnj;کرد. بنابراین، او فردی هم سو با رژیم طاغوت و غیرانقلابی بود.</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">&nbsp;</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">ب. با چهره&zwnj;ها و گروه&zwnj;های مبارز و انقلابی به مخالفت بر می&zwnj;خاست، از جمله سازمان بی&zwnj;هویت خلق، گروه فرقان و علی شریعتی.</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">&nbsp;</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">ج. ساده زیست نبود و زندگی اشرافی داشت.</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">&nbsp;</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">د. در حکومت پس از انقلاب اسلامی (که گروه فرقان آن را &laquo;دیکتاتوری آخوندیسم&raquo; می&zwnj;نامید)، رهبر در سایه بود نفر دوم (پس از امام خمینی) به شمار می&zwnj;آمد.</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">&nbsp;</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">باطل بودن گزاره&zwnj;های اول و چهارم آشکار است و نیاز به توضیح ندارد. درباره&zwnj;ی گزاره&zwnj;ی سوم باید گفت آن&zwnj;چه گروه فرقان، وابستگی علامه به سرمایه&zwnj;داری و خروج از ساده زیستی معرفی می&zwnj;کرد تنها از این مسأله ناشی می&zwnj;شد که ایشان منزلی در قلهک خریده بود<span dir="ltr">[13]</span> و با اتومبیل شخصی رفت و آمد می&zwnj;کرد!<span dir="ltr">[14]</span> در حالی که تمام دوستان و شاگردان علامه که از نزدیک با وی ارتباط داشته زندگی وی را یک زندگی ساده و متوسط توصیف کرده&zwnj;اند.</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">&nbsp;</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px"><strong>&nbsp;پی نوشت ها</strong></span></div><div dir="rtl" align="right"><span style="font-size: 12px">&nbsp;</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">&nbsp;</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px"><span dir="ltr">[1]Causal explanation.</span></span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">&nbsp;</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px"><span dir="ltr">[2]Cultural explanation</span></span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">&nbsp;</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px"><span dir="ltr">[3]</span>&nbsp;این انتخاب، ناظر به خود واقعیت اجتماعی است نه گرایش نظری محقق؛ به این معنی که ترور علامه مطهری به مثابه یک واقعیت اجتماعی، اساساً دارای هویت فرهنگی است و چندان نمی&zwnj;تواند پذیرای توضیح و توجیه دیگری- از قبیل سیاسی یا اقتصادی- باشد.</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">&nbsp;</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px"><span dir="ltr">[4]Approach consensus </span></span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">&nbsp;</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px"><span dir="ltr">[5]Approach contradiction</span></span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">&nbsp;</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px"><span dir="ltr">[6]</span>. ع.الف.، &laquo;بدنه&zwnj;ی گروه از برنامه&zwnj;ی ترور بی&zwnj;خبر بود!&raquo;، ماه&zwnj;نامه&zwnj;ی یادآور (ویژه&zwnj;ی بازکاوی اندیشه و عمل گروه فرقان)، شماره&zwnj;های 6 و 7 و 8، سال سوم، 1389، ص 278.</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">&nbsp;</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px"><span dir="ltr">[7]</span> رسول جعفریان، جریان&zwnj;ها و جنبش&zwnj;های مذهبی- سیاسی ایران به سال&zwnj;های 1320-1357، تهران: پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه&zwnj;ی اسلامی، چاپ دوم، 1381، ص 322.</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">&nbsp;</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px"><span dir="ltr">[8]</span> ع. ش.، &laquo;بدنه&zwnj;ی گروه از برنامه&zwnj;ی ترور بی&zwnj;خبر بود!&raquo;، ماه&zwnj;نامه&zwnj;ی یادآور، پیشین، ص 282.</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">&nbsp;</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px"><span dir="ltr">[9]</span> ع. الف.، &laquo;بدنه&zwnj;ی گروه از برنامه&zwnj;ی ترور بی&zwnj;خبر بود!&raquo;، ماه&zwnj;نامه&zwnj;ی یادآور، پیشین، ص 282.</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">&nbsp;</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px"><span dir="ltr">[10]</span> حمیدرضا نقاشیان، &laquo;گودرزی با پرخاش یارانش شکست&raquo;، ماه&zwnj;نامه&zwnj;ی یادآور، پیشین، ص 99./ عزت اله شاهی، &laquo;تردید در استقلال فرقانیان&raquo;، ماه&zwnj;نامه&zwnj;ی یادآور، پیشین، ص 133.</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">&nbsp;</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px"><span dir="ltr">[11]</span> علی، ابوالحسنی، &laquo;خود متخصص پنداری، بیماری تاریخی است&raquo;، ماه&zwnj;نامه&zwnj;ی یادآور، پیشین، ص 68.</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">&nbsp;</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px"><span dir="ltr">[12]</span> نگاه کنید به: حمیدرضا نقاشیان، &laquo;گودرزی؛ با پرخاش یارانش شکست&raquo;، ماه&zwnj;نامه&zwnj;ی یادآور، پیشین، ص 100./ علی مطهری، &laquo;فرقان داعیه&zwnj;ی روشن&zwnj;فکری داشت&raquo;، ماه&zwnj;نامه&zwnj;ی یادآور، پیشین، ص 152.</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">&nbsp;</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px"><span dir="ltr">[13]</span> علامه مطهری برای استفاده از سکوت و آرامش نقاط بالای شهر (در مقایسه با مناطق پایین&zwnj;شهر) به آن منطقه رفته بود تا بتواند بهتر به فعالیتهای مطالعاتی و علمی خود بپردازد. در ضمن، ایشان این منزل را به صورت قسطی تهیه کرده بود.</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">&nbsp;</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px"><span dir="ltr">[14]</span> ایشان براساس صرفه جویی در زمان رفت و آمد به دانشگاه و مجالس سخنرانی، اقدام به خرید یک اتومبیل قدیمی کرده بود.(*)</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">&nbsp;</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px"><strong>* مهدی جمشیدی، پژوهشگر پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه&zwnj;ی اسلامی/ انتهای متن|</strong></span></div>