10665 واکاوی سفر مک فارلین و هیئت همراه به تهران در سال 65 کلیدی که گشایش نداشت! گریفیث درباره‌ی ماجرای ایران‌گیت می‌نویسد: «ده‌ها کتاب و برنامه تلویزیونی، شرح جزئیات این مأموریت تراژدی-کمیک را نوشتند که به‌نوبه‌ی خود باعث بی‌آبرویی آمریکاییان شد.» وی معامله‌ی نورث با ایران را معامله‌ی «موشک در ازای گروگان» خوانده است؛ معامله‌ای یک‌طرفه، چراکه ایرانیان موشک‌ها را دریافت کردند، ولی فقط سه تن از گروگان‌ها آزاد شدند. <div class="alJ f12 lnH20 clr" style="margin: 5px; direction: rtl"><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px"><b>گروه تاریخ اندیشکده&nbsp;برهان/محمد پورمحمد؛ </b>سیزده آبان 1365، سالگشت تسخیر سفارت آمریکا، رسوایی جدید آمریکا را در معرض اذهان سیاسی جهان قرار داد. رویدادی که به روایت آمریکایی، به ایران-کنترا، ایران گیت و به روایت ایرانی، به مک فارلین معروف شد. نوشتار مزبور واکاوی این رویداد در بستر شرایط زمانی و تحولات حاکم بر آن است. </span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">&nbsp;</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px"><b>زمینه&zwnj;های ماجرای مک فارلین</b></span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px"><b>&nbsp;</b></span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">پیروزی<span dir="ltr">&zwnj;</span>های مسلسل&zwnj;وار ایران در جنگ تحمیلی، که از ابتدای سال 1361 و فتح خرمشهر آغاز شده بود و تا تصرف فاو (شهر بندری عراق) در بهمن 1364 ادامه یافت، زمامداران آمریکایی را متوجه شکست پروژه&zwnj;ی مهار انقلاب اسلامی ایران، آن هم از سوی عراق کرد. از سویی نیز شیوخ خلیج فارس احساس خطر کردند و پس از تهدید کویت از سوی ایران، در مورد عواقب در اختیار دادن جزیره&zwnj;ی بوبیان برای حمله&zwnj;ی عراق به نیروهای ایرانی، کشورهای خلیج فارس، توانمندی قدرت نظامی ایران را در کنار خود خطری بالفعل یافتند.</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">&nbsp;</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">جرج بوش پدر، معاون رئیس&zwnj;جمهوری وقت آمریکا (ریگان)، سه ماه پس از تصرف فاو، در اردیبهشت 1365 برای تبادل نظر با سران شیخ&zwnj;نشین&zwnj;های خلیج فارس به منطقه سفر کرد و راه&zwnj;های مقابله با نفوذ نظامی و سیاسی ایران در منطقه را با آنان بررسی کرد. گویی در این مذاکرات، گزینه&zwnj;ی مقابله&zwnj;ی نظامی با ایران، کاری بس دشوار ارزیابی شده و آشتی و مذاکره از سوی آنان در اولویت قرار گرفت.</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">&nbsp;</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">پس از این بود که رابط&zwnj;های ارتباطی آمریکا فعال شدند.<span dir="ltr">[1]</span> هرچند به گفته&zwnj;ی هاشمی، آمریکایی&zwnj;ها پیش از این&zwnj;ها به این نتیجه رسیده بودند و برخی معاملات پنهانی و خرید تجهیزات آمریکایی صورت گرفته بود که ایران در فاو از آن&zwnj;ها استفاده کرده بود،<span dir="ltr">[2]</span> اما به نظر پیروزی ایران در فاو بر تمایل آمریکا به نزدیکی با ایران بیشتر افزود.</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">&nbsp;</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">از سویی دیگر نیز تعدادی از نیروهای آمریکایی توسط حزب&zwnj;الله لبنان به گروگان گرفته شده بودند. انتخابات ریاست&zwnj;جمهوری آمریکا نیز نزدیک بود و حل شدن مسئله&zwnj;ی گروگان<span dir="ltr">&zwnj;</span>های آمریکایی در لبنان می&zwnj;توانست بر محبوبیت ریگان بیفزاید. این امر در پی معامله<span dir="ltr">&zwnj;</span>ای صورت گرفت که زمینه<span dir="ltr">&zwnj;</span>هایش از چندی پیش توسط دلال اسلحه، منوچهر قربانی&zwnj;فر، صورت گرفته بود.</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">&nbsp;</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px"><b>آغاز</b><b>ی برای</b><b> مک فارلین</b></span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px"><b>&nbsp;</b></span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">قربانی&zwnj;فر را یک ایرانی ساکن در پاریس با محسن کنگرلو، مشاور نخست&zwnj;وزیر ایران، آشنا کرد. طبق گفته&zwnj;های کنگرلو، ایران در آن زمان، بیشتر از اسلحه به موشک و تانک احتیاج داشت. با این حال نمی&zwnj;خواست به هر قیمتی این امکانات را به دست بیاورد. وزارت اطلاعات و وزارت خارجه به&zwnj;عنوان پشتیبان کنگرلو، در مذاکرات وی با قربانی&zwnj;فر حضور داشتند.<span dir="ltr">[3]</span></span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">&nbsp;</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">بنابراین پیش از رویداد مک فارلین، ارتباط با قربانی&zwnj;فر شکل می<span dir="ltr">&zwnj;</span>گیرد تا اینکه نامه<span dir="ltr">&zwnj;</span>ای از طرف قربانی&zwnj;فر به کنگرلو نوشته می<span dir="ltr">&zwnj;</span>شود و بدین&zwnj;گونه به گفته&zwnj;ی هاشمی رفسنجانی، رویداد مک فارلین با این نامه آغاز می<span dir="ltr">&zwnj;</span>شود. قربانی فر در این نامه می<span dir="ltr">&zwnj;</span>نویسد در جلسه<span dir="ltr">&zwnj;</span>ای در یکی از سران جمهوری&zwnj;خواه با حضور ریگان و بوش، بحثی شکل گرفته مبنی بر اینکه در صورت پیروزی عراق، حمایت آمریکا از این کشور به سود شوروی<span dir="ltr">&zwnj;</span>ها خواهد بود پس بهتر است از جنگ استفاده و به ایران کمک نماییم تا در پیروزی آن سهیم باشیم.</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">&nbsp;</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">هاشمی در خاطراتش می&zwnj;نویسد: ما پس از اطلاع، در جلسه&zwnj;ی سران قوا، پیرامونش بحث کردیم.<span dir="ltr">[4][5]</span> هاشمی اما در تغییر استراتژی و یا تاکتیکی آمریکا در این زمان تردید دارد. او از رد و بدل شدن نامه&zwnj;های بسیاری میان قربانی&zwnj;فر و کنگرلو سخن می&zwnj;گوید که &laquo;بیشتر حرف&zwnj;های معمولی بود.&raquo; کنگرلو نیز با تأیید این نامه، می&zwnj;گوید این نامه در ارتباط با همان خرید&zwnj;ها و آزادی گروگان&zwnj;هاست و آنچه در نامه ذکر شده، درست است.</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">&nbsp;</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">در نامه&zwnj;ی نخست، مسئله&zwnj;ی خرید تسلیحات از بازار سیاه با قیمتی گزاف در مقابل خرید ارزان و مستقیم از آمریکا مطرح است. هاشمی در این&zwnj;باره می&zwnj;گوید این ادعای آمریکایی&zwnj;ها بود. ما هم گفتیم آزمایشی وارد بحث شویم ببینیم از ما چه می&zwnj;خواهند. نخستین تقاضا آزادی گروگان&zwnj;های آمریکایی در لبنان بود. در مقابل، ایران نیز فهرست نیازهای ضروری خود، مانند موشک&zwnj;های تاو و هاگ، لامپ رادار و موارد دیگر را مطرح کرد.<span dir="ltr">[6]</span></span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">&nbsp;</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px"><b><div class="inbodySotitr"><div class="sotText"><div dir="rtl" align="center"><span style="color: #ff6600"><b>هم&zwnj;زمانی برخی رویدادهای داخلی، همچون پیگیری مهدی هاشمی از طرف وزارت اطلاعات، موجب انتشار اسناد مربوط به قضیه&zwnj;ی مک فارلین می&zwnj;گردد. گویی این اسناد توسط امید نجف&zwnj;آبادی به بیت آیت&zwnj;الله منتظری داده شد و بدین وسیله در نشریه&zwnj;ی &laquo;الشراع&raquo; منتشر گردید.</b></span></div></div></div></b></span><span style="font-size: 12px">کنگرلو پیرامون چگونگی ارتباط خرید تسلیحات با آزادی گروگان&zwnj;ها به تنگنای شدید ایران از لحاظ تسلیحات اشاره می&zwnj;کند. گویی قرار بود موشک&zwnj;های آمریکایی اسلحه&zwnj;ی استراتژیکی باشد که بتواند از پس تانک&zwnj;های 72<span dir="ltr">T</span> روس&zwnj;ها که دو هزار تای آن به صدام داده شده بود، بربیاید. از سویی نیز زمان انتخابات آمریکا فرارسیده بود و آن&zwnj;ها می&zwnj;گفتند اگر گروگان&zwnj;ها آزاد شوند، محبوبیت ریگان افزایش می&zwnj;یابد.<span dir="ltr">[7]</span></span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">&nbsp;</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">در این مدت، آمریکایی&zwnj;ها مقادیری کالا به صورت غیرمستقیم به ایران فروختند. ایران هم تلاش&zwnj;هایی برای آزادی گروگان&zwnj;های آمریکایی انجام داد. در چنین شرایطی، خبر سفر هیئت آمریکایی برای مذاکره مطرح می&zwnj;شود. بحث این بود که همراه خود یک کشتی از نیازهای درخواستی ایران نیز آورده شود. البته هاشمی بر بی&zwnj;اطلاعی سران نظام از حضور مک فارلین در رأس هیئت تأکید دارد و می&zwnj;گوید اصل قضیه این بود که ما و امام خمینی (ره) در جریان سفر هیئت آمریکایی و نه شخص مک فارلین بودیم: &laquo;افرادی مثل دکتر هادی نجف&zwnj;آبادی، دکتر روحانی و وردی&zwnj;نژاد که مذاکره می&zwnj;کردند، مطلع بودند.&raquo;<span dir="ltr">[8]</span> </span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">&nbsp;</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">سرالدون گریفیث در کتاب خود پیرامون این امر می&zwnj;نویسد: سرهنگ نورث در پی تعهد خود به آزادی گروگان&zwnj;های آمریکایی، به همراه رئیس خود بادی مک فارلین، به قول یک دلال اسلحه&zwnj;ی ایرانی، منوچهر قربانی&zwnj;فر اعتماد کردند و با گذرنامه و نام جعلی راهی ایران شدند.<span dir="ltr">[9][10]</span> کنگرلو استفاده از گذرنامه&zwnj;ی ایرلندی و نام جعلی را طبق برنامه&zwnj;ی ایران می&zwnj;داند؛ چراکه &laquo;اگر با پاسپورت آمریکایی می&zwnj;آمدند از همان مقصد لو می&zwnj;رفتند.&raquo;</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">&nbsp;</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">هاشمی نیز می&zwnj;نویسد آمریکایی&zwnj;ها فقط گفته بودند بعد از آمدن هیئت، خواهید فهمید چه اختیاراتی دارند. مقامات ایرانی نیز در همین چارچوب عمل کردند و اجازه&zwnj;ی فرود هواپیما صادر شد.<span dir="ltr">[11]</span> به هر حال، چهارم خرداد 1365 پرواز آمریکا به زمین نشست. رابرت مک فارلین (مشاور امنیت ملی آمریکا) و الیور نورث (عضو شورای امنیت ملی آمریکا) مسافران این هواپیما بودند که در تعلیق روابط تهران-واشنگتن وارد ایران شدند.</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">&nbsp;</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">نمایندگان آمریکا به&zwnj;عنوان هدیه، کیکی به نشانه&zwnj;ی دوستی، یک کلید طلایی به&zwnj;مثابه&zwnj;ی نشانه&zwnj;ای برای گشایش روابط و نیز یک قبضه تپانچه و یک جلد انجیل مقدس با امضای یادگاری رونالد ریگان به همراه خود آوردند. اما سوغات اصلی آن&zwnj;ها همان تپانچه به&zwnj;عنوان نماد تجهیزات نظامی بود.</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">&nbsp;</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">هاشمی در خاطراتش می&zwnj;نویسد: کنگرلو خبر ورود هواپیمای حامل قطعات گران&zwnj;قیمت آمریکایی که با پاسپورت ایرلندی آمده&zwnj;اند را داد. من نیز به دکتر روحانی گفتم تا برای کنترل قطعات و اداره&zwnj;ی مسائل سیاسی و مذاکرات همکاری کنند: &laquo;قرار شد هدیه را نپذیریم و ملاقات ندهیم و مذاکره را در سطح دکتر هادی، روحانی و مهدی&zwnj;نژاد مخفی نگه داریم و مذاکرات محدود به مسئله&zwnj;ی گروگان&zwnj;های آمریکایی و دادن قطعات هاگ و چند قلم دیگر اسلحه باشد.&raquo;</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">&nbsp;</span></div><div dir="rtl"><div class="inbodySotitr"><div class="sotText" style="text-align: center"><span style="font-size: 12px"><span style="color: #ff6600"><strong>هاشمی بر بی&zwnj;اطلاعی سران نظام از حضور مک فارلین در رأس هیئت تأکید دارد و می&zwnj;گوید اصل قضیه این بود که ما و امام خمینی (ره) در جریان سفر هیئت آمریکایی و نه شخص مک فارلین بودیم: &laquo;افرادی مثل دکتر هادی نجف&zwnj;آبادی، دکتر روحانی و وردی&zwnj;نژاد که مذاکره می&zwnj;کردند، مطلع بودند.&raquo;</strong></span></span></div></div></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">&nbsp;</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">هاشمی آن&zwnj;ها را خواهان مذاکره در مسائل کلی و سیاسی می&zwnj;داند. وی حتی می&zwnj;نویسد این هیئت قرار بود در جایی غیر از هتل اقامت نمایند، اما چون جای مناسبی نبوده، در هتل آزادی اقامت می&zwnj;کنند و از اطلاعات سپاه برای حفاظت آنان استفاده می&zwnj;گردد.<span dir="ltr">[12]</span>مدتی در فرودگاه، آن&zwnj;ها را معطل کردند. در نهایت تنها محمدعلی هادی از سوی مجلس و فریدون وردی&zwnj;نژاد از سپاه به مذاکره با آمریکایی&zwnj;ها رفتند.<span dir="ltr">[13]</span> اما مک فارلین تقاضای ملاقات با همه&zwnj;ی مقامات ایران را داشت.</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">&nbsp;</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">مک فارلین متعجب از درهای بسته&zwnj;ی مذاکره، ورود این هیئت را شانسی برای ایران دانست: &laquo;...من اگر رفته بودم روسیه پوست بخرم، گورباچف روزی سه&zwnj; بار با من ملاقات می&zwnj;کرد. شما چه&zwnj;جور آدم&zwnj;هایی هستید؟...&raquo;<span dir="ltr">[14]</span></span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">&nbsp;</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">آمریکایی&zwnj;ها پنج روز در هتل به سر بردند و در نهایت به دلیل خلف وعده در ارسال تجهیزات و کم&zwnj;فروشی و وجود یک اسرائیلی در هیئت آمریکایی، ناکام به واشنگتن بازگشتند. مک فارلین گزارش داد هیچ فرد میانه&zwnj;رویی را پیدا نکردیم. او توصیه کرد که کاخ سفید به کلی ارتباط خود را با ایران قطع نماید.<span dir="ltr">[15]</span></span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">&nbsp;</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">در ایران نیز امام خمینی این&zwnj;گونه به این رویداد واکنش نشان دادند: آن&zwnj;کس که ادعا می&zwnj;کند اگر به شوروی رفته بودم، رئیس شوروی روزی سه بار به دیدنم می&zwnj;آمد، گمان می&zwnj;کند اینجا شوروی است. اینجا ایران است. اینجا نه کرملین، که کشور رسول خداست.<span dir="ltr">[16]</span> </span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">&nbsp;</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px"><b>&nbsp;</b></span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px"><b>مک فارلین در بوته&zwnj;ی ضدونقیض&zwnj;ها</b></span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px"><b>&nbsp;</b></span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">برخی سفر هیئت آمریکایی را با هماهنگی مقامات ایرانی می&zwnj;دانند که به دلیل اینکه امام اجازه&zwnj;ی مذاکره ندادند، هیئت مزبور بدون مذاکره&zwnj;ی اساسی، ایران را ترک کرد. هرچند هنوز این مسئله به&zwnj;طور شفاف از سوی مقامات ایرانی تأیید و یا تکذیب نشده است. سعید رجایی خراسانی، سفیر وقت ایران در سازمان ملل متحد، دولت آمریکا را به دلیل تحویل بخشی از سلاح&zwnj;های مورد نیاز ایران، دارای حسن نیت می&zwnj;داند.<span dir="ltr">[17]</span></span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">&nbsp;</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">کنگرلو نیز در این&zwnj;باره می&zwnj;گوید آن&zwnj;ها گفتند ما برای صحبت درباره&zwnj;ی گروگان&zwnj;ها به ایران می&zwnj;آییم تا حرفی که زدید انجام شود. آن&zwnj;ها فکر می&zwnj;کردند غیرممکن است ایران کاری را که گفته انجام ندهد. آن&zwnj;ها وساطت ایران را برای آزادی گروگان&zwnj;هایشان در لبنان می&zwnj;خواستند، اما ما اعتماد نکردیم. احتمال می&zwnj;رفت که آن&zwnj;ها به قولشان عمل نکنند.<span dir="ltr">[18]</span> هاشمی اما آمریکایی&zwnj;ها را به تقلب محکوم می&zwnj;کند و می&zwnj;گوید: بنابراین ما نتوانستیم اعتماد کنیم.<span dir="ltr">[19]</span> او آمریکایی&zwnj;ها را به دلیل فروش کالای اسرائیلی، آوردن یک اسرائیلی با خود، گران&zwnj;فروشی و خرج کردن پول برای ضدانقلابیون نیکاراگوئه محکوم می&zwnj;کند.<span dir="ltr">[20]</span></span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">&nbsp;</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">به هر حال هم&zwnj;زمانی برخی رویدادهای داخلی، همچون پیگیری مهدی هاشمی از طرف وزارت اطلاعات، موجب انتشار اسناد مربوط به قضیه&zwnj;ی مک فارلین می&zwnj;گردد. گویی این اسناد توسط امید نجف&zwnj;آبادی به بیت آیت&zwnj;الله منتظری داده شد و بدین وسیله در نشریه&zwnj;ی &laquo;الشراع&raquo; منتشر گردید.<span dir="ltr">[21]</span> هاشمی رفسنجانی ماجرا را به گرانی تسلیحات آمریکایی و عدم پرداخت شش میلیون دلار آمریکایی مربوط می&zwnj;داند که شکایت قربانی&zwnj;فر به آیت&zwnj;الله منتظری را در پی داشته است.</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">&nbsp;</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px"><b><div class="inbodySotitr"><div class="sotText"><div dir="rtl" align="center"><span style="color: #ff6600"><b>اختلاف&zwnj;نظر و تناقض&zwnj;گویی&zwnj;ها درباره&zwnj;ی ورود مک فارلین در ایران نیز همچون آمریکا وجود داشت، اما هیچ&zwnj;گاه به رسانه&zwnj;های داخلی درز نکرد. در قبال تکذیب نخست&zwnj;وزیر پیرامون خرید از آمریکا، سعید رجایی خراسانی به&zwnj;صورت تلویحی خرید از آمریکا را تأیید کرد، لیکن این اسلحه&zwnj;ها را همان اسلحه&zwnj;های خریداری&zwnj;شده در زمان شاه دانست.</b></span></div></div></div></b></span><span style="font-size: 12px">در پی انتشار این اسناد، هاشمی قضیه را با امام مطرح کرده و امام نیز دستور دادند تا قضیه&zwnj; علنی شده و به گوش مردم برسد. بنابراین هاشمی در جایگاه ریاست مجلس، در سالگشت تسخیر سفارت آمریکا، پرده از این رویداد برداشت.</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">&nbsp;</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">پس از اظهارات هاشمی، مک فارلین و سایر مقامات آمریکایی حضور هیئت خود را در ایران تکذیب کردند، ولی با افزایش فشار و تبلیغات رسانه&zwnj;ها به واقعیت اعتراف کردند. بدین ترتیب، این مسئله به یک رسوایی بزرگ برای مقامات آمریکایی بدل شد؛ چنان&zwnj;که پس از واترگیت، این رسوایی دومین رسوایی بزرگ سیاسی-تاریخی آمریکا با عنوان ایران گیت یا رسوایی ارتباط با ایران لقب گرفت. گریفیث در این&zwnj;باره می&zwnj;نویسد: ده&zwnj;ها کتاب و برنامه&zwnj;های تلویزیونی شرح جزئیات این مأموریت تراژدی-کمیک را نوشتند که به&zwnj;نوبه&zwnj;ی خود باعث بی&zwnj;آبرویی آمریکاییان شد. وی معامله&zwnj;ی نورث با ایران را معامله&zwnj;ی &laquo;موشک در ازای گروگان&raquo; خوانده است؛ معامله&zwnj;ای یک&zwnj;طرفه، چراکه ایرانیان موشک&zwnj;ها را دریافت کردند، ولی فقط سه تن از گروگان&zwnj;ها آزاد شدند.</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">&nbsp;</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">وی همچنین به مأموریت دیگر نورث در این میان پرداخته است؛ معامله&zwnj;ای که وی مبلغ شش برابر بهای موشک&zwnj;ها از ایران دریافت داشت و این پول را به حساب کنتراها گروه نظامی دست راستی در نیکاراگوئه، واریز کرد تا حکومت ساندیسیت&zwnj;ها را سرنگون نماید. پس از انجام این امور، نورث در مجلس سنا حاضر شد؛ مجلسی که هرگونه کمک به کنتراها را ممنوع اعلام کرده بود.</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">&nbsp;</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">در این میان، ریگان مجبور شد تا نقش خود را در این رسوایی بزرگ مشخص نماید. او که تاکنون مکرراً معامله با ایرانیان را انکار می&zwnj;کرد، در برابر تلویزیون ظاهر شد و گفت: &laquo;من به مردم آمریکا گفتم برای آزادی گروگان&zwnj;ها اسلحه ندادم و معامله نکردم. قلب من و صمیمیت من به من می&zwnj;گوید که این صحیح است، ولی حقایق و شواهد به من می&zwnj;گویند که چنین نیست.&raquo;<span dir="ltr">[22]</span></span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">&nbsp;</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">این رسوایی برای آمریکایی&zwnj;ها گران تمام شد و به عزل سه تن از مقامات آن و محاکمه در دادگاه منجر شد. الیور نورث، مک فارلین و پوینت کستر در ارتباط با این رسوایی از سوی نمایندگان سنا بازخواست شدند. اختلاف&zwnj;نظر و تناقض&zwnj;گویی&zwnj;ها در این&zwnj;باره در ایران نیز وجود داشت، اما هیچ&zwnj;گاه به رسانه&zwnj;های داخلی درز نکرد. در قبال تکذیب نخست&zwnj;وزیر پیرامون خرید از آمریکا، سعید رجایی خراسانی به&zwnj;صورت تلویحی خرید از آمریکا را تأیید کرد، لیکن این اسلحه&zwnj;ها را همان اسلحه&zwnj;های خریداری&zwnj;شده در زمان شاه دانست. وی چندی بعد از مقام خود عزل شد.</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">&nbsp;</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">با بالا گرفتن اختلافات دو جناح بر سر این مسئله و طرح سؤال از وزیر امور خارجه در این&zwnj;باره، امام خمینی که شائبه&zwnj;ی اختلاف دولت با مجلس را حول این قضیه درک کردند، چنین فرمودند: &laquo;مسئله&zwnj;ی رئیس آمریکا با آن همه به قول خودش جلال و جبروت، کسى را از مقامات عالى بفرستد به اینجا که با مقامات اینجا ملاقات کنند و هیچ&zwnj;یک از آن&zwnj;ها حاضر به ملاقات نشود. این مسئله&zwnj;ی بزرگى است که دنیا را منفجر کرده است و باید هم بکند. کاخ سفید را به عزا نشانده است و باید هم بنشاند. مسئله، مسئله&zwnj;ی مهم است...&raquo;<span dir="ltr">[23]</span></span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">&nbsp;</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">&laquo;چرا باید فریادی را که بر سر آمریکا بکشید بر سر مسئولان خودتان می&zwnj;زنید؟ لحن نامه&zwnj;ی شما از لحن اسرائیلی&zwnj;ها بدتر است&raquo; و بدین ترتیب سپس همه را به وحدت و دوری از اختلاف می&zwnj;خواند. امام خمینی آمدن هیئت آمریکایی به ایران و بی&zwnj;توجهی مقامات ایران به آن&zwnj;ها را پیروزی می&zwnj;خواند و می&zwnj;خواست تا این امر موجب وحدت بیشتر در کشور شود.(*)</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">&nbsp;</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px"><b>پی&zwnj;نوشت&zwnj;ها:</b></span></div><div><div id="edn1"><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px"><span dir="ltr">[1]</span>. عباس شادلو، تکثرگرایی در جریان اسلامی، تهران، نشر وزراء، 1381، ص 73.</span></div></div><div id="edn2"><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px"><span dir="ltr">[2]</span>. اکبر هاشمی رفسنجانی، بی&zwnj;پرده با هاشمی، قدرت&zwnj;الله رحمانی، تهران، انتشارات کیهان، 1382، ص 83.</span></div></div><div id="edn3"><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px"><span dir="ltr">[3]</span>. محسن کنگرلو در گفت&zwnj;وگو با شرق، سفر مک فارلین به روایت شاهد عینی، روزنامه&zwnj;ی شرق، شماره&zwnj;ی 2008، 15 اردیبهشت 1393، لینک خبر: <span dir="ltr">http://sharghdaily.ir/?News_Id=33500</span></span></div></div><div id="edn4"><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px"><span dir="ltr">[4]</span>. اکبر هاشمی رفسنجانی، همان، ص 83 تا 85.</span></div></div><div id="edn5"><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px"><span dir="ltr">[5]</span>. محسن کنگرلو در گفت&zwnj;وگو با شرق، همان.</span></div></div><div id="edn6"><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px"><span dir="ltr">[6]</span>. اکبر هاشمی رفسنجانی، بی&zwnj;پرده با هاشمی، همان.</span></div></div><div id="edn7"><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px"><span dir="ltr">[7]</span>. محسن کنگرلو در گفت&zwnj;وگو با شرق، همان و سرالدون گریفیث، ایران پرتلاطم، ترجمه&zwnj;&zwnj;ی فرید جواهر کلام، تهران، نشر آبی، 1387، ص 206.</span></div></div><div id="edn8"><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px"><span dir="ltr">[8]</span>. اکبر هاشمی رفسنجانی، بی&zwnj;پرده با هاشمی، ص 125.</span></div></div><div id="edn9"><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px"><span dir="ltr">[9]</span>. سرالدون گریفیث، همان، ص 206 و 207.</span></div></div><div id="edn10"><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px"><span dir="ltr">[10]</span>. محسن کنگرلو در گفت&zwnj;وگو با شرق، همان.</span></div></div><div id="edn11"><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px"><span dir="ltr">[11]</span>. اکبر هاشمی رفسنجانی، بی&zwnj;پرده با هاشمی، ص 85.</span></div></div><div id="edn12"><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px"><span dir="ltr">[12]</span>. هاشمی رفسنجانی، کارنامه و خاطرات سال 1365: اوج دفاع، به اهتمام عماد هاشمی، تهران، دفتر نشر معارف انقلاب، 1388، ص 107 و 108.</span></div></div><div id="edn13"><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px"><span dir="ltr">[13]</span>. همان.</span></div></div><div id="edn14"><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px"><span dir="ltr">[14]</span>. به نقل از اکبر هاشمی رفسنجانی، سخنرانی در نماز جمعه، 14 آبان 1365، ص 13.</span></div></div><div id="edn15"><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px"><span dir="ltr">[15]</span>. سرالدون گریفیث، همان، ص 207 و 208.</span></div></div><div id="edn16"><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px"><span dir="ltr">[16]</span>. امام خمینی، صحیفه&zwnj;ی امام، ج 20، تهران، مرکز آثار و توزیع آثار امام خمینی، 1378، ص 160.</span></div></div><div id="edn17"><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px"><span dir="ltr">[17]</span>. به نقل از عباس شادلو، تکثرگرایی در جریان اسلامی، ص 74.</span></div></div><div id="edn18"><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px"><span dir="ltr">[18]</span>. محسن کنگرلو در گفت&zwnj;وگو با شرق، همان.</span></div></div><div id="edn19"><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px"><span dir="ltr">[19]</span>. هاشمی رفسنجانی در گفت&zwnj;وگو با صادق زیباکلام و فرشته السادات اتفاق&shy;فر، هاشمی بدون روتوش، تهران، انتشارات روزنه، 1387، ص 184.</span></div></div><div id="edn20"><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px"><span dir="ltr">[20]</span>. اکبر هاشمی رفسنجانی، بی&zwnj;پرده با هاشمی، ص 85.</span></div></div><div id="edn21"><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px"><span dir="ltr">[21]</span>. همان، ص 124.</span></div></div><div id="edn22"><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px"><span dir="ltr">[22]</span>. سرالدون گریفیث، همان، ص 211.</span></div></div><div id="edn23"><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px"><span dir="ltr">[23]</span>. امام خمینی، همان.</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px"><b>&nbsp;</b></span></div><div dir="rtl"><strong><span style="font-size: 12px">*محمد پورمحمد؛ پژوهشگر تاریخ معاصر/انتهای متن|</span></strong></div></div></div></div>