11080 «اندیشکده برهان» در تحلیلی اقتصاد‌ی- ‌سیاسی نوسانات ارز را بررسی کرد؛ 13 دلیل ساختاری برای گرانی دلار مهم‌ترین بخشی که می‌تواند تمام مشکلات اقتصادی و حتی سیاسی و اجتماعی ایران را حل کند بدون شک قلب از کار افتاده‌ی اقتصاد یعنی بخش تولید است. اگر بخش تولید از پویایی‌های لازم برخوردار بود می‌توانست نقدینگی موجود را جذب کند و نه تنها مشکل کمبود نقدینگی در بخش تولید را حل کند بلکه از حرکت این سرمایه‌های سرگردان به بخش‌های مختلف اقتصاد جلوگیری کند و با حل معضل بیکاری و تورم، رکود حاضر را بهبود بخشد. <div class="alJ f12 lnH20 clr" style="margin: 5px; direction: rtl"><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px"><b>گروه اقتصادی اندیشکده برهان/ سید پرویز جلیلی&zwnj;کامجو؛</b> اگرچه روش&zwnj;های متفاوتی برای محاسبه&zwnj;ی نرخ ارز وجود دارد، اما محاسبه&zwnj;ی نرخ ارز، بر اساس تئوری &laquo;برابری قدرت خرید&raquo; <span dir="ltr">(ppp)</span><span dir="ltr">[1] </span>، یکی از بهترین روش&zwnj;های محاسبه&zwnj;ی نرخ ارز محسوب می&zwnj;شود و اختلاف بین نرخ ارز بر اساس (<span dir="ltr">ppp</span>) و نرخ ارز مبادله&zwnj; شده در بازار، نشان&zwnj; دهنده&zwnj;ی مشکلات ساختاری در اقتصاد هر کشور است. </span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">&nbsp;</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">در این مقاله برآنیم تا دلایل افزایش و نوسان (<span dir="ltr">Volatility</span>) نرخ ارز را در دو بخش دلایل ساختاری و دلایل جاری مورد بحث قرار دهیم.</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">&nbsp;</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px"><b>دلایل ساختاری:</b></span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">&nbsp;</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px"><b>- افزایش درآمدهای دولت (تأمین اعتبار یارانه&zwnj;ها)؛</b></span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">&nbsp;</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">دولت&zwnj;ها در ایران انگیزه&zwnj;ای به نسبت قوی برای افزایش نرخ ارز به منظور افزایش درآمد و جبران کسری بودجه داشته و دارند<span dir="ltr">.</span></span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">&nbsp;</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px"><b>- سرمایه&zwnj;های سرگردان به دلیل نوسانات و دستوری بودن نرخ سود بانکی؛</b></span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">&nbsp;</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">نوسانات نرخ بهره که با دستوری بودن نرخ آن همراه است افزون بر مشکلات متعددی که بر بخش تولید، کنترل سطح عمومی قیمت&zwnj;ها، نرخ پس&zwnj;انداز و سیستم بانک&zwnj;داری دارد باعث خروج سرمایه&zwnj;ها از بانک و تشکیل سرمایه&zwnj;های سرگردان می&zwnj;شود. صاحبان این سرمایه&zwnj;ها به دنبال حداکثر کردن سود هستند که ردپای آن&zwnj;ها را می&zwnj;توان در بازار مسکن، کالاهای مصرفی، بازار سکه، طلا و هم اکنون در بازار ارز مشاهده نمود.</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">&nbsp;</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px"><b>-&nbsp;دستوری بودن و چند نرخی بودن ارز؛</b></span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">&nbsp;</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">در سال 1944م. بر اساس معاهده&zwnj;ی &laquo;برتن وودز&raquo; کشورها ملزم به حفظ ارزش پول در برابر دلار با یک نسبت مشخص طلا شدند که به سیاست نرخ ارز ثابت شهرت داشت اما در سال 1971م. با اعلام عدم تعهد ایالات متحده در حفظ، برابری و تعویض دلار و طلا، کشورها و درصدر آن&zwnj;ها ژاپن سیستم نرخ ارز شناور (مبتنی بر عرضه و تقاضا در بازار) را جایگزین نمودند. سیاست ارزی اعلام شده از سوی بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران سیاست نرخ ارز شناور مدیریت شده است اما در عمل می&zwnj;بینیم که سیاستی در کار نیست و بازار ارز دچار یک دور باطل آزمون و خطا شده است.</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">&nbsp;</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px"><b>-&nbsp;تحریم اقتصادی؛</b></span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">&nbsp;</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">با یک نگاه منطقی و علمی متوجه خواهیم شد که تحریم&zwnj;ها بر شاخص&zwnj;های کلان اقتصاد سیاسی ایران مؤثر بوده است و تبدیل تهدید به فرصت حداقل در بازار ارز وجود نداشته است. تحریم نفتی و کاهش درآمدهای ارزی کشور، تحریم بانک مرکزی و افزایش هزینه&zwnj;ی معاملات و مبادلات پولی بانکی تأثیر مستقیم بر اقتصاد ایران داشته که با سیاست&zwnj;های نامناسب همراه و منجر به افزایش تورم، بیکاری و کاهش رفاه اجتماعی شده است.</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">&nbsp;</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px"><b>- حجم بالای نقدینگی؛</b></span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">&nbsp;</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">افزایش نقدینگی در دوره&zwnj;ی قبل نیروی عظیمی را ایجاد کرد که پس از یک دوره&zwnj;ی کوتاه مدت تأثیرات خود را بر اقتصاد نشان می&zwnj;دهد. هر چند بانک مرکزی با فروش سکه، افزایش نرخ بهره و در دوره&zwnj;ای با فروش ارز سعی در جمع&zwnj;آوری نقدینگی داشت؛ اما حجم بالای نقدینگی بخشی از فرآیند تأثیرگذاری بر بازارهای اقتصاد ایران را طی کرده بود و این شوک درمانی&zwnj;ها مانند گذشته کارگر نشد و امروز وجود نقدینگی در بازار ارز طرف تقاضا را به شدت تقویت می&zwnj;نماید.</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">&nbsp;</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px"><b>-&nbsp;رکود بخش تولید و انتقال عوامل تولید به بخش سفته&zwnj;بازی (دلالی)؛</b></span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">&nbsp;</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">مهم&zwnj;ترین بخشی که می&zwnj;تواند تمام مشکلات اقتصادی و حتی سیاسی و اجتماعی ایران را حل کند بدون شک قلب از کار افتاده&zwnj;ی اقتصاد یعنی بخش تولید است. اگر بخش تولید از پویایی&zwnj;های لازم برخوردار بود می&zwnj;توانست نقدینگی موجود را جذب کند و نه تنها مشکل کمبود نقدینگی در بخش تولید را حل کند بلکه از حرکت این سرمایه&zwnj;های سرگردان به بخش&zwnj;های مختلف اقتصاد جلوگیری کند و با حل معضل بیکاری و تورم، رکود حاضر را بهبود بخشد؛ اما بخش تولید به دلیل نرخ بالای بهره، تورم، هدفمندی یارانه&zwnj;ها، مشکل واردات کالاهای سرمایه&zwnj;ای و قاچاق کالا نمی&zwnj;تواند به روند عادی خود ادامه دهد چه آنکه به کمک حل مشکل سایر بخش&zwnj;ها بپردازد.</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">&nbsp;</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px"><b>-&nbsp;ایجاد نوسان در بازار توسط افرادی که دارای رانت اطلاعاتی می&zwnj;باشند؛</b></span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">&nbsp;</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">اتکای اقتصاد به درآمد ناشی از فروش محصولات معدنی و طبیعی مانند نفت و گاز همیشه با مشکل ایجاد رانت در اقتصاد همراه بوده است و افرادی که به این منابع عظیم نزدیک&zwnj;ترند رانت بیشتری دارند و این رانت را به بخش&zwnj;های دیگر اقتصاد انتقال داده و رانت اقتصادی را تبدیل به رانت سیاسی، اداری، قانونی و اطلاعاتی می&zwnj;کنند. امروز بازار ارز مکان خوبی برای اعمال رانت و دسترسی به سودهای هنگفت می&zwnj;باشد.</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">&nbsp;</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px"><b>دلایل جاری و کوتاه&zwnj; مدت:</b></span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">&nbsp;</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px"><b>-&nbsp;التهاب در بازار طلا؛</b></span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">&nbsp;</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">بازار طلا به مهم&zwnj;ترین جانشین برای بازار ارز تبدیل شده است و نوسانات این بازار که تحت تأثیر بازارهای جهانی و تصمیم&zwnj;های بانک مرکزی در مورد عرضه&zwnj;ی سکه می&zwnj;باشد، به شدت بر بازار ارز تأثیرگذار است. سیاست&zwnj;گذاران اقتصادی ایران باید آگاه باشند اکنون که بازار ارز به ابزارهای مستقیم واکنش&zwnj;های غیرقابل پیش&zwnj;بینی نشان می&zwnj;دهد، می&zwnj;توان از ابزارهای غیرمستقیم در بازارهای جانشین برای کنترل بازار ارز استفاده کرد.</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">&nbsp;</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">&nbsp;</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px"><b>-&nbsp;ضعف بازارهای جانشین مانند بخش تولید، بازار بورس در جذب نقدینگی؛</b></span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">&nbsp;</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">ضعف بخش تولید به خاطر دلایل ذکر شده و عدم اختصاص سهم آن از هدفمند کردن یارانه&zwnj;ها و عدم توانایی بخش مسکن و بازار بورس در جذب نقدینگی و سرمایه&zwnj;های سرگردان به دلیل بازدهی بالا و قدرت نقدشوندگی سریع در بازار ارز باعث شد تا بخش عظیمی از سرمایه&zwnj;ها به سفته بازی در بازار ارز منتقل شود به طوری که حجم مبادلات ارز در یک روز به بیش از 20 برابر روزهای مشابه سال قبل برسد. </span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">&nbsp;</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">در یک فرآیند سرمایه&zwnj;گذاری به چند عامل مانند بازدهی، ریسک، نقدشوندگی، مالیات، قوانین دست و پاگیر و داشتن تخصص در زمینه&zwnj;ی مورد نظر توجه می&zwnj;شود. در بازارهای جانشین شاخص&zwnj;های یاد شده در صورت نبود بحران در حد بهینه می&zwnj;باشند اما در بازار ارز بازدهی بسیار بالا، ریسک به نسبت پایین (چون قیمت ارز در یک دوره&zwnj;ی کامل، صعودی است)، عدم وجود مالیات و قوانین معاملاتی و عدم نیاز به تخصص، بازار ارز را به ایده&zwnj;آل&zwnj;ترین مکان برای سرمایه&zwnj;گذاری و استفاده از سودهای باد آورده تبدیل نموده است.</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">&nbsp;</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px"><b>-&nbsp;ناسازگاری زمانی سیاست&zwnj;های بانک مرکزی؛</b></span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">&nbsp;</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">بانک مرکزی نمی&zwnj;تواند در بلند مدت با وعده&zwnj;های غیرعملیاتی بازار را کنترل کند. این شیوه در یک دوره مؤثر است و در دوره&zwnj;های بعد کارگزار به سیاست&zwnj;های اعلام شده از سوی بانک مرکزی یا دولت که در شرایط کنونی بهینه و منطقی است اما در دوره&zwnj;ی بعد بهینه نیست واکنش نشان نمی&zwnj;دهد. کارگزاران به سیاست&zwnj;هایی که دارای ناسازگاری زمانی هستند واکنش نشان نمی&zwnj;دهند و این سیاست&zwnj;ها حتی در کوتاه مدت بر شاخص&zwnj;های حقیقی و اسمی مؤثر نمی&zwnj;باشد.</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">&nbsp;</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px"><b>-&nbsp;کاهش عرضه در بازار؛</b></span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">&nbsp;</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">تحلیل&zwnj;های اقتصادی اصولاً مبتنی بر تحلیل در قالب عرضه و تقاضاست. عرضه&zwnj;ی کم ارز در بازار از مهم&zwnj;ترین دلایل افزایش نرخ ارز می&zwnj;باشد.</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">&nbsp;</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px"><b>-&nbsp;وجود تورم؛</b></span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">&nbsp;</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">روند نرخ ارز و طلا در چند دهه&zwnj;ی گذشته روند کاملاً صعودی را نشان می&zwnj;دهد و برعکس سایر دارایی&zwnj;ها مانند مسکن هزینه&zwnj;ی استهلاک، مالیات و هزینه&zwnj;ی نگهداری ندارد ریسک شکست پایین و قدرت نقدشوندگی بالایی دارد و همین امر باعث ایجاد انگیزه برای تبدیل سرمایه به دارایی&zwnj;هایی شده است که ریسک کاهش ارزش برای آن&zwnj;ها پایین است.</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">&nbsp;</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px"><b>جمع&zwnj;بندی</b></span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">&nbsp;</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">با خروج کنترل بازار از دست مقام&zwnj;های پولی، شاهد آن هستیم که آن&zwnj;ها از مزایای افزایش نرخ ارز حمایت نموده&zwnj;اند، شاید بتوان برای افزایش نرخ ارز فوایدی همچون افزایش رقابت پذیری جهانی و افزایش صادرات را برشمرد.</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">&nbsp;</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px"><b>&nbsp;اما برای نوسانات نرخ ارز یا حباب قیمت برای آن هیچ مزیتی وجود ندارد و معایبی همچون:</b></span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">&nbsp;</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px"><b>- </b>ایجاد نوسانات تجاری در داخل و نوسانات تجاری بین&zwnj;المللی برای صادرات ایران؛</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">&nbsp;</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px"><b>-&nbsp;</b>کاهش ارزش پول ملی؛</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">&nbsp;</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px"><b>-</b>&nbsp;تورم وارداتی؛</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">&nbsp;</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px"><b>-</b> نوسان و افزایش قیمت نهاده&zwnj;ها و کالاهای واسطه&zwnj;ای وارداتی؛</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">&nbsp;</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px"><b>- </b>افزایش قاچاق کالاهای ضروری به خارج از کشور؛</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">&nbsp;</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px"><b>- </b>افزایش بی&zwnj;ثباتی و افزایش ریسک سرمایه&zwnj;گذاری.</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">&nbsp;</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">را می&zwnj;توان برای افزایش و نوسانات نرخ ارز برشمرد.</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">&nbsp;</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px"><b>پی&zwnj;نوشت:</b></span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">&nbsp;</span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">[1].<span dir="ltr">Purchasing power parity (ppp)&nbsp; </span></span></div><div dir="rtl"><span style="font-size: 12px">&nbsp;</span></div><div dir="rtl"><strong><span style="font-size: 12px">*سید پرویز جلیلی&zwnj;کامجو؛ دانشجوی دکتری اقتصاد دانشگاه اصفهان/ گروه اقتصادی اندیشکده برهان/ انتهای متن|</span></strong></div></div><p>&nbsp;</p>