9635 چرایی توجه به سخنان آقای ظریف اعتماد در روابط بین‌الملل حماقت دیپلماتیک است در روابط بین‌الملل، اصل بر افزایش قدرت و امنیت است. در این فضا سخن گفتن از اعتماد فی‌مابین کشورها اساساً محلی از اعراب ندارد و بیشتر شبیه به یک جوک سیاسی است. <div dir="rtl"><b>گروه بین&zwnj;الملل برهان؛ </b>اخیراً به نقل از آقای دکتر ظریف سخنانی مطرح شده است که ضروری است به آن بیشتر توجه شود. بیان شده است که ایشان در جلسه&zwnj;ای در مجلس شورای اسلامی فرموده&zwnj;اند که در خصوص اعتماد به آمریکا اشتباه کرده&zwnj;اند. هرچند این سخنان از سوی وزارت امور خارجه تکذیب شده و این وزارتخانه بیان داشته است که مسئله&zwnj;ی اعتمادی که آقای ظریف از آن سخن گفته&zwnj;اند، نه مربوط به مذاکرات است و نه مربوط به برجام، اما اگر حتی یک درصد این موضوع صحت داشته باشد، حاوی نکاتی است که ضروری است به آن&zwnj;ها توجه شود:</div><div dir="rtl">&nbsp;</div><div dir="rtl"><b>1. عدم اعتماد به آمریکا: </b>آمریکایی&zwnj;ها غیرقابل اعتمادند. این موضوع به&zwnj;خاطر آمریکایی بودن آن&zwnj;هاست. اساساً در هر معادله&zwnj;ی بین&zwnj;المللی که تابه&zwnj;حال با حضور و نقش آمریکا رقم خورده است، اگر مبنا بر اعتماد به آمریکایی&zwnj;ها گذارده شده، به شکست منتهی شده است. نگاهی به مذاکره&zwnj;ی آمریکایی&zwnj;ها با مصری&zwnj;ها، لیبیایی&zwnj;ها، فلسطینی&zwnj;ها، چینی&zwnj;ها، روس&zwnj;ها و سایر ملت&zwnj;ها و کشورهایی که با این کشور مبادله&zwnj;ای داشته&zwnj;اند، نشان&zwnj;دهنده&zwnj;ی این موضوع است که آمریکایی&zwnj;ها اساساً در مناسبات خود با حسن&zwnj;نیت رفتار نمی&zwnj;کنند.</div><div dir="rtl">&nbsp;</div><div dir="rtl"><b>2. اعتماد ریشه در حسن&zwnj;نیت طرف مقابل دارد: </b>چرا و براساس چه منطقی آمریکایی&zwnj;ها بایستی در برابر ایران حسن&zwnj;نیت داشته باشند؟ اگر قرار بر حسن&zwnj;نیت آمریکایی&zwnj;ها در برابر ایران بود که این همه خصومت در چهار دهه تقابل آن&zwnj;ها با جمهوری اسلامی معنایی نداشت. مگر می&zwnj;توان پس از چهار دهه دشمنی سخن از حسن رابطه و اعتماد به میان آورد؟ برای پاسخ بایستیابتدا به تغییرات پیش&zwnj;آمده دقت داشت. چه&zwnj;چیزی بایستی تغییر کرده باشد که سبب اعتماد و حسن&zwnj;نیت دو طرف شود؟ پاسخ روشن است. چیزی تغییر نکرده است، سطح خصومت جمهوری اسلامی به&zwnj;دلیل رفتارهای سوء آمریکایی&zwnj;ها در منطقه و در قبال ایران در همان میزان قبل است و سطح خصومت آمریکایی&zwnj;ها در قبال ایران نیز به&zwnj;دلیل آنچه آن&zwnj;ها فعالیت&zwnj;های ثبات&zwnj;زدای جمهوری اسلامی در منطقه و جهان تلقی می&zwnj;کنند، در همان بعد و سطح قبلی است. بنابراین چیزی تغییر نکرده است که سبب&zwnj;ساز اعتماد در روابط دو کشور نسبت&zwnj;به هم شده باشد. لذا اگر اعتمادی به رفتار آمریکایی&zwnj;ها وجود داشته، چه قبل از مذاکرات، چه حین مذاکرات و چه بعد از مذاکرات، اساساً اشتباه بوده است.</div><div dir="rtl">&nbsp;</div><div dir="rtl"><b>3. ماهیت روابط بین&zwnj;الملل: </b>سوای از تاریخ روابط خارجی ایران و آمریکا، بایستی اشاره کرد که اساساً مسئله&zwnj;ی اعتماد در قاموس روابط بین&zwnj;الملل معنی پیدا نمی&zwnj;کند. روابط بین&zwnj;الملل که در آن اصل خودیاری حکم&zwnj;فرماست، به&zwnj;صورت بنیادین با مسئله&zwnj;ی اعتماد متباین است. در روابط بین&zwnj;الملل، هرکس مسئول تأمین منافع و امنیت خود است و چشم دوختن به دولت دیگر یا اصطلاحاً &laquo;هژمون&raquo; برای تأمین امنیت، مسئله&zwnj;ای اشتباه است. این اشتباه نه به&zwnj;دلیل ماهیت بازیگران موجود در روابط بین&zwnj;الملل، بلکه به&zwnj;خاطر ماهیت خود روابط بین&zwnj;الملل است. ماهیت روابط بین&zwnj;الملل شبیه قانون جنگل است که در آن همه&zwnj;ی انسان&zwnj;ها گرگ یکدیگرند و در این فضا و محیط تنها کسانی بقا می&zwnj;یابند که بتوانند تمام منافع را خودشان کسب کنند. بنابراین اساساً چیزی به نام حسن&zwnj;نیت و اعتماد نمی&zwnj;تواند محلی از اعراب داشته باشد.</div><div dir="rtl">&nbsp;</div><div dir="rtl">روابط بین&zwnj;الملل که از قراردادهای وستفالیا آغاز شده و جنگ&zwnj;های مذهبی را پایان داده است، با اصولی شبیه به &laquo;عدم مداخله در امور داخلی کشورهای دیگر&raquo;، تکلیف خود را با واژگان و منطقی به نام حسن&zwnj;نیت و اعتماد مشخص کرده است. در روابط بین&zwnj;الملل به این دلیل که دولت&zwnj;ها به&zwnj;دنبال منافع حداکثری در روابطشان با کشورهای دیگر هستند، اصل عدم مداخله در روابط فی&zwnj;مابین حاکم می&zwnj;شود و هم ازاین&zwnj;رو نباید دست به مداخله بزنند. نیز در روابط بین&zwnj;الملل وستفالیایی، بحث و اصل &laquo;عدم توسل به زور&raquo; حکم&zwnj;فرماست؛ یعنی کشورها به&zwnj;دنبال توسل به زور برای تأمین منافع و امنیت خود هستند. بعد از وستفالیا، با قاعده&zwnj;ی عدم توسل به زور، این موضوع تحدید شده است.</div><div dir="rtl">&nbsp;</div><div dir="rtl">موضوع عدم توسل به زور در روابط بین&zwnj;الملل به&zwnj;قدری از اهمیت برخوردار است که چهار سده است تمام حقوق&zwnj;دانان و سیاست&zwnj;مداران دنیا روی آن مناقشه و درگیری دارند تا اینکه نهایتاً با نگارش بند چهار ماده&zwnj;ی دو منشور ملل متحد، یک تعریف واحد از آن ارائه شده است. مراد از بیان این عبارات این است که دولت&zwnj;ها به&zwnj;هیچ&zwnj;وجه به&zwnj;دنبال اعتماد و سازه&zwnj;ای به نام حسن&zwnj;نیت بین خود نبوده&zwnj;اند و در حال حاضر نیز به&zwnj;دنبال چنین سازه&zwnj;ای نیستند. تاریخ روابط بین&zwnj;الملل، تاریخ توسل به زور و پشت کردن به اصلی به نام اعتماد است و اکنون نیز هیچ تغییری در این رویکرد به وجود نیامده است.</div><div dir="rtl">&nbsp;</div><div dir="rtl">بنابراین نه&zwnj;تنها در قبال آمریکا، بلکه اساساً در روابط بین&zwnj;الملل، به هیچ دولتی نمی&zwnj;توان اعتماد کرد. این منطق روابط بین&zwnj;الملل است. حال اگر برخی قرار است مکانیسم دیگری به&zwnj;جای روابط بین&zwnj;الملل را برای روابط ایران با دیگر کشورها در نظر گیرند، موضوع کاملاً متفاوت می&zwnj;شود و نام آن دیگر روابط بین&zwnj;الملل نیست.</div><div dir="rtl">&nbsp;</div><div dir="rtl"><b>4. ایران و مسئله&zwnj;ی &laquo;اعتماد به آمریکا&raquo;: </b>سوای از سه موضوع فوق&zwnj;الاشاره، که البته از اهمیت فراوانی برخوردار هستند، در اینجا بنا داریم بر مسئله&zwnj;ی روابط بین ایران و آمریکا اشاره کنیم و متعاقباً مسئله&zwnj;ی اعتماد بین این دو را مورد بررسی قرار دهیم. آیا می&zwnj;توان فرض کرد که بین ایران و آمریکا چیزی به نام اعتماد صورت&zwnj;بندی شود؟ پاسخ شفاف است: خیر. نه به&zwnj;خاطر اینکه اعتماد هیچ موجودیتی در روابط بین&zwnj;الملل ندارد و نه به&zwnj;خاطر ماهیت دولت آمریکا، بلکه به&zwnj;خاطر ساخت دشمنی موجود بین دو کشور، مجموعه عناصر متعددی سبب شده است که ایران، آمریکا را و آمریکا ایران را به&zwnj;عنوان &laquo;دشمن&raquo; برسازی کنند. ضروری است که به برخی از آن&zwnj;ها اشاره شود:</div><div dir="rtl">&nbsp;</div><div dir="rtl"><b>الف) آمریکایی&zwnj;ها و تاریخ رابطه با ایران</b>: از زمانی که آمریکایی&zwnj;ها از انزواگرایی در روابط بین&zwnj;المللی خود دست کشیدند و تصمیم گرفتند در قالب طرح مارشال وارد صحنه&zwnj;ی بین&zwnj;المللی شوند و متعاقباً با ایران وارد رابطه شدند، تاریخچه&zwnj;ای از چپاول و رابطه&zwnj;ی یکجانبه به نفع منافع آمریکا حاکم بوده است. اصطلاحاً در ذهنیت فرد ایرانی هرجا منافع آمریکا اقتضا کرده، در ایران کنشگری کرده است و این انتفاع نیز در ذهنیت ایرانی یک&zwnj;طرفه و به&zwnj;نفع این کشور و به&zwnj;ضرر ایرانی&zwnj;ها بوده است.</div><div dir="rtl">&nbsp;</div><div dir="rtl"><b>ب) کودتای 28 مرداد: </b>به&zwnj;همراه انگلیسی&zwnj;ها که در ذهنیت ایرانی، به&zwnj;مثابه&zwnj;ی یک دشمن دستاوردهای ملی نمود یافته&zwnj;اند که در ملی شدن صنعت نفت به&zwnj;صورت بارز قابل مشاهده است، بایستی اشاره کرد که به&zwnj;دلیل حمایت آمریکایی&zwnj;ها از کودتای 28 مرداد 32 ذهنیت ایرانی نسبت&zwnj;به آمریکایی&zwnj;ها در یک برساخت غیردوستانه شکل&zwnj;بندی شده است. کودتای 28 مرداد تلاش برای اسقاط حق تعیین سرنوشت ایرانی&zwnj;ها طی یک سده&zwnj;ی اخیر بوده است و به&zwnj;سادگی از ذهنیت ایرانی رخت نخواهد بست. به&zwnj;طور مثال، اگر از هر ایرانی این سؤال پرسیده شود که چه تصوری نسبت&zwnj;به رابطه&zwnj;ی آمریکا و یک دولت ملی در ذهن دارد، احتمالاً و به&zwnj;صورت خودکار ذهن وی به&zwnj;سمت کودتای 28 مرداد و اسقاط حکومت ملی مردم سوق خواهد یافت.</div><div dir="rtl">&nbsp;</div><div dir="rtl"><b>ج) 25 سال رابطه و 25 سال انتفاع آمریکا</b>: طی 25 سال پس از روی کار آمدن زاهدی بعد از کودتا و متعاقباً قدرت&zwnj;گیری محمدرضا، آمریکایی&zwnj;ها به&zwnj;انحای مختلف بر امورات کشور مستولی شدند. از کنترل منابع طبیعی و انسانی کشور گرفته تا کنترل رژیم سیاسی. نتیجه&zwnj;ی این کنترل نیز ساده و شفاف بود: چپاول کشور. آمریکایی&zwnj;ها تا حدی بر امور کشور کنترل داشتند که مستشاران نظامی آن&zwnj;ها امورات نظامی ایران را مدیریت و کنترل می&zwnj;کردند. در ذهن ایرانی، حضور آمریکا در کشور به مداخلات در ابعاد متعدد زندگی مردم، اعم از بعد سیاسی، نظامی، فرهنگی، مذهبی و اقتصادی بر&zwnj;می&zwnj;گردد.</div><div dir="rtl">&nbsp;</div><div dir="rtl"><b>د) آمریکایی&zwnj;ها و انقلاب: </b>سابقه&zwnj;ی تاریخی انقلاب مردمی و مذهبی مردم، درخصوص نقش آمریکایی&zwnj;ها، ذهنیتی توأم با خصومت از این کشور در ذهن ایرانی شکل داده است. ذهنیتی که در آن آمریکایی&zwnj;ها سعی در استحاله، مصادره و از بین بردن این انقلاب داشته&zwnj;اند. هرچند در رسیدن به هریک از این&zwnj;ها شکست خورده&zwnj;اند، اما آنچه در تاریخچه&zwnj;ی ذهن ایرانی به&zwnj;جای مانده، همین تلاش&zwnj;ها برای از بین بردن انقلاب است.</div><div dir="rtl">&nbsp;</div><div dir="rtl"><b>هـ) ایران&zwnj;هراسی: </b>درست بعد از ناکامی آمریکایی&zwnj;ها از به نتیجه رساندن جنگ عراق، که با کمک&zwnj;های مستقیم و غیرمستقیم غربی&zwnj;ها علیه ایران صورت گرفت، آن&zwnj;ها وارد فاز ایران&zwnj;هراسی در سطح بین&zwnj;المللی شدند. از امپراتوری رسانه&zwnj;ای خود بهره جستند و مدام ایران را متهم به مداخله در امور کشورهای دیگر کردند. ایران را متهم به ثبات&zwnj;زدایی در منطقه&zwnj;ی غرب آسیا و شمال آفریقا کردند. هم ازاین&zwnj;رو تمام هم خود را به کار بستند تا ایران را نزد کشورهای منطقه و متعاقباً بین&zwnj;الملل، به&zwnj;عنوان یک کشور شرمنده معرفی کنند تا به&zwnj;واسطه&zwnj;ی آن هم به&zwnj;اصطلاح ایران را مدیریت کنند و از قدرت&zwnj;گیری آن بکاهند، هم یک منازعه&zwnj;ی مذهبی در منطقه با هراساندن کشورهای منطقه از افزایش قدرت شیعه راه اندازند. لذا از سیاست تفرقه بینداز و حکومت کن انگلیسی&zwnj;ها بهره جستند و با استمساک به آن، کشورهای تندروی مرتجع منطقه را به مقابله با ایران تشویق کردند. این موضوع نیز در ذهن ایرانی به&zwnj;عنوان یک عامل خصومت آمریکایی&zwnj;ها نقش بسته است.</div><div dir="rtl">&nbsp;</div><div dir="rtl"><b>5. چرا ایرانی&zwnj;ها بایستی به آمریکا اعتماد کنند</b>؟ اساساً چرا ایرانی&zwnj;ها بایستی به آمریکایی&zwnj;ها اعتماد کنند؟ چه دلیلی برای اعتماد به آمریکایی&zwnj;ها وجود دارد؟ آمریکایی&zwnj;ها نیز ایران را دشمن خود معرفی می&zwnj;کنند و از این نمد دشمنی با ایران برای خود کلاه&zwnj;هایی دوخته&zwnj;اند. طرف ایرانی به&zwnj;خوبی باید بداند که این دشمنی نه ریشه در معادلات و مناسبات یک دهه&zwnj;ی اخیر، بلکه ریشه در تاریخچه&zwnj;ی انقلاب اسلامی ایران و بلکه پیش&zwnj;تر، تاریخچه&zwnj;ی عزت&zwnj;جویی ایرانیان دارد. بنابراین دلیلی ندارد که به آمریکایی&zwnj;ها اعتماد وجود داشته باشد. اساساً اعتماد به آمریکا معنایی جز حماقت دیپلماتیک و سیاسی ندارد.</div><div dir="rtl">&nbsp;</div><div dir="rtl"><b>6. آمریکایی&zwnj;های ناتوان از تأمین منافع خود: </b>درحالی&zwnj;که به هر جای دنیا که نگاه شود، آمریکایی&zwnj;ها در باتلاق خودساخته&zwnj;شان گیر کرده&zwnj;اند و در اداره&zwnj;ی امور خود نیز با مشکلات اقتصادی فراوان مواجه هستند، عجیب است که برخی از اعتماد به آمریکا دم می&zwnj;زنند و سخن می&zwnj;گویند. وقتی به بدهی&zwnj;های دولت آمریکا در سطح بین&zwnj;الملل نگاه می&zwnj;شود، یک رقم سرسام&zwnj;آور مشاهده می&zwnj;شود که به&zwnj;راحتی نمی&zwnj;توان از کنار آن گذشت. همچنین وقتی به شکست&zwnj;های پی&zwnj;درپی این کشور در مناطق مختلف جهان و در به&zwnj;اصطلاح برقراری امنیت توسط آن&zwnj;ها نگاه می&zwnj;شود، چیزی جز فاجعه در برقراری امنیت مشاهده نمی&zwnj;شود. بنابراین مسئله&zwnj;ی اعتماد به آمریکا در اساس یک موضوع زائد و توهمی ناشی از عدم شناخت پتانسیل&zwnj;ها و محذورات این کشور است.</div><div dir="rtl">&nbsp;</div><div dir="rtl"><b>فرجام سخن </b></div><div dir="rtl">&nbsp;</div><div dir="rtl">موضوع اعتماد به آمریکا چندصباحی است توسط عده&zwnj;ای در کشور مورد پیگیری قرار گرفته و تبدیل به یک مسئله&zwnj;ی حیاتی شده است. به&zwnj;گونه&zwnj;ای که بسیاری از واکنش&zwnj;ها را نیز در پی داشته است. عده&zwnj;ای برآن هستند که ماهیت دولت آمریکا طی سال&zwnj;های گذشته دستخوش تغییر شده و ضروری است با دیدن این زاویه تغییر کرده با این کشور تعامل برقرار شود. غافل از اینکه اساساً منطق روابط بین&zwnj;الملل منطق خوش&zwnj;بینی و ساده&zwnj;سازی معادلات نیست، در روابط بین&zwnj;الملل اصل بر افزایش سطح و بعد قدرت ملی است، بدون توجه به اصولی مثل حسن&zwnj;نیت و اعتماد و سایر اصولی که ریشه در نگاه لیبرال به روابط بین&zwnj;الملل دارند.</div><p>&nbsp;</p><p><strong>*گروه بین الملل برهان/انتهای متن/</strong></p><p>&nbsp;</p><p><strong><strong style="text-align: justify; widows: 2; text-transform: none; font-style: normal; text-indent: 0px; font-family: Tahoma; white-space: normal; orphans: 2; letter-spacing: normal; color: rgb(0,0,0); font-size: 12px; word-spacing: 0px; font-variant-ligatures: normal; font-variant-caps: normal; -webkit-text-stroke-width: 0px"><font size="2"><p style="text-align: justify; widows: 1; text-transform: none; background-color: rgb(255,255,255); text-indent: 0px; margin: 4px 0px; font: 12px/20px Tahoma; white-space: normal; orphans: 2; letter-spacing: normal; color: rgb(0,0,0); word-spacing: 0px; -webkit-text-stroke-width: 0px; font-stretch: normal"><span style="color: rgb(0,0,0)"><strong><br class="Apple-interchange-newline" />&nbsp;</strong></span><span style="color: rgb(0,0,0)">&nbsp;</span><strong><strong><strong style="text-align: justify; line-height: 20px; widows: 1; text-transform: none; background-color: rgb(255,255,255); font-style: normal; text-indent: 0px; font-family: Tahoma; white-space: normal; letter-spacing: normal; color: rgb(0,0,0); font-size: 12px; word-spacing: 0px; font-variant-ligatures: normal; font-variant-caps: normal; -webkit-text-stroke-width: 0px"><b style="text-align: justify; line-height: 20px; widows: 1; text-transform: none; background-color: rgb(255,255,255); font-style: normal; text-indent: 0px; font-family: Tahoma; white-space: normal; letter-spacing: normal; color: rgb(0,0,0); font-size: 12px; word-spacing: 0px; font-variant-ligatures: normal; font-variant-caps: normal; -webkit-text-stroke-width: 0px"><a href="http://www.borhan.ir/NSite/FullStory/News/?Id=9397" style="text-decoration: none"><span style="color: rgb(0,0,0)"><strong><br class="Apple-interchange-newline" /></strong></span></a></b></strong></strong></strong></p><p style="text-align: right; widows: 1; text-transform: none; background-color: rgb(255,255,255); text-indent: 0px; margin: 4px 0px; font: 12px/20px Tahoma; white-space: normal; orphans: 2; letter-spacing: normal; color: rgb(0,0,0); word-spacing: 0px; -webkit-text-stroke-width: 0px; font-stretch: normal"><span style="color: rgb(0,0,0)"><strong style="text-align: justify; line-height: 20px; widows: 1; text-transform: none; background-color: rgb(255,255,255); font-style: normal; text-indent: 0px; font-family: Tahoma; white-space: normal; letter-spacing: normal; color: rgb(0,0,0); font-size: 12px; word-spacing: 0px; font-variant-ligatures: normal; font-variant-caps: normal; -webkit-text-stroke-width: 0px"><b style="text-align: justify; line-height: 20px; widows: 1; text-transform: none; background-color: rgb(255,255,255); font-style: normal; text-indent: 0px; font-family: Tahoma; white-space: normal; letter-spacing: normal; color: rgb(0,0,0); font-size: 12px; word-spacing: 0px; font-variant-ligatures: normal; font-variant-caps: normal; -webkit-text-stroke-width: 0px"><strong style="text-align: justify; line-height: 20px; widows: 1; text-transform: none; background-color: rgb(255,255,255); font-style: normal; text-indent: 0px; font-family: Tahoma; white-space: normal; letter-spacing: normal; color: rgb(0,0,0); font-size: 12px; word-spacing: 0px; font-variant-ligatures: normal; font-variant-caps: normal; -webkit-text-stroke-width: 0px"><strong style="text-align: justify; line-height: 20px; widows: 1; text-transform: none; background-color: rgb(255,255,255); font-style: normal; text-indent: 0px; font-family: Tahoma; white-space: normal; letter-spacing: normal; color: rgb(0,0,0); font-size: 12px; word-spacing: 0px; font-variant-ligatures: normal; font-variant-caps: normal; -webkit-text-stroke-width: 0px"><strong><strong><span style="font-size: 12px"><span style="font-family: Tahoma"><span dir="rtl" lang="FA" style="line-height: 12px"><br class="Apple-interchange-newline" style="text-align: justify; widows: 1; text-transform: none; background-color: rgb(255,255,255); text-indent: 0px; font: 12px/20px Tahoma; white-space: normal; letter-spacing: normal; color: rgb(0,0,0); word-spacing: 0px; -webkit-text-stroke-width: 0px; font-stretch: normal" /></span></span></span></strong></strong></strong></strong></b></strong></span><strong style="text-align: justify; line-height: 20px; widows: 1; text-transform: none; background-color: rgb(255,255,255); font-style: normal; text-indent: 0px; font-family: Tahoma; white-space: normal; letter-spacing: normal; color: rgb(0,0,0); font-size: 12px; word-spacing: 0px; font-variant-ligatures: normal; font-variant-caps: normal; -webkit-text-stroke-width: 0px"><b style="text-align: justify; line-height: 20px; widows: 1; text-transform: none; background-color: rgb(255,255,255); font-style: normal; text-indent: 0px; font-family: Tahoma; white-space: normal; letter-spacing: normal; color: rgb(0,0,0); font-size: 12px; word-spacing: 0px; font-variant-ligatures: normal; font-variant-caps: normal; -webkit-text-stroke-width: 0px"><strong style="text-align: justify; line-height: 20px; widows: 1; text-transform: none; background-color: rgb(255,255,255); font-style: normal; text-indent: 0px; font-family: Tahoma; white-space: normal; letter-spacing: normal; color: rgb(0,0,0); font-size: 12px; word-spacing: 0px; font-variant-ligatures: normal; font-variant-caps: normal; -webkit-text-stroke-width: 0px"><strong style="text-align: justify; line-height: 20px; widows: 1; text-transform: none; background-color: rgb(255,255,255); font-style: normal; text-indent: 0px; font-family: Tahoma; white-space: normal; letter-spacing: normal; color: rgb(0,0,0); font-size: 12px; word-spacing: 0px; font-variant-ligatures: normal; font-variant-caps: normal; -webkit-text-stroke-width: 0px"><strong><strong><span style="font-size: 12px"><span style="font-family: Tahoma"><span dir="rtl" lang="FA" style="line-height: 12px"><a href="https://telegram.me/borhan_ir" target="_blank" style="text-align: justify; widows: 1; text-transform: none; background-color: rgb(255,255,255); text-indent: 0px; font: 12px/20px Tahoma; white-space: normal; letter-spacing: normal; word-spacing: 0px; text-decoration: none; -webkit-text-stroke-width: 0px; font-stretch: normal"><span style="color: rgb(0,0,0)"><img alt="" src="http://borhan.ir/NewsBorhan/Images/News/Editor/Telegram%20Bottun-Recovered-4.jpg" width="630" height="158" /></span></a></span></span></span></strong></strong></strong></strong></b></strong></p></font></strong></strong></p>