مصدق یا کاشانی؟ -1
تعامل بین مصدق و کاشانی در واقع تعامل بین دو گفتمان متفاوت است. یکی گفتمان ناب دینی بر پایه‌ی اصول اسلام و مذهب و دیگری تفکر غیر دینی و لیبرالی بر مبنای سکولاریسم که جایگاهی برای رهبری دینی در سیاست قائل نیست.

مصدق یا کاشانی؟ -2
در قسمت اول این مقاله به صورت تفصیلی به تحلیل دو خط فکری حاکم بر نهضت ملی نفت در ایران پرداختیم. حال با عنایت به آنچه ذکر شد در قسمت دوم این مقاله به صورت مصداقی و موردی به بررسی نوع تعامل مصدق با کاشانی و اختلافات این دو خواهیم پرداخت.

اختلاف انگیزی انگلیسی در نهضت ملی
رد پای عناصر نفوذی وابسته به بیگانه در سه رکن تأثیرگذار نهضت ملی شدن صنعت نفت دیده می‌شود به گونه‌ای که با غفلت رهبران، اختلافاتی را ایجاد و هدایت کردند، تا بتوانند مردم را از صحنه دور و کودتایی را بر ملت ایران تحمیل کنند.

چه کسی برای اولین‌بار گفت: نفت ملی ایران؟
دکتر مصدق اولین فرد در ارائه‌ی پیشنهاد ملی کردن نفت ایران نبود. وی حتی سابقه‌ی مخالفت با ملی کردن نفت را در کارنامه‌ی خود دارد. در واقع در برهه‌ی ملی شدن نفت، دکتر مصدق سوار موجی شد که به‌وسیله‌ی دیگران راه افتاده بود و البته در مسیر ملی کردن نفت ایران، زحمات زیادی متحمل شد.

روایتی از کودتای آمریکایی
کودتای 28 مرداد نقطه‌ی عطفی در تاریخ معاصر ایران است. گفت‌وگوی حاضر به بررسی اهمیت این رویداد، بسترهای کودتا، نوع استفاده‌ی شاه از عوامل خارجی، واکنش مصدق و آیت‌الله کاشانی در قبال کودتا می‌پردازد.

کاشانی در کلام روح‌الله
امام خمینی و آیت‌الله کاشانی بر این باور بودند که روحانی باید در عرصه‌ی داخلی با مظاهر بی‌عدالتی، انحرافات و مفاسد و در عرصه‌ی خارجی نیز با استعمارگران مبارزه کند. آیت‌الله کاشانی عمیقاً بر این باور بودند که روحانی باید در سیاست دخالت کند و اساساً دخالت در سیاست از ویژگی‌های بارز یک روحانی متعهد و اصیل است.

اعتباریابی انطباق کوروش بر ذوالقرنین
«ناسیونالیسم افراطی» مسأله‌ای نیست که بتوان آن را به مقطع خاصی از تاریخ دوران معاصر محدود کرد. حامیان این گفتمان با فراز و فرودهایی در سده‌ی گذشته همواره در حیات تاریخ معاصر ایران ابراز وجود کرده‌اند گفتمانی که پس از پیروزی انقلاب اسلامی نیز از جانب افراد و گروه‌هایی در حال طرح بوده و می‌باشد.

و اما واقعیت «کوروش»!
اطلاعات ما درباره‌ی کوروش کاملاً از غرب آمده است؛ یعنی، حتی یک کلمه‌ درباره‌ی کوروش در منابع درجه‌ی یک فارسی وجود ندارد. تمام کسانی که در این رابطه پژوهش کرده‌اند و به ما اطلاعات داده‌اند، غربی‌اند و اکثرشان یهودی‌اند. از همه مهم‌تر این که اطلاعاتشان تطبیق عجیبی با تورات دارد.

صحت روایات تاریخی منتسب به «کوروش»
در مقطعی که کورش بابل را فتح کرد، حضرت دانیال نبی(سلام‌الله‌علیه)، بر اساس نقل تورات، وزیر «نبونید» بوده است. سال شهادت حضرت دانیال نبی(سلام‌الله‌علیه) دقیقاً مطابق با سال «فتح بابل» توسط «کوروش» است. «بنی‌اسراییل» ورود کورش به بابل را جشن گرفتند و همان سال پیامبرشان که وزیر «نبونید» بود کشته شد.

نقش آفرینی انگلیسی‌ها در تکوین تاریخ‌نگاری جدید ایران
«سرجان ملکم» با نگارش کتاب «تاریخ ایران» اولین بار بحث ایران باستان و تئوری آریا محوری را به شکل منسجم مطرح می‌کند. هدف این تئوری جنگ با هویت اسلامی از طریق ناسیونالیسم ایران باستان است. در تاریخ‏نگاری ناسیونالیزم شووینیستی (باستان‏گرا) محور اصلی این است که اثبات کنند ایرانی‌ها قومی متفاوت از مردم بین‌النهرین هستند.

جامعه‌ی معاصر ایرانی، «‌وابستگی هویتی» به باستان‏گرایی ندارد!
آن‏چه مایه‏‌ی شکل­ گیری بسیج اجتماعی و حلقه‌ی اتصال توده‌‏ های مردم به یک‏دیگر بود، نه طبقه بود و نه ملّیت و نه قومیّت و نه حزب و نه نژاد، بلکه تنها و تنها، ‌«مسلمان بودن» (وابستگی به ایدئولوژی اسلامی) بود که اکثریت توده ‏‌های مردم ایران را در کنار هم و در یک صف قرار داد.

چرا ایران پس از اسلام ملاک بالیدن باشد؟
ورود اسلام به ایران فضای فرهنگی را متحول ساخت و ظرفیت‌های علمی - فرهنگی ایرانیان را به فعلیت رساند، چهره‌های بی‌شمار علمی - فرهنگی از جای‏جای ایران سر برآورده و مبدل به نقش‏آفرینان عمده‌ی عرصه‌ی فرهنگ و تمدن جهان اسلام گردیدند. اما مهم‏ترین موهبت اسلام به ایران، خداپرستی ایرانیان بعد از ورود اسلام است.